رسانه اجتماعی - تحلیلی بازار سرمایه

توصیه های یک کارشناس ارشد برای تحقق رویای سهم ۵۰درصدی بازارسرمایه
اهمیت : مهم

5

مدیرعامل تامین سرمایه امین با اشاره به فاصله زیاد دو بازار پول و سرمایه در تامین مالی،دلایل نقش کمرنگ بازارسرمایه در تأمین مالی بخش خصوصی را اعلام و توصیه های برای تحقق رویای سهم ۵۰ درصدی بازار سرمایه به مسئولان کرد.
بورس پرس:

به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، بازار سرمایه ایران 47 بهار، تابستان ، پاییز و زمستان را به خود دیده و مانند زمینی وسیع و آماده برای کشت ولی با برداشت مقدار کمی از میوه ها و محصولات عمر گران را سپری کرده تا به رغم همه ظرفیت های پیدا و پنهان به هزار و یک دلیل نتواند شاهد بهره برداری از همه ظرفیت هایش باشد.

در رابطه با این وضعیت که منجر به عقب ماندگی طولانی مدت بازار سرمایه در مناسبات اقتصادی کشور شده دلایل و عوامل متعددی از سوی کارشناسان مطرح شده ولی به رغم بهبود شرایط نسبت به گذشته، هنوز آمارها از یکه تازی های بازار پول در نقش آفرینی ها و سهم ناچیز بازار سرمایه سخن می گویند. اما با تکیه بر مواردی چون مفاد برنامه ششم توسعه ، تثبیت قانون بازار اوراق بهادار، اجرای اصل ۴۴ و انجام عمده واگذاری از طریق بورس و فرابورس، آشنایی بیشتر دولتمردان و نمایندگان مجلس با بازار سرمایه و... هنوز فاصله معنا دار این بازار با بازار پول به وضوح قابل مشاهده است.

در این رابطه علی سنگینیان از مدیران با سابقه بورس اوراق بهادار و مدیرعامل شرکت تامین سرمایه امین و از نامزدان اصلی انتخابات اتاق بازرگانی در گفت وگوی تفصیلی با بورس پرس ، با تکیه به مفاد برنامه ششم توسعه ، دلایل نقش کمرنگ بازارسرمایه در تأمین مالی بخش خصوصی و عوامل موثر در عدم استفاده شرکت ها از ظرفیت های بازار سرمایه را اعلام کرد.

وی توصیه هایی برای مسئولان دارد که می تواند زمینه ساز تحقق رویای سهم ۵۰ درصدی بازار سرمایه در تامین مالی بخش خصوصی کشور باشد.

این گفت وگوی تفصیلی را در ادامه می خوانید:

*توصیه هایی برای تحقق رویای سهم ۵۰درصدی بازارسرمایه

بورس پرس: با توجه به در نظرگرفتن احکامی برای بازار سرمایه در برنامه ششم توسعه، توصیه های شما به مسئولان برای رسیدن بازار سرمایه به کارکردهای واقعی و افزایش سهم آن در نظام مالی کشور چیست؟

سنگینیان: تاکنون در اسناد بالادستی به دفعات به اهداف کلان برای ارتقای نقش بازار سرمایه اشاره شده که در 8 محور کمک به تأمین مالی دولت و بنگاه ­های اقتصادی از طریق بازار سرمایه،تقویت بازارهای اوراق بهادار و بورس­ های کالایی،کمک به تأمین مالی اقتصاد دانش بنیان از طریق بازار سرمایه، تقویت و اصلاح زیرساخت ­های بازارسرمایه، ارتقای شفافیت اطلاعاتی و ارتقای محیط کسب وکار در بازار سرمایه،فرهنگ­ سازی، آموزش و اطلاع­ رسانی و توسعه فعالیت­ های بین­ المللی بازار سرمایه خلاصه می شود.

در هر کدام از این حوزه ها تاکنون اقداماتی انجام شده اما با این حال، بازارسرمایه همچنان با جایگاه مطلوب فاصله زیادی دارد و لازم است در برنامه ششم توسعه با برنامه ریزی دقیق در راستای تحقق این اهداف گام برداشت.

با توجه به تأکید کنونی به نقش بازار سرمایه در نظام تأمین مالی و خروج از شرایط رکود تورمی به نظر می رسد شرایط مناسبی برای ساماندهی بازار ابزارهای تأمین مالی در بورس، معرفی ابزارهای جدید تأمین مالی، ایجاد نهادهای مالی جدید نظیر صندوق های پروژه، صندوق های خرید دین و صندوق های لیزینگ و بیمه فراهم شده است. برقراری عدالت مالیاتی بین بازارهای مالی و ایجاد مشوق های مالی جدید برای راه اندازی نهادهای مالی جدید، راه اندازی مؤسسات رتبه بندی اعتباری برای سامان دهی بازار بدهی، راه اندازی صندوق های سرمایه گذاری خطرپذیر برای تأمین مالی پروژه های دانش بنیان با توجه به ابلاغ سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی و فراهم کردن بستر حضور واسطه های مالی خارجی در صورت حصول توافق هسته ای از جمله اقداماتی است که می تواند در تحقق اهداف در نظر گرفته شده برای بازار سرمایه نقش مثبتی ایفا کنند.

بورس پرس: دلایل نقش کمرنگ بازار سرمایه در تأمین مالی بخش خصوصی چیست؟ آیا این ظرفیت در بازار سرمایه وجود دارد تا به گزینه اول تأمین مالی تبدیل شود، یا اینکه رسیدن به سهم حداقل 50 درصدی بازار سرمایه، رویایی بیش نیست؟

سنگینیان: تأمین مالی بنگاه ها و بخش خصوصی، موضوعی است که در چند سال گذشته به دغدغه اصلی دولت تبدیل شده است. باید در نظر داشت که انتظار اصلی اقتصاد از بازار سرمایه، تأمین مالی است. با تصویب قانون بازار اوراق بهادار و آغاز فعالیت شرکت های تأمین سرمایه سرمایه، حجم تأمین مالی از بازار سرمایه روندی صعودی را طی کرده اما اصلی ترین تأمین کننده منابع مالی، همچنان بانک ها هستند.

به طوری که بر اساس آخرین آمار سازمان بورس و اوراق بهادار در سال ۹۲، همچنان بیش از ۷۴ درصد تأمین مالی از طریق نظام بانکی انجام شده و سهم بازار سرمایه از این میان فقط ۲۰ درصد بوده است. سهم اندک بازار سرمایه در تشکیل سرمایه ثابت ناخالص داخلی بیش از آنکه ناشی از محدودیت های بازار سرمایه بدانیم، نتیجه ساختار اقتصادی کشور است. وجود یک دولت بزرگ با منابع فراوان و شبکه بانکی متصل به منابع دولتی، فرصت چندانی برای رشد بازار سرمایه باقی نگذاشته است. این عوامل باعث شده شبکه بانکی کشور طی چند سال گذشته بسیار فراتر از توان خود تسهیلات اعطا کرده اند.

اگرچه تأکید فعلی سیاست گذاران بر تأمین مالی از طریق بازار سرمایه به محدودیت های اقتصاد کشور در سطح کلان از جمله کاهش توان وام دهی بانک ها و کمبود نقدینگی در اقتصاد نسبت داده می شود، ولی به هرحال توجه بیشتر به ظرفیت های بازار سرمایه در صورت تدبیر مناسب می تواند به نقطه عطفی در مشارکت هر چه بیشتر بازار سرمایه در تأمین مالی در سطح کلان تبدیل شود.

البته باید توجه شود که در کشورهای توسعه یافته نیز بازارهای سرمایه نقش تأمین مالی بنگاه ها و پروژ های بزرگ را در افق درازمدت ایفا می کنند و شبکه بانکی بر تأمین سرمایه در گردش شرکت های کوچک و متوسط و تأمین مالی اشخاص متمرکز است و تأکید بر افزایش سهم بازار سرمایه در تأمین مالی به معنای آن نیست که بازار سرمایه در نهایت به گزینه اول همه شرکت ها در تأمین مالی تبدیل شود، کماینکه ظرفیت بازار سرمایه نیز محدود است.

با گذشت سه سال و اندی از آغاز برنامه پنجم توسعه، مشاهده می شود عملکرد بازار سرمایه و سهم آن از تأمین مالی، با اهداف تعیین شده برای تشکیل سرمایه فاصله زیادی دارد. از این رو، در تدوین برنامه ششم باید با نیم نگاهی به تجارب ناموفق برنامه های توسعه گذشته و بر اساس برنامه راهبردی توسعه بازار سرمایه، اهداف کمّی واقع بینانه ای تدوین شود.

بورس پرس: چه عواملی باعث شده بخش خصوصی تمایلی به استفاده از ظرفیت های متعدد بازار سرمایه و شرکت های تأمین سرمایه در حوزه تأمین مالی نداشته باشد؟

سنگینیان: تنوع اندک ابزارهای تأمین مالی در بازار سرمایه و مزیت سازی نه چندان قابل توجه برای ابزارهای بورسی، در کنار موانع و مشکلات پیش روی ابزارهای موجود، باعث شده تا آن دسته از شرکت هایی که با ابزارهای تأمین مالی از طریق این بازار آشنایی دارند، تمایل چندانی به استفاده از این ابزارها نداشته باشند و مزیت تأمین مالی از طریق این ابزارها یعنی امکان تأمین مالی در حجم زیاد و افق درازمدت است، مغفول بماند.

در مقایسه با رقیب دیرینه بازار سرمایه یعنی بازار پول، می توان به موانعی نظیر عمق اندک بازار سرمایه و عدم اطمینان بنگاه های اقتصادی به فراهم شدن نقدینگی موردنیاز در موعد مقرر، ،شبکه توزیع گسترده و قدمت بیشتر بانک ها و آشنایی عامه مردم با آنها و در نتیجه دسترسی بانک ها به حجم بیشتری از منابع، ،طولانی بودن فرآیند انتشار اوراق تأمین مالی و کسب مجوزهای لازم در بازار سرمایه،تعدد ارکان درگیر در فرآیند انتشار اوراق بدهی در مقایسه دریافت تسهیلات از بانک ها، الزام افشای عمومی اطلاعات مالی شرکت ها در انتشار اوراق بدهی بورسی که معمولاً شرکت ها تمایلی به آن ندارند، ریسک نکول ناشر در پرداخت اقساط سود در بازار سرمایه در مقایسه با امکان استمهال از بانک ها، پرداخت دوره ای سود اوراق و پرداخت یکباره اصل پول در سررسید در مقایسه با پرداخت دوره ای اصل و فرع وام در شبکه بانکی (که باعث می شود شرکت ها در سررسید اوراق با جریان نقدینگی خروجی قابل توجه ای مواجه باشند)، محدودیت در موارد استفاده از وجوه نقد حاصل از تأمین مالی از طریق ابزارهای بدهی بازار سرمایه (به طوری که بیشتر اوراق تأمین مالی بازار سرمایه باید صرف خرید دارایی های خاصی مانند ماشین آلات و دارایی ها در اوراق اجاره و مواد اولیه در اوراق مرابحه شود ) اشاره کرد که باعث می شود اقبال به ابزارهای تأمین مالی بورسی در مقایسه با تسهیلات بانکی کمتر باشد.

صرف نظر از کاستی های فوق، اعتماد بیشتر عموم به بانک ها به طور سنتی و نبود مؤسسات رتبه بندی باعث شده است رکن ضامن در ارکان انتشار اوراق تعریف شود که مجدداً ظرفیت ابزارهای بورسی را به شبکه بانکی وابسته کرده است. از طرف دیگر، قدمت بیشتر شبکه بانکی و جدیدبودن ابزارهای تأمین مالی از طریق بازار سرمایه باعث شده به رغم تلاش هایی که مسئولان بازار سرمایه برای آشنایی فعالان اقتصادی و فرهنگ سازی استفاده از این ابزارها انجام می دهند، هنوز تعداد قابل توجه ای از شرکت ها با ادبیات تأمین مالی از طریق بورس بیگانه باشند.

بورس پرس: کشورهای منطقه برای تأمین مالی معمولاً از چه شیوه هایی استفاده می کنند و نقش بازار سرمایه در کشورهایی نظیر ترکیه، امارات، قطر و مالزی چیست؟

سنگینیان: در دهه اخیر، صکوک به عنوان ایده ای نو در تأمین مالی اسلامی، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. به طوری که با گذشت بیش از یک دهه از معرفی صکوک در بازارهای سرمایه اسلامی، تاکنون انواع مختلفی از این ابزار تأمین مالی بر مبنای عقود شرعی مختلف با هدف پاسخگویی به نیازهای مختلف شرکت ها انتشار یافته است.

صکوک به 14 نوع اجاره، سلم، استصناع، مرابحه، مشارکت، مضاربه، نماینده سرمایه گذاری، مزارعه، مساقات، ارائه خدمات، حق الامتیاز، مالکیت دارایی هایی که در آینده ساخته می شود، مالکیت منافع دارایی های موجود و مالکیت منافع دارایی هایی که در آینده ساخته می شود، طبقه بندی می شود. نکته جالب توجه آن است که انتشار صکوک در بازارهای کشورهای غیراسلامی نیز رواج دارد و آمارها از روند رو به رشد انتشار انواع مختلف اوراق صکوک در کشورهای اروپایی و آمریکا حکایت دارد.

براساس آخرین گزارش صکوک سازمان بین المللی بازار مالی اسلامی که در نوامبر ۲۰۱۴ منتشر شده مالزی با تصاحب ۶۹ درصد بازار و حجم اوراق بالغ بر ۸۲.۴ میلیارددلار، با فاصله زیاد از سایر کشورها، رتبه نخست را به خود اختصاص داده است، سهم کشورهای مختلف منطقه نیز از حجم کل صکوک انتشاریافته در دنیا جالب توجه بوده و در عربستان سعودی ۱۲ درصد، امارات متحده عربی ۶ درصد، اندونزی ۵ درصد، ترکیه ۳ درصد، قطر ۲ درصد و بحرین۲ درصد است.

طی 50 سال اخیر، بورسها به دلیل پیشرفت های عظیم در فن آوری های ارتباطات و محاسبات به شدت متحول شده اند. نقش بورسها در اقتصاد نیز تغییرات اساسی کرده است. هم اکنون بورس ها، بازیگران اصلی اقتصادهای بازار به شمار می روند. اطلاعات معاملاتی روزانه بورس ها، بازتاب دهنده لحظه ای همه دست آوردها و مشکلات اقتصادی کشورهاست.

از بین ابزارهای سنجش شرایط اقتصادی روزمره کشورها، هیچ کدام قابلاعتمادتر و ساده تر از رفتار بورس نیست. نقش بازارهای سرمایه در توسعه اقتصادی کشورها از مجرای افزایش انگیزه سرمایه گـذاری و کاهش ریسک، قیمت گذاری ریسک و تسـهیل ریسک نقدشوندگی و تجهیز و بسیج سپرده ها بر هیچ کس پوشیده نست. توسعه اقتصادی در گروی تجهیز پس اندازها به سمت سرمایه گذاری های مولد است که توسط بازار پول و بازار سرمایه انجام می شود. البته با توسعه یافتگی بیشتر، سهم بازار سرمایه از تأمین مالی افزایش می یابد.

در دهه های اخیر شاهد رشد بازارهای سرمایه در کشورهایی مانند مالزی، امارات، قطر و ترکیه بوده ایم. به طوری که بخش اعظم منابع مالی موردنیاز بنگاه های تولیدی در این کشورها از طریق بازار سرمایه تأمین می شود. در حالی که آمارها حاکی از آن است که بازار سرمایه در ایران نتوانسته به جایگاه مطلوب خود در حیطه تأمین مالی بنگاه ها دست یابد. با در نظر گرفتن این واقعیت که تأمین مالی مهم ترین دغدغه شرکت های ایرانی در سال های اخیر بوده، هدایت بهینه وجوه مازاد در اقتصاد کشور به بازار سرمایه باید سرلوحه سیاست های کلان مسئولان قرار گیرد.


نظر کارشناس: تاثیر این خبر بر بازار غیرقابل پیش‌بینی است.
..

مدیرعامل تامین سرمایه امین با اشاره به فاصله زیاد دو بازار پول و سرمایه در تامین مالی،دلایل نقش کمرنگ بازارسرمایه در تأمین مالی بخش خصوصی را اعلام و توصیه های برای تحقق رویای سهم ۵۰ درصدی بازار سرمایه به مسئولان کرد.
بورس پرس:

به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، بازار سرمایه ایران 47 بهار، تابستان ، پاییز و زمستان را به خود دیده و مانند زمینی وسیع و آماده برای کشت ولی با برداشت مقدار کمی از میوه ها و محصولات عمر گران را سپری کرده تا به رغم همه ظرفیت های پیدا و پنهان به هزار و یک دلیل نتواند شاهد بهره برداری از همه ظرفیت هایش باشد.

در رابطه با این وضعیت که منجر به عقب ماندگی طولانی مدت بازار سرمایه در مناسبات اقتصادی کشور شده دلایل و عوامل متعددی از سوی کارشناسان مطرح شده ولی به رغم بهبود شرایط نسبت به گذشته، هنوز آمارها از یکه تازی های بازار پول در نقش آفرینی ها و سهم ناچیز بازار سرمایه سخن می گویند. اما با تکیه بر مواردی چون مفاد برنامه ششم توسعه ، تثبیت قانون بازار اوراق بهادار، اجرای اصل ۴۴ و انجام عمده واگذاری از طریق بورس و فرابورس، آشنایی بیشتر دولتمردان و نمایندگان مجلس با بازار سرمایه و... هنوز فاصله معنا دار این بازار با بازار پول به وضوح قابل مشاهده است.

در این رابطه علی سنگینیان از مدیران با سابقه بورس اوراق بهادار و مدیرعامل شرکت تامین سرمایه امین و از نامزدان اصلی انتخابات اتاق بازرگانی در گفت وگوی تفصیلی با بورس پرس ، با تکیه به مفاد برنامه ششم توسعه ، دلایل نقش کمرنگ بازارسرمایه در تأمین مالی بخش خصوصی و عوامل موثر در عدم استفاده شرکت ها از ظرفیت های بازار سرمایه را اعلام کرد.

وی توصیه هایی برای مسئولان دارد که می تواند زمینه ساز تحقق رویای سهم ۵۰ درصدی بازار سرمایه در تامین مالی بخش خصوصی کشور باشد.

این گفت وگوی تفصیلی را در ادامه می خوانید:

*توصیه هایی برای تحقق رویای سهم ۵۰درصدی بازارسرمایه

بورس پرس: با توجه به در نظرگرفتن احکامی برای بازار سرمایه در برنامه ششم توسعه، توصیه های شما به مسئولان برای رسیدن بازار سرمایه به کارکردهای واقعی و افزایش سهم آن در نظام مالی کشور چیست؟

سنگینیان: تاکنون در اسناد بالادستی به دفعات به اهداف کلان برای ارتقای نقش بازار سرمایه اشاره شده که در 8 محور کمک به تأمین مالی دولت و بنگاه ­های اقتصادی از طریق بازار سرمایه،تقویت بازارهای اوراق بهادار و بورس­ های کالایی،کمک به تأمین مالی اقتصاد دانش بنیان از طریق بازار سرمایه، تقویت و اصلاح زیرساخت ­های بازارسرمایه، ارتقای شفافیت اطلاعاتی و ارتقای محیط کسب وکار در بازار سرمایه،فرهنگ­ سازی، آموزش و اطلاع­ رسانی و توسعه فعالیت­ های بین­ المللی بازار سرمایه خلاصه می شود.

در هر کدام از این حوزه ها تاکنون اقداماتی انجام شده اما با این حال، بازارسرمایه همچنان با جایگاه مطلوب فاصله زیادی دارد و لازم است در برنامه ششم توسعه با برنامه ریزی دقیق در راستای تحقق این اهداف گام برداشت.

با توجه به تأکید کنونی به نقش بازار سرمایه در نظام تأمین مالی و خروج از شرایط رکود تورمی به نظر می رسد شرایط مناسبی برای ساماندهی بازار ابزارهای تأمین مالی در بورس، معرفی ابزارهای جدید تأمین مالی، ایجاد نهادهای مالی جدید نظیر صندوق های پروژه، صندوق های خرید دین و صندوق های لیزینگ و بیمه فراهم شده است. برقراری عدالت مالیاتی بین بازارهای مالی و ایجاد مشوق های مالی جدید برای راه اندازی نهادهای مالی جدید، راه اندازی مؤسسات رتبه بندی اعتباری برای سامان دهی بازار بدهی، راه اندازی صندوق های سرمایه گذاری خطرپذیر برای تأمین مالی پروژه های دانش بنیان با توجه به ابلاغ سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی و فراهم کردن بستر حضور واسطه های مالی خارجی در صورت حصول توافق هسته ای از جمله اقداماتی است که می تواند در تحقق اهداف در نظر گرفته شده برای بازار سرمایه نقش مثبتی ایفا کنند.

بورس پرس: دلایل نقش کمرنگ بازار سرمایه در تأمین مالی بخش خصوصی چیست؟ آیا این ظرفیت در بازار سرمایه وجود دارد تا به گزینه اول تأمین مالی تبدیل شود، یا اینکه رسیدن به سهم حداقل 50 درصدی بازار سرمایه، رویایی بیش نیست؟

سنگینیان: تأمین مالی بنگاه ها و بخش خصوصی، موضوعی است که در چند سال گذشته به دغدغه اصلی دولت تبدیل شده است. باید در نظر داشت که انتظار اصلی اقتصاد از بازار سرمایه، تأمین مالی است. با تصویب قانون بازار اوراق بهادار و آغاز فعالیت شرکت های تأمین سرمایه سرمایه، حجم تأمین مالی از بازار سرمایه روندی صعودی را طی کرده اما اصلی ترین تأمین کننده منابع مالی، همچنان بانک ها هستند.

به طوری که بر اساس آخرین آمار سازمان بورس و اوراق بهادار در سال ۹۲، همچنان بیش از ۷۴ درصد تأمین مالی از طریق نظام بانکی انجام شده و سهم بازار سرمایه از این میان فقط ۲۰ درصد بوده است. سهم اندک بازار سرمایه در تشکیل سرمایه ثابت ناخالص داخلی بیش از آنکه ناشی از محدودیت های بازار سرمایه بدانیم، نتیجه ساختار اقتصادی کشور است. وجود یک دولت بزرگ با منابع فراوان و شبکه بانکی متصل به منابع دولتی، فرصت چندانی برای رشد بازار سرمایه باقی نگذاشته است. این عوامل باعث شده شبکه بانکی کشور طی چند سال گذشته بسیار فراتر از توان خود تسهیلات اعطا کرده اند.

اگرچه تأکید فعلی سیاست گذاران بر تأمین مالی از طریق بازار سرمایه به محدودیت های اقتصاد کشور در سطح کلان از جمله کاهش توان وام دهی بانک ها و کمبود نقدینگی در اقتصاد نسبت داده می شود، ولی به هرحال توجه بیشتر به ظرفیت های بازار سرمایه در صورت تدبیر مناسب می تواند به نقطه عطفی در مشارکت هر چه بیشتر بازار سرمایه در تأمین مالی در سطح کلان تبدیل شود.

البته باید توجه شود که در کشورهای توسعه یافته نیز بازارهای سرمایه نقش تأمین مالی بنگاه ها و پروژ های بزرگ را در افق درازمدت ایفا می کنند و شبکه بانکی بر تأمین سرمایه در گردش شرکت های کوچک و متوسط و تأمین مالی اشخاص متمرکز است و تأکید بر افزایش سهم بازار سرمایه در تأمین مالی به معنای آن نیست که بازار سرمایه در نهایت به گزینه اول همه شرکت ها در تأمین مالی تبدیل شود، کماینکه ظرفیت بازار سرمایه نیز محدود است.

با گذشت سه سال و اندی از آغاز برنامه پنجم توسعه، مشاهده می شود عملکرد بازار سرمایه و سهم آن از تأمین مالی، با اهداف تعیین شده برای تشکیل سرمایه فاصله زیادی دارد. از این رو، در تدوین برنامه ششم باید با نیم نگاهی به تجارب ناموفق برنامه های توسعه گذشته و بر اساس برنامه راهبردی توسعه بازار سرمایه، اهداف کمّی واقع بینانه ای تدوین شود.

بورس پرس: چه عواملی باعث شده بخش خصوصی تمایلی به استفاده از ظرفیت های متعدد بازار سرمایه و شرکت های تأمین سرمایه در حوزه تأمین مالی نداشته باشد؟

سنگینیان: تنوع اندک ابزارهای تأمین مالی در بازار سرمایه و مزیت سازی نه چندان قابل توجه برای ابزارهای بورسی، در کنار موانع و مشکلات پیش روی ابزارهای موجود، باعث شده تا آن دسته از شرکت هایی که با ابزارهای تأمین مالی از طریق این بازار آشنایی دارند، تمایل چندانی به استفاده از این ابزارها نداشته باشند و مزیت تأمین مالی از طریق این ابزارها یعنی امکان تأمین مالی در حجم زیاد و افق درازمدت است، مغفول بماند.

در مقایسه با رقیب دیرینه بازار سرمایه یعنی بازار پول، می توان به موانعی نظیر عمق اندک بازار سرمایه و عدم اطمینان بنگاه های اقتصادی به فراهم شدن نقدینگی موردنیاز در موعد مقرر، ،شبکه توزیع گسترده و قدمت بیشتر بانک ها و آشنایی عامه مردم با آنها و در نتیجه دسترسی بانک ها به حجم بیشتری از منابع، ،طولانی بودن فرآیند انتشار اوراق تأمین مالی و کسب مجوزهای لازم در بازار سرمایه،تعدد ارکان درگیر در فرآیند انتشار اوراق بدهی در مقایسه دریافت تسهیلات از بانک ها، الزام افشای عمومی اطلاعات مالی شرکت ها در انتشار اوراق بدهی بورسی که معمولاً شرکت ها تمایلی به آن ندارند، ریسک نکول ناشر در پرداخت اقساط سود در بازار سرمایه در مقایسه با امکان استمهال از بانک ها، پرداخت دوره ای سود اوراق و پرداخت یکباره اصل پول در سررسید در مقایسه با پرداخت دوره ای اصل و فرع وام در شبکه بانکی (که باعث می شود شرکت ها در سررسید اوراق با جریان نقدینگی خروجی قابل توجه ای مواجه باشند)، محدودیت در موارد استفاده از وجوه نقد حاصل از تأمین مالی از طریق ابزارهای بدهی بازار سرمایه (به طوری که بیشتر اوراق تأمین مالی بازار سرمایه باید صرف خرید دارایی های خاصی مانند ماشین آلات و دارایی ها در اوراق اجاره و مواد اولیه در اوراق مرابحه شود ) اشاره کرد که باعث می شود اقبال به ابزارهای تأمین مالی بورسی در مقایسه با تسهیلات بانکی کمتر باشد.

صرف نظر از کاستی های فوق، اعتماد بیشتر عموم به بانک ها به طور سنتی و نبود مؤسسات رتبه بندی باعث شده است رکن ضامن در ارکان انتشار اوراق تعریف شود که مجدداً ظرفیت ابزارهای بورسی را به شبکه بانکی وابسته کرده است. از طرف دیگر، قدمت بیشتر شبکه بانکی و جدیدبودن ابزارهای تأمین مالی از طریق بازار سرمایه باعث شده به رغم تلاش هایی که مسئولان بازار سرمایه برای آشنایی فعالان اقتصادی و فرهنگ سازی استفاده از این ابزارها انجام می دهند، هنوز تعداد قابل توجه ای از شرکت ها با ادبیات تأمین مالی از طریق بورس بیگانه باشند.

بورس پرس: کشورهای منطقه برای تأمین مالی معمولاً از چه شیوه هایی استفاده می کنند و نقش بازار سرمایه در کشورهایی نظیر ترکیه، امارات، قطر و مالزی چیست؟

سنگینیان: در دهه اخیر، صکوک به عنوان ایده ای نو در تأمین مالی اسلامی، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. به طوری که با گذشت بیش از یک دهه از معرفی صکوک در بازارهای سرمایه اسلامی، تاکنون انواع مختلفی از این ابزار تأمین مالی بر مبنای عقود شرعی مختلف با هدف پاسخگویی به نیازهای مختلف شرکت ها انتشار یافته است.

صکوک به 14 نوع اجاره، سلم، استصناع، مرابحه، مشارکت، مضاربه، نماینده سرمایه گذاری، مزارعه، مساقات، ارائه خدمات، حق الامتیاز، مالکیت دارایی هایی که در آینده ساخته می شود، مالکیت منافع دارایی های موجود و مالکیت منافع دارایی هایی که در آینده ساخته می شود، طبقه بندی می شود. نکته جالب توجه آن است که انتشار صکوک در بازارهای کشورهای غیراسلامی نیز رواج دارد و آمارها از روند رو به رشد انتشار انواع مختلف اوراق صکوک در کشورهای اروپایی و آمریکا حکایت دارد.

براساس آخرین گزارش صکوک سازمان بین المللی بازار مالی اسلامی که در نوامبر ۲۰۱۴ منتشر شده مالزی با تصاحب ۶۹ درصد بازار و حجم اوراق بالغ بر ۸۲.۴ میلیارددلار، با فاصله زیاد از سایر کشورها، رتبه نخست را به خود اختصاص داده است، سهم کشورهای مختلف منطقه نیز از حجم کل صکوک انتشاریافته در دنیا جالب توجه بوده و در عربستان سعودی ۱۲ درصد، امارات متحده عربی ۶ درصد، اندونزی ۵ درصد، ترکیه ۳ درصد، قطر ۲ درصد و بحرین۲ درصد است.

طی 50 سال اخیر، بورسها به دلیل پیشرفت های عظیم در فن آوری های ارتباطات و محاسبات به شدت متحول شده اند. نقش بورسها در اقتصاد نیز تغییرات اساسی کرده است. هم اکنون بورس ها، بازیگران اصلی اقتصادهای بازار به شمار می روند. اطلاعات معاملاتی روزانه بورس ها، بازتاب دهنده لحظه ای همه دست آوردها و مشکلات اقتصادی کشورهاست.

از بین ابزارهای سنجش شرایط اقتصادی روزمره کشورها، هیچ کدام قابلاعتمادتر و ساده تر از رفتار بورس نیست. نقش بازارهای سرمایه در توسعه اقتصادی کشورها از مجرای افزایش انگیزه سرمایه گـذاری و کاهش ریسک، قیمت گذاری ریسک و تسـهیل ریسک نقدشوندگی و تجهیز و بسیج سپرده ها بر هیچ کس پوشیده نست. توسعه اقتصادی در گروی تجهیز پس اندازها به سمت سرمایه گذاری های مولد است که توسط بازار پول و بازار سرمایه انجام می شود. البته با توسعه یافتگی بیشتر، سهم بازار سرمایه از تأمین مالی افزایش می یابد.

در دهه های اخیر شاهد رشد بازارهای سرمایه در کشورهایی مانند مالزی، امارات، قطر و ترکیه بوده ایم. به طوری که بخش اعظم منابع مالی موردنیاز بنگاه های تولیدی در این کشورها از طریق بازار سرمایه تأمین می شود. در حالی که آمارها حاکی از آن است که بازار سرمایه در ایران نتوانسته به جایگاه مطلوب خود در حیطه تأمین مالی بنگاه ها دست یابد. با در نظر گرفتن این واقعیت که تأمین مالی مهم ترین دغدغه شرکت های ایرانی در سال های اخیر بوده، هدایت بهینه وجوه مازاد در اقتصاد کشور به بازار سرمایه باید سرلوحه سیاست های کلان مسئولان قرار گیرد.


نظر کارشناس: تاثیر این خبر بر بازار غیرقابل پیش‌بینی است.
..
1393/11/29
0
/
0
یک دقیقه وقت دارید؟
شما تنها یک قدم با به اشتراک گذاشتن اولین ایده خود فاصله دارید. برای انتشار مطالب خود در ارشن، لطفا ثبت‌نام خود را تکمیل کرده و شماره‌ی همراه خود را فعال نمایید.
تکمیل پروفایل
نمایش {{content.commentsTotal - content.comments.length}} نظر قبلی
علت امتیاز منفی

×
بله
خیر
تغییرات شاخص
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
وضعیت بازار : {{closedTitle(tepix.isClosed)}}
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
فرابورس
{{absValueChange(tepix.faraBourseChange)}}
{{tepix.faraBourseIndex}}
شاخص 50 شرکت
{{absValueChange(tepix.companyFiftyChange)}}
{{tepix.companyFiftyIndex}}
شاخص آزاد شناور
{{absValueChange(tepix.freeFloatChange)}}
{{tepix.freeFloatIndex}}
شاخص مالی
{{absValueChange(tepix.financialChange)}}
{{tepix.financialIndex}}
شاخص صنعت
{{absValueChange(tepix.indastryChange)}}
{{tepix.indastryIndex}}
2222
33333