رسانه اجتماعی - تحلیلی بازار سرمایه

تحلیل جدید مسعود نیلی از اقتصاد ایران
اهمیت : مهم

16

مسعود نیلی مشاور اقتصادی رئیس جمهور در مقاله‌ای مفصل و جامع اقتصاد ایران را در بزنگاه تاریخی و سرنوشت‌ساز کنونی مورد ارزیابی قرار داده است.
اقتصاد آنلاین:

واکاوی روند توسعه اقتصادی درکشورهای مختلف که در مقاطعی خاص، عملکردهای شاخصی (بسیار خوب یا بسیار بد) به نمایش گذاشته اند، نشان می دهد که این کشور ها بخشی از سرنوشت خود را مرهون تصمیم گیری های درست یا نادرست در بزنگاه های تاریخی هستند. چنانچه عملکرد کشورهایی که به عنوان معجزه های اقتصادی یا فجایع رشد شناخته می شوند، طی چند دهه گذشته مورد بررسی قرار گیرد، احتمالاً این نتیجه حاصل می شود که شاید در تعدادی حدود ۱۰ کشور معجزه رشد اقتصادی بیش از شش درصد برای یک دوره طولانی، اتفاق افتاده است. در مقابل، در کمتر از پنج کشور هم فجایع رشد قابل مشاهده است که این کشور ها از نظر عملکرد اقتصادی و ایجاد رفاه برای مردمشان عملکرد قابل دفاعی نداشته اند.

فارغ از اینکه این دو گروه کشور، چه سیاست هایی را در مسیر خود برگزیده اند، شواهد موجود نشان می دهد که موضوع زمان نیز تعیین کننده بوده و این کشور ها، در مقاطعی خاص، موفق به اتخاذ تصمیم های سرنوشت سازی در راستای توسعه اقتصادی خود نشده اند، و البته برخی دیگر، در مقاطع زمانی خاص توفیق آن را داشته اند که تغییراتی در شیوه کار خود ایجاد کنند. به عبارتی کشورهایی که به عنوان معجزات یا فجایع رشد شناخته می شوند، بخشی از سرنوشت خود را مرهون تصمیم گیری های درست یا نادرست در بزنگاه های تاریخی هستند.

در واقع، فرصت شناسی برخی از کشور ها در مقاطع مهم تاریخی، سبب رقم خوردن آینده ای بسیار متفاوت از گذشتهٔ آن ها شده است. برای مثال، ممکن است چندان قابل تصور نباشد که کشوری مانند برزیل تا اواخر دهه۹۰، تورم متوسط بالای ۸۰۰ درصد را تجربه کرده و امروز این کشور به عنوان یکی از اقتصادهای نوظهور شناخته می شود. یا کشوری مانند تایوان که از تعارض میان چین و سایر کشورهای اطراف خود بهره برداری کرده و به توسعه دست یافت. کره جنوبی از موقعیت همسایگی خود با کره شمالی برای خود فرصت ساخت و توانست مواهب بین المللی را به سوی خود جذب کند. در نقطه مقابل، کشورهایی نیز در اثر تصمیم های نادرست، از شرایط مطلوبی که داشته اند به شرایط نامطلوب و حتی فجیع نزدیک شده اند. کشور رودزیای جنوبی که امروز با نام زیمبابوه شناخته می شود، روزگاری اقتصادی پررونق داشت، اما در اثر تصمیم-گیری های نادرست، رفته رفته جزو فجایع اقتصادی قرن نام گرفت.

این نمونه ها، به عنوان آموزه هایی برای ایران به شمار می روند و این واقعیت را آشکار می کنند که فرصت شناسی کشور ها در مقاطعی خاص، می تواند سرنوشتی مطلوب را برای آن ها رقم بزند، و البته عدم بهره گیری از فرصت ها، ممکن است، آینده نامطلوبی را پیش روی این کشور ها قرار دهد. حال به نظر می رسد که ایران نیز در یک مقطع تاریخی حساس و سرنوشت ساز قرار گرفته است. تردیدی نیست که اگر در ۱۰ یا ۱۵ سال آینده عملکرد قابل قبول اقتصادی کشور مورد ارزیابی قرار گیرد، این ارزیابی نشان می دهد که تصمیمات تا چه حد به هنگام و سنجیده اتخاذ شده است و به واسطه همین تصمیم سازی ها ایران در مسیر رو به رشدی گام نهاده و به اقتصادی نوظهور در منطقه پیرامونی خود تبدیل شده است. در مقابل، ممکن است تحلیل متفاوتی از شرایط یک دهه آینده ایران نیز شـکل گیرد و این تحلیل مبتـنی بر موقعیـت نامطلوب ایـران در اثر تصمیم گیری نادرست در مقطع فعلی باشد. بر این اساس، تقریبا با اطمینان بالایی می توان اظهار کرد که اقتصاد ایران در ۱۰ تا ۱۵ سال آینده بسیار متفاوت از شرایط کنونی خواهد بود. این تفاوت در یک حالت می تواند به معنی تحقق شرایطی بسیار بهتر و با نمایان شدن یک اقتصاد با عملکرد برجسته باشد. یا خدای ناکرده می تواند یک اقتصاد بحران زده باشد. از این نظر اقتصاد ایران را می توان در یک مرحله خاص از تاریخ خود و به اصطلاح در یک بزنگاه تاریخی مورد ارزیابی قرار داد. بنابراین، آنچه به عنوان ضرورت ها و الزامات مورد تاکید قرار می گیرد از منظر فرصت شناسی در مقطع خاص کنونی حائز اهمیت است.


جایگاه منطقه ای
ملاحظه دیگری که در مورد تحولات اقتصادی ایران باید مورد توجه قرار گیرد، جایگاه منطقه ای آن است. این مقایسه مطابق با نمودار (۸)، نشان می دهد که عملکرد رشد اقتصادی کشور در ۱۰ سالی که از ابلاغ سند چشم انداز سپری شده، نسبت به رقبایی که در سند چشم انداز مورد اشاره قرار گرفته است، مناسب نبوده و رتبه کشور نسبت به سایر کشور ها دچار تنزل شده است.

تحلیل جدید مسعود نیلی از اقتصاد ایران


الزامات دست یابی به رشد شتابان اقتصادی
سرمایه مورد نیاز برای دستیابی به رشد پایدار اقتصادی به چه میزان است و این منابع چگونه می تواند حاصل شود؟ برای تحلیل این موضوع با توجه به جدول (۱)، می توان سه سناریوی متفاوت در نظر داشت. سناریوی نخست بیان می دارد که برای تحقق هدف اشتغالزایی، متوسط رشد سرمایه گذاری 18.9 درصد مورد نیاز است و این نرخ در سناریوهای دوم و سوم به ترتیب 16.6 و 13.8 درصد است.

تحلیل جدید مسعود نیلی از اقتصاد ایران


در حدود چهار دهه گذشته، بالا ترین رشد سرمایه گذاری حاصل شده در اقتصاد ایران، در سال های برنامه سوم اتفاق افتاده که برای دوره ای پنج ساله به حدود ۱۰ درصد رسیده است. با توجه به اینکه رشد سرمایه گذاری با گذشت زمان، دشوار تر می شود، بنابراین ارقامی که در سناریو های یاد شده مطرح شد، به سادگی حاصل نخواهد شد. در این سه سناریو، منابع خارجی مورد نیاز بر اساس محاسبات صورت گرفته و با فرض اینکه کشور از حداکثر ظرفیت های داخلی خود بهره بگیرد، سالانه (نه در طول پنج سال) در سناریوی نخست ۵۴ میلیارد دلار، در سناریوی دوم ۴۲ میلیارد دلار و در سناریوی سوم ۲۸ میلیارد دلار است. تحقق این ارقام در اقتصاد ایران تاکنون سابق نداشته و حتی ۱۰ درصد آن نیز تجربه نشده است. در نمودار (۹) نسبت تشکیل سرمایه به تولید ناخالص داخلی که شاخص متعارفی است، نشان داده شده و بر اساس سناریو های مختلف، به میزان ۴۱ درصد، ۳۹ درصد و ۳۵ درصد از کل تولید ناخالص داخلی، لازم است سرمایه گذاری صورت گیرد.

تحلیل جدید مسعود نیلی از اقتصاد ایران


این سناریو ها در حالی مورد اشاره قرار می گیرد که متوسط عملکرد اقتصاد ایران در این بخش، حدود ۲۸ درصد بوده است. با بررسی این روند، ملاحظه می شود که در فاصله سال های دهه ۱۳۸۰ به دلیل وقوع بیماری هلندی و افزایش سرمایه گذاری- ها در بخش مسکن، در این نسبت افزایش حاصل شده و به نزدیک ۳۵ هم رسیده است. در واقع ارقام سرمایه گذاری مورد نیاز نه تنها در مقایسه با عملکرد گذشته اقتصاد ایران مقادیر بالایی است بلکه در مقایسه با نسبت های بین المللی نیز ارقام بالایی قلمداد می شود. همچنین نکته قابل توجه آن است که با توجه عمده سرمایه گذاری های گذشته در بخش مسکن، هم اکنون نیاز اصلی اقتصاد ایران، سرمایه گذاری در بخش صنعت است.

تحلیل جدید مسعود نیلی از اقتصاد ایران


با توجه به آنچه مطرح شد، به نظر می رسد اقتصاد ایران نیازمند یک تحول اساسی در زمینه سرمایه گذاری است. به ویژه آنکه، از منظر تحولات بازار جهانی نفت نیز ایران در موقعیت خاصی قرار گرفته و درآمدهای حاصل از صادرات نفت کاهش چشمگیری داشته است. درآمد های ارزی حاصل از صادرات نفت، در چهار سال ۸۱ درصد کاهش یافته و این در حالی است که پیش از آن، طی ۱۲ یا ۱۳ سال شاهد افزایش مداوم درآمدهای نفتی بودیم. آنچه اکنون از کاهش قیمت نفت مشاهده می شود، کاهشی بی سابقه است و بنابراین درحالی جهش بزرگ سرمایه گذاری در اقتصاد کشور مورد تاکید قرار می گیرد که دوره وفور درآمدهای نفتی سپری شده است و منابع نفت کمک چندانی برای دستیابی به اهداف مود نظر نمی کند. حال اگر برای سال های آینده قیمت نفت در دامنه بین ۴۰ تا ۵۰ دلار در نظر گرفته شود، مطابق با نمودار (۱۱) ملاحظه می شود که درآمدهای حاصل از صادرات نفت، در دامنه ای تغییر می کند که چندان نمی توان با تکیه بر این درآمد ها امید به وقوع تحولی مثبت داشت، بنابراین لازم است به فکر تامین منابع از بسترهای دیگری بود.

تحلیل جدید مسعود نیلی از اقتصاد ایران


جذب سرمایه گذاری خارجی
واکاوی سابقه منابع خارجی با توجه به نمودار (۱۲)، عملکرد رضایت بخشی را نشان نمی دهد و اصولا نوع تعامل ایران با دنیا، بیشتر تعامل تجاری بوده تا سرمایه ای. شاید بتوان گفت اقتصاد ایران تاکنون تجربه چندانی در جذب سرمایه های مستقیم خارجی نداشته و تعامل با دنیا به صورت عمده، بر اساس صادرات نفت، تا حدودی صادرات غیر نفتی و واردات کالا دنبال شده است. چنانکه اولویت ها نیز در همین محدوده جای می گرفته که به طور مثال، واردات کالاهای مصرفی کمتر باشد یا در مقابل واردات کالاهای واسطه ای و سرمایه ای بیشتر باشد.

تحلیل جدید مسعود نیلی از اقتصاد ایران


حال در ۲۰ سال اخیر، سرمایه گذاری مستقیم خارجی با هدف صادرات، دنیای در حال توسعه را متحول کرده که در ایران همچنان تجربه نشده است. البته باید گفت که با توجه به روند صعودی قابل توجه سرمایه گذاری مستقیم خارجی در کشورهای در حال توسعه، تحقق این امر اتفاقی ناممکن و شگرف نیست. جذب صد میلیارد دلار سرمایه گذاری ظرف چندسال آتی ممکن است در بدو امر بلند پروازانه جلوه کند، اما آمار و ارقام مطابق نمودار (۱۳) نشان می دهد ظرفیت جهانی در چند سال گذشته به شدت رشد کرده و از این جهت نگرانی وجود ندارد؛ چنانکه عراق در شرایط آشفته سیاسی- امنیتی خود، در شش سال گذشته، سالی دو میلیارد دلار جذب سرمایه داشته، آذربایجان ۹ میلیارد دلار، ترکیه ۱۲ میلیارد دلار، عربستان سعودی ۱۰ میلیارد دلار و ترکمنستان ۳ میلیارد دلار، سرمایه خارجی پذیرفته اند. ضمن اینکه این کشور ها حائز ویژگی خاصی نیستند که در جذب سرمایه خارجی چنان کارآمد باشند. بنابراین ضروری است لزوم توجه به ظرفیت های داخل به منظور جذب سرمایه های خارجی بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

تحلیل جدید مسعود نیلی از اقتصاد ایران


متن کامل در لینک:
http://www.donya-e-eqtesad.com/online/1013644/#ixzz40ENmPSUa


برچسب‌ها:


مسعود نیلی مشاور اقتصادی رئیس جمهور در مقاله‌ای مفصل و جامع اقتصاد ایران را در بزنگاه تاریخی و سرنوشت‌ساز کنونی مورد ارزیابی قرار داده است.
اقتصاد آنلاین:

واکاوی روند توسعه اقتصادی درکشورهای مختلف که در مقاطعی خاص، عملکردهای شاخصی (بسیار خوب یا بسیار بد) به نمایش گذاشته اند، نشان می دهد که این کشور ها بخشی از سرنوشت خود را مرهون تصمیم گیری های درست یا نادرست در بزنگاه های تاریخی هستند. چنانچه عملکرد کشورهایی که به عنوان معجزه های اقتصادی یا فجایع رشد شناخته می شوند، طی چند دهه گذشته مورد بررسی قرار گیرد، احتمالاً این نتیجه حاصل می شود که شاید در تعدادی حدود ۱۰ کشور معجزه رشد اقتصادی بیش از شش درصد برای یک دوره طولانی، اتفاق افتاده است. در مقابل، در کمتر از پنج کشور هم فجایع رشد قابل مشاهده است که این کشور ها از نظر عملکرد اقتصادی و ایجاد رفاه برای مردمشان عملکرد قابل دفاعی نداشته اند.

فارغ از اینکه این دو گروه کشور، چه سیاست هایی را در مسیر خود برگزیده اند، شواهد موجود نشان می دهد که موضوع زمان نیز تعیین کننده بوده و این کشور ها، در مقاطعی خاص، موفق به اتخاذ تصمیم های سرنوشت سازی در راستای توسعه اقتصادی خود نشده اند، و البته برخی دیگر، در مقاطع زمانی خاص توفیق آن را داشته اند که تغییراتی در شیوه کار خود ایجاد کنند. به عبارتی کشورهایی که به عنوان معجزات یا فجایع رشد شناخته می شوند، بخشی از سرنوشت خود را مرهون تصمیم گیری های درست یا نادرست در بزنگاه های تاریخی هستند.

در واقع، فرصت شناسی برخی از کشور ها در مقاطع مهم تاریخی، سبب رقم خوردن آینده ای بسیار متفاوت از گذشتهٔ آن ها شده است. برای مثال، ممکن است چندان قابل تصور نباشد که کشوری مانند برزیل تا اواخر دهه۹۰، تورم متوسط بالای ۸۰۰ درصد را تجربه کرده و امروز این کشور به عنوان یکی از اقتصادهای نوظهور شناخته می شود. یا کشوری مانند تایوان که از تعارض میان چین و سایر کشورهای اطراف خود بهره برداری کرده و به توسعه دست یافت. کره جنوبی از موقعیت همسایگی خود با کره شمالی برای خود فرصت ساخت و توانست مواهب بین المللی را به سوی خود جذب کند. در نقطه مقابل، کشورهایی نیز در اثر تصمیم های نادرست، از شرایط مطلوبی که داشته اند به شرایط نامطلوب و حتی فجیع نزدیک شده اند. کشور رودزیای جنوبی که امروز با نام زیمبابوه شناخته می شود، روزگاری اقتصادی پررونق داشت، اما در اثر تصمیم-گیری های نادرست، رفته رفته جزو فجایع اقتصادی قرن نام گرفت.

این نمونه ها، به عنوان آموزه هایی برای ایران به شمار می روند و این واقعیت را آشکار می کنند که فرصت شناسی کشور ها در مقاطعی خاص، می تواند سرنوشتی مطلوب را برای آن ها رقم بزند، و البته عدم بهره گیری از فرصت ها، ممکن است، آینده نامطلوبی را پیش روی این کشور ها قرار دهد. حال به نظر می رسد که ایران نیز در یک مقطع تاریخی حساس و سرنوشت ساز قرار گرفته است. تردیدی نیست که اگر در ۱۰ یا ۱۵ سال آینده عملکرد قابل قبول اقتصادی کشور مورد ارزیابی قرار گیرد، این ارزیابی نشان می دهد که تصمیمات تا چه حد به هنگام و سنجیده اتخاذ شده است و به واسطه همین تصمیم سازی ها ایران در مسیر رو به رشدی گام نهاده و به اقتصادی نوظهور در منطقه پیرامونی خود تبدیل شده است. در مقابل، ممکن است تحلیل متفاوتی از شرایط یک دهه آینده ایران نیز شـکل گیرد و این تحلیل مبتـنی بر موقعیـت نامطلوب ایـران در اثر تصمیم گیری نادرست در مقطع فعلی باشد. بر این اساس، تقریبا با اطمینان بالایی می توان اظهار کرد که اقتصاد ایران در ۱۰ تا ۱۵ سال آینده بسیار متفاوت از شرایط کنونی خواهد بود. این تفاوت در یک حالت می تواند به معنی تحقق شرایطی بسیار بهتر و با نمایان شدن یک اقتصاد با عملکرد برجسته باشد. یا خدای ناکرده می تواند یک اقتصاد بحران زده باشد. از این نظر اقتصاد ایران را می توان در یک مرحله خاص از تاریخ خود و به اصطلاح در یک بزنگاه تاریخی مورد ارزیابی قرار داد. بنابراین، آنچه به عنوان ضرورت ها و الزامات مورد تاکید قرار می گیرد از منظر فرصت شناسی در مقطع خاص کنونی حائز اهمیت است.


جایگاه منطقه ای
ملاحظه دیگری که در مورد تحولات اقتصادی ایران باید مورد توجه قرار گیرد، جایگاه منطقه ای آن است. این مقایسه مطابق با نمودار (۸)، نشان می دهد که عملکرد رشد اقتصادی کشور در ۱۰ سالی که از ابلاغ سند چشم انداز سپری شده، نسبت به رقبایی که در سند چشم انداز مورد اشاره قرار گرفته است، مناسب نبوده و رتبه کشور نسبت به سایر کشور ها دچار تنزل شده است.

تحلیل جدید مسعود نیلی از اقتصاد ایران


الزامات دست یابی به رشد شتابان اقتصادی
سرمایه مورد نیاز برای دستیابی به رشد پایدار اقتصادی به چه میزان است و این منابع چگونه می تواند حاصل شود؟ برای تحلیل این موضوع با توجه به جدول (۱)، می توان سه سناریوی متفاوت در نظر داشت. سناریوی نخست بیان می دارد که برای تحقق هدف اشتغالزایی، متوسط رشد سرمایه گذاری 18.9 درصد مورد نیاز است و این نرخ در سناریوهای دوم و سوم به ترتیب 16.6 و 13.8 درصد است.

تحلیل جدید مسعود نیلی از اقتصاد ایران


در حدود چهار دهه گذشته، بالا ترین رشد سرمایه گذاری حاصل شده در اقتصاد ایران، در سال های برنامه سوم اتفاق افتاده که برای دوره ای پنج ساله به حدود ۱۰ درصد رسیده است. با توجه به اینکه رشد سرمایه گذاری با گذشت زمان، دشوار تر می شود، بنابراین ارقامی که در سناریو های یاد شده مطرح شد، به سادگی حاصل نخواهد شد. در این سه سناریو، منابع خارجی مورد نیاز بر اساس محاسبات صورت گرفته و با فرض اینکه کشور از حداکثر ظرفیت های داخلی خود بهره بگیرد، سالانه (نه در طول پنج سال) در سناریوی نخست ۵۴ میلیارد دلار، در سناریوی دوم ۴۲ میلیارد دلار و در سناریوی سوم ۲۸ میلیارد دلار است. تحقق این ارقام در اقتصاد ایران تاکنون سابق نداشته و حتی ۱۰ درصد آن نیز تجربه نشده است. در نمودار (۹) نسبت تشکیل سرمایه به تولید ناخالص داخلی که شاخص متعارفی است، نشان داده شده و بر اساس سناریو های مختلف، به میزان ۴۱ درصد، ۳۹ درصد و ۳۵ درصد از کل تولید ناخالص داخلی، لازم است سرمایه گذاری صورت گیرد.

تحلیل جدید مسعود نیلی از اقتصاد ایران


این سناریو ها در حالی مورد اشاره قرار می گیرد که متوسط عملکرد اقتصاد ایران در این بخش، حدود ۲۸ درصد بوده است. با بررسی این روند، ملاحظه می شود که در فاصله سال های دهه ۱۳۸۰ به دلیل وقوع بیماری هلندی و افزایش سرمایه گذاری- ها در بخش مسکن، در این نسبت افزایش حاصل شده و به نزدیک ۳۵ هم رسیده است. در واقع ارقام سرمایه گذاری مورد نیاز نه تنها در مقایسه با عملکرد گذشته اقتصاد ایران مقادیر بالایی است بلکه در مقایسه با نسبت های بین المللی نیز ارقام بالایی قلمداد می شود. همچنین نکته قابل توجه آن است که با توجه عمده سرمایه گذاری های گذشته در بخش مسکن، هم اکنون نیاز اصلی اقتصاد ایران، سرمایه گذاری در بخش صنعت است.

تحلیل جدید مسعود نیلی از اقتصاد ایران


با توجه به آنچه مطرح شد، به نظر می رسد اقتصاد ایران نیازمند یک تحول اساسی در زمینه سرمایه گذاری است. به ویژه آنکه، از منظر تحولات بازار جهانی نفت نیز ایران در موقعیت خاصی قرار گرفته و درآمدهای حاصل از صادرات نفت کاهش چشمگیری داشته است. درآمد های ارزی حاصل از صادرات نفت، در چهار سال ۸۱ درصد کاهش یافته و این در حالی است که پیش از آن، طی ۱۲ یا ۱۳ سال شاهد افزایش مداوم درآمدهای نفتی بودیم. آنچه اکنون از کاهش قیمت نفت مشاهده می شود، کاهشی بی سابقه است و بنابراین درحالی جهش بزرگ سرمایه گذاری در اقتصاد کشور مورد تاکید قرار می گیرد که دوره وفور درآمدهای نفتی سپری شده است و منابع نفت کمک چندانی برای دستیابی به اهداف مود نظر نمی کند. حال اگر برای سال های آینده قیمت نفت در دامنه بین ۴۰ تا ۵۰ دلار در نظر گرفته شود، مطابق با نمودار (۱۱) ملاحظه می شود که درآمدهای حاصل از صادرات نفت، در دامنه ای تغییر می کند که چندان نمی توان با تکیه بر این درآمد ها امید به وقوع تحولی مثبت داشت، بنابراین لازم است به فکر تامین منابع از بسترهای دیگری بود.

تحلیل جدید مسعود نیلی از اقتصاد ایران


جذب سرمایه گذاری خارجی
واکاوی سابقه منابع خارجی با توجه به نمودار (۱۲)، عملکرد رضایت بخشی را نشان نمی دهد و اصولا نوع تعامل ایران با دنیا، بیشتر تعامل تجاری بوده تا سرمایه ای. شاید بتوان گفت اقتصاد ایران تاکنون تجربه چندانی در جذب سرمایه های مستقیم خارجی نداشته و تعامل با دنیا به صورت عمده، بر اساس صادرات نفت، تا حدودی صادرات غیر نفتی و واردات کالا دنبال شده است. چنانکه اولویت ها نیز در همین محدوده جای می گرفته که به طور مثال، واردات کالاهای مصرفی کمتر باشد یا در مقابل واردات کالاهای واسطه ای و سرمایه ای بیشتر باشد.

تحلیل جدید مسعود نیلی از اقتصاد ایران


حال در ۲۰ سال اخیر، سرمایه گذاری مستقیم خارجی با هدف صادرات، دنیای در حال توسعه را متحول کرده که در ایران همچنان تجربه نشده است. البته باید گفت که با توجه به روند صعودی قابل توجه سرمایه گذاری مستقیم خارجی در کشورهای در حال توسعه، تحقق این امر اتفاقی ناممکن و شگرف نیست. جذب صد میلیارد دلار سرمایه گذاری ظرف چندسال آتی ممکن است در بدو امر بلند پروازانه جلوه کند، اما آمار و ارقام مطابق نمودار (۱۳) نشان می دهد ظرفیت جهانی در چند سال گذشته به شدت رشد کرده و از این جهت نگرانی وجود ندارد؛ چنانکه عراق در شرایط آشفته سیاسی- امنیتی خود، در شش سال گذشته، سالی دو میلیارد دلار جذب سرمایه داشته، آذربایجان ۹ میلیارد دلار، ترکیه ۱۲ میلیارد دلار، عربستان سعودی ۱۰ میلیارد دلار و ترکمنستان ۳ میلیارد دلار، سرمایه خارجی پذیرفته اند. ضمن اینکه این کشور ها حائز ویژگی خاصی نیستند که در جذب سرمایه خارجی چنان کارآمد باشند. بنابراین ضروری است لزوم توجه به ظرفیت های داخل به منظور جذب سرمایه های خارجی بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

تحلیل جدید مسعود نیلی از اقتصاد ایران


متن کامل در لینک:
http://www.donya-e-eqtesad.com/online/1013644/#ixzz40ENmPSUa


برچسب‌ها:

1394/11/26
0
/
0
یک دقیقه وقت دارید؟
شما تنها یک قدم با به اشتراک گذاشتن اولین ایده خود فاصله دارید. برای انتشار مطالب خود در ارشن، لطفا ثبت‌نام خود را تکمیل کرده و شماره‌ی همراه خود را فعال نمایید.
تکمیل پروفایل
نمایش {{content.commentsTotal - content.comments.length}} نظر قبلی
علت امتیاز منفی

×
بله
خیر
تغییرات شاخص
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
وضعیت بازار : {{closedTitle(tepix.isClosed)}}
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
فرابورس
{{absValueChange(tepix.faraBourseChange)}}
{{tepix.faraBourseIndex}}
شاخص 50 شرکت
{{absValueChange(tepix.companyFiftyChange)}}
{{tepix.companyFiftyIndex}}
شاخص آزاد شناور
{{absValueChange(tepix.freeFloatChange)}}
{{tepix.freeFloatIndex}}
شاخص مالی
{{absValueChange(tepix.financialChange)}}
{{tepix.financialIndex}}
شاخص صنعت
{{absValueChange(tepix.indastryChange)}}
{{tepix.indastryIndex}}
2222
33333