رسانه اجتماعی - تحلیلی بازار سرمایه
...
ناصر صنوبر
@nsanoubar
76

عنوان بلاگ : آیا این یک بحران مالی است؟ 2


خلاصه روزها، هفته ها و شاید ماهها است که رنگ اغلب نمادهای بازار را قرمز می بینیم و این وضعیت برای هر آدم صبور حتی بی تفاوتی خسته کتتده است. آیا وضعیتی که گرفتار شده ایم، یک بحران مالی است؟ ویژگیهای یک بحران کدام است؟ در بلاگ شماره یک این عنوان به تعریف و برخی از مشخصه های بحران پرداختیم. در این بلاگ نیز سایر صفات بحران معرفی شده است.

ادامه: ویژگیهای یک بحران مالی

شرط ۲: اهرم مالی، مظنون اصلی
همه حباب ها به بحران منجر نمی شوند. برای اینکه بحران تولید شود، نیاز به چیز دیگری است: اهرم مالی که به معنای وجود بدهی بسیار زیاد نسبت به دارایی یا درآمد است. اهرم مالی باعث نمی شود که بازار سقوط کند؛ به همان اندازه که رانندگی سریع در بزرگراه باعث تصادف کردن خودروی شما نمی شود. اما اهرم مالی مثل سرعت بالا باعث می شود که تصادفات به نحو کشنده تری رخ دهد. وقتی که بازارها به حرکت درمی آیند اهرم مالی سودها و زیان ها را بزرگنمایی می کند. فرض کنیم شما یک دلار را صرف خرید یک سهم می کنید که ارزش آن ۵۰ درصد کاهش می یابد. در این حالت نصف سرمایه گذاری خود را از دست می دهید. فرض می کنیم که شما دلار خود را برمی دارید و یک دلار دیگر قرض می گیرید و با دو دلار یک سهم می خرید که سپس ۵۰ درصد کاهش ارزش پیدا می کند. پس از بازپرداخت یک دلاری که قرض گرفتید کل سرمایه خود را از دست داده اید.

کاهش قیمت مسکن که از سال ۲۰۰۶ شروع شد، خسارت بسیار بیشتری از سقوط قیمت سهام پس از ترکیدن حباب دات کام در سال ۲۰۰۰ ایجاد کرد؛ اگر چه ارزش از دست رفته تقریبا شبیه هم بود. چرا؟ طی حباب دات کام، سهام بسیار کمی با پول وام گرفته شده خریداری شده بود، در صورتی که طی حباب مسکن، تقریبا همه خانه ها با وام بانکی خریداری شده بودند. به محض اینکه قیمت خانه ها سقوط کرد، مالکان خانه ها از پرداخت اقساط وام ها ناتوان شدند و زیان وام تمام سرمایه وام دهندگان را نابود کرد. حقیقتا در بدترین بحران های مالی معمولا بانک ها درگیر هستند، چون ماهیت فعالیت بانک ها بر اساس اهرم مالی است.


اهرم مالی اغلب دست یاری گر کژمنشی (مخاطره اخلاقی) را به کمک می گیرد؛ اصطلاحی که ریشه آن به بیمه بازمی گردد و به این معنا است که شخص حقیقی یا حقوقی، اگر از پیامدهای منفی ریسک برکنار بماند، ریسک های بیشتری را خواهد پذیرفت. اگر قرار باشد بیمه خودرو و قبض جریمه های پسرتان را شما بپردازید، احتمال اینکه وی با سرعت بیشتری رانندگی کند بیشتر خواهد شد. اگر سرمایه گذاران به این باور برسند که دولت اجازه نخواهد داد فلان شرکت ورشکست شود، پول بیشتری به آن شرکت داده و بهره کمتری از آن طلب خواهند کرد. در دهه ۱۹۸۰ بیمه سپرده فدرال به بنگاه های وام دهی امکان داد تا بی مهابا به مسکن سازان وام دهند. سرمایه گذاران به روسیه وام دادند، با این تصور که این کشور «قدرت هسته ای بوده و ورشکست نمی شود.» اما روسیه در ۱۹۹۸ از پرداخت بدهی های خود ناتوان شد. اگرچه فانی می و فردی مک در مالکیت سهامدارانش بودند، سرمایه گذاران فرض را بر این گرفتند که دولت اجازه نخواهد داد این دو نهاد ورشکست شوند و به آنها با نرخ های بهره پایین در سطحی که به دولت آمریکا وام می دهند، وام دادند. آیا می توان سرمایه گذاران را مقصر دانست؟ پس از اینکه دو موسسه مالی با وجود دریافت همه وام های یارانه ای ورشکست شدند، مالیات دهندگان به نجات سرمایه گذاران آمدند.
اهرم مالی یک نشانه هشداردهی اولیه از بحران است. این هشدار می تواند بالا رفتن نسبت بدهی به درآمدهای یک شرکت یا سهم بدهی خارجی یک کشور از تولید ناخالص داخلی آن باشد؛ حالتی که تایلند داشت و بحران مالی انتهای دهه ۱۹۹۰ در شرق آسیا را به وجود آورد.
اما گاهی ردیابی اهرم مالی نیز سخت می شود، چون وام گیرندگان از طفره روی، حسابداری خلاقانه، مشتقات و تقلب های آشکار برای پنهان ساختن بدهی های خود استفاده می کنند. وقتی سرمایه گذاران به حقیقت پی می برند، اوضاع به کلی به هم می ریزد همان گونه که کشور یونان کسری بودجه خود را در سال ۲۰۰۹ کمتر از واقع نشان داده بود، شرکت انرون در سال ۲۰۰۰ از اقلام بیرون ترازنامه استفاده کرد یا کره جنوبی ذخایر ارزی را در ۱۹۹۷ بزرگنمایی کرد.
وقتی برادر زن ولخرجتان قادر به پرداخت بدهی خود به شما نیست، ابتدا زمان می خرد؛ با این ادعا که یک چک در راه دارد. به همین ترتیب، یک شرکت یا کشور ناتوان در پرداخت دیون به فریبکاری روی می آورد. ابتدا ادعا می کند که صرفا نقدینگی ندارد.

شرط ۳- ناهمخوانی ها، نخستین همدست توطئه گران
هنگامی که یک نفر عاشق کوهنوردی با کسی ازدواج می کند که از ارتفاع هراس دارد، طلاق سرنوشت محتوم خواهد بود. به همین ترتیب ناهمخوانی ها در فاینانس معمولا نشانه وجود مشکل است. شرکتی که فروش هایش به روپیه اندونزی است و به دلار وام می گیرد، فردی که برای خانه دار شدن به فرانک سوئیس وام می گیرد، اما دستمزدش به فورینت مجارستان است، شرکتی که از بانک های خارجی به پول کشور سومی وام می گیرد، در همه این موارد، کاهش ارزش پول داخلی، بازپرداخت وام خارجی را عجیب مشکل خواهد ساخت.


یک نوع ناهمخوانی به همین اندازه خطرناک، وام گرفتن کوتاه مدت برای انجام سرمایه گذاری بلندمدت است. اتکا به وام های کوتاه مدت مثل اجبار به درخواست شغل کردن هر سه ماه یکبار است. بخت با شما یار باشد که رییس تان یک روز سرحال است و احتمال دارد روز دیگر از شما متنفر شود و شغلتان را دیگر به دست نیاورید. استقراض کوتاه مدت به معنای مشکل است، اگر نرخ های بهره به شدت افزایش یابد یا زمانی که سررسید پرداخت می رسد، سرمایه گذاران از استمهال وام ها خودداری ورزند.
در واقع، افزایش وابستگی به استقراض کوتاه مدت اغلب یک نشانه هشدار است: به این معنا که سرمایه گذاران عصبی، وام های بلندمدت مگر با نرخ های بسیار بالا نمی دهند. به این جهت کشورها، شرکت ها و افراد اغلب وسوسه می شوند که اتکای شدیدی به منابع مالی کوتاه مدت پیدا کنند، چون ارزان تر است. بحران ۱۹۹۴ پزو مکزیک به خاطر وابستگی سنگین به استقراض کوتاه مدت که بیشتر آن به پول های خارجی پیوند خورده بود، شتاب بیشتری گرفت.

شرط ۴- اثر سرایت
ورشکستگی بانک، شرکت یا صندوق تامینی به ندرت بحران به وجود می آورد. زمانی به آستانه بحران می رسیم که هراس عمومی به دیگران هم رسیده باشد؛ پدیده ای که سرایت نامیده می شود.
اثر سرایت چندین علت دارد. یکی این که تقصیر وابسته سازی و ارتباطات است. وقتی لمان برادرز در پاییز ۲۰۰۸ ورشکست شد، سرمایه گذاران شروع به شرط بندی روی مورگان استنلی و گلدمن ساکس کردند. تایلند ارزش پول خود را در جولای ۲۰۰۷ نسبت به سایر ارزها کاهش داد، سرمایه گذاران طبیعتا نگران شدند که مالزی، اندونزی، فیلیپین و کره همین کار را خواهند کرد، چون شرایط اقتصادی آنها هم مشابه بود. آنها برای فروش پول داخلی هجوم آوردند که کاهش ارزش پول را شتاب بخشید.
منبع دیگر سرایت به این واقعیت مربوط می شود که کشورها، شرکت ها و بانک ها اغلب روابط بی شماری با وام دهندگان، وام گیرندگان، شرکای تجاری و سرمایه گذاران اطراف جهان دارند.


نتیجه اینکه ورشکستگی یک شرکت می تواند همه همتایان و رقبای وی را نیز پایین بکشد. برای نمونه اگر بانک الف نتواند وامی را که به بانک ب دارد بپردازد، بانک ب قادر به پرداخت وام خود به بانک ج نخواهد بود و همین طور جلو می رود. هر اندازه یک شرکت ارتباط بیشتری با سایر شرکت ها داشته باشد، تهدید بزرگ تری برای نظام مالی خواهد بود. لمان برادرز تنها یک دهم افرادی را که در جنرال موتورز شاغل هستند در خدمت داشت، اما ورشکستگی این بانک خسارت بسیار بیشتری ایجاد کرد، چون ارتباطات بسیار بیشتری با سایر بنگاه ها
داشت.
در ابتدای این بخش توضیح دادیم که کسی که ورشکسته شده است، ابتدا ادعا می کند که صرفا نقدینگی ندارد. در عین حال زمان هایی وجود دارد که به علت سرایت، یک صندوق تامینی، بانک یا کشور که در غیر این صورت سالم است، بدون نقدینگی(یعنی ناتوان از وام گرفتن) خواهد شد و فرو می ریزد. در بحران بزرگ مالی، ناتوانی در پرداخت بدهی و نداشتن نقدینگی به یکسان به ورشکستگی بانک ها کمک کرد.

شرط ۵- انتخابات
بحران ها اغلب در سال های انتخابات دیده می شوند. آنها اغلب نتیجه سختی های اقتصادی هستند و تنها با علاج های دردآوری قابل درمان هستند که سیاستمداران درگیر در انتخابات نمی خواهند مدیریت کنند. سیاستمداران این مشکل را نادیده گرفته یا پنهان می سازند، با این امید که پس از انتخابات به حل آن بپردازند؛ همان طور که مکزیک در ۱۹۸۲ با کمک فدرال رزرو این کار را کرد و یونان در ۲۰۰۹ چنین کرد.



با لحاظ موارد آیا بورس ما اکنون در شرایط بحران است؟

منابع:
  • روزنامه دنیای اقتصاد مورخه 1394/2/15

خلاصه روزها، هفته ها و شاید ماهها است که رنگ اغلب نمادهای بازار را قرمز می بینیم و این وضعیت برای هر آدم صبور حتی بی تفاوتی خسته کتتده است. آیا وضعیتی که گرفتار شده ایم، یک بحران مالی است؟ ویژگیهای یک بحران کدام است؟ در بلاگ شماره یک این عنوان به تعریف و برخی از مشخصه های بحران پرداختیم. در این بلاگ نیز سایر صفات بحران معرفی شده است.

ادامه: ویژگیهای یک بحران مالی

شرط ۲: اهرم مالی، مظنون اصلی
همه حباب ها به بحران منجر نمی شوند. برای اینکه بحران تولید شود، نیاز به چیز دیگری است: اهرم مالی که به معنای وجود بدهی بسیار زیاد نسبت به دارایی یا درآمد است. اهرم مالی باعث نمی شود که بازار سقوط کند؛ به همان اندازه که رانندگی سریع در بزرگراه باعث تصادف کردن خودروی شما نمی شود. اما اهرم مالی مثل سرعت بالا باعث می شود که تصادفات به نحو کشنده تری رخ دهد. وقتی که بازارها به حرکت درمی آیند اهرم مالی سودها و زیان ها را بزرگنمایی می کند. فرض کنیم شما یک دلار را صرف خرید یک سهم می کنید که ارزش آن ۵۰ درصد کاهش می یابد. در این حالت نصف سرمایه گذاری خود را از دست می دهید. فرض می کنیم که شما دلار خود را برمی دارید و یک دلار دیگر قرض می گیرید و با دو دلار یک سهم می خرید که سپس ۵۰ درصد کاهش ارزش پیدا می کند. پس از بازپرداخت یک دلاری که قرض گرفتید کل سرمایه خود را از دست داده اید.

کاهش قیمت مسکن که از سال ۲۰۰۶ شروع شد، خسارت بسیار بیشتری از سقوط قیمت سهام پس از ترکیدن حباب دات کام در سال ۲۰۰۰ ایجاد کرد؛ اگر چه ارزش از دست رفته تقریبا شبیه هم بود. چرا؟ طی حباب دات کام، سهام بسیار کمی با پول وام گرفته شده خریداری شده بود، در صورتی که طی حباب مسکن، تقریبا همه خانه ها با وام بانکی خریداری شده بودند. به محض اینکه قیمت خانه ها سقوط کرد، مالکان خانه ها از پرداخت اقساط وام ها ناتوان شدند و زیان وام تمام سرمایه وام دهندگان را نابود کرد. حقیقتا در بدترین بحران های مالی معمولا بانک ها درگیر هستند، چون ماهیت فعالیت بانک ها بر اساس اهرم مالی است.


اهرم مالی اغلب دست یاری گر کژمنشی (مخاطره اخلاقی) را به کمک می گیرد؛ اصطلاحی که ریشه آن به بیمه بازمی گردد و به این معنا است که شخص حقیقی یا حقوقی، اگر از پیامدهای منفی ریسک برکنار بماند، ریسک های بیشتری را خواهد پذیرفت. اگر قرار باشد بیمه خودرو و قبض جریمه های پسرتان را شما بپردازید، احتمال اینکه وی با سرعت بیشتری رانندگی کند بیشتر خواهد شد. اگر سرمایه گذاران به این باور برسند که دولت اجازه نخواهد داد فلان شرکت ورشکست شود، پول بیشتری به آن شرکت داده و بهره کمتری از آن طلب خواهند کرد. در دهه ۱۹۸۰ بیمه سپرده فدرال به بنگاه های وام دهی امکان داد تا بی مهابا به مسکن سازان وام دهند. سرمایه گذاران به روسیه وام دادند، با این تصور که این کشور «قدرت هسته ای بوده و ورشکست نمی شود.» اما روسیه در ۱۹۹۸ از پرداخت بدهی های خود ناتوان شد. اگرچه فانی می و فردی مک در مالکیت سهامدارانش بودند، سرمایه گذاران فرض را بر این گرفتند که دولت اجازه نخواهد داد این دو نهاد ورشکست شوند و به آنها با نرخ های بهره پایین در سطحی که به دولت آمریکا وام می دهند، وام دادند. آیا می توان سرمایه گذاران را مقصر دانست؟ پس از اینکه دو موسسه مالی با وجود دریافت همه وام های یارانه ای ورشکست شدند، مالیات دهندگان به نجات سرمایه گذاران آمدند.
اهرم مالی یک نشانه هشداردهی اولیه از بحران است. این هشدار می تواند بالا رفتن نسبت بدهی به درآمدهای یک شرکت یا سهم بدهی خارجی یک کشور از تولید ناخالص داخلی آن باشد؛ حالتی که تایلند داشت و بحران مالی انتهای دهه ۱۹۹۰ در شرق آسیا را به وجود آورد.
اما گاهی ردیابی اهرم مالی نیز سخت می شود، چون وام گیرندگان از طفره روی، حسابداری خلاقانه، مشتقات و تقلب های آشکار برای پنهان ساختن بدهی های خود استفاده می کنند. وقتی سرمایه گذاران به حقیقت پی می برند، اوضاع به کلی به هم می ریزد همان گونه که کشور یونان کسری بودجه خود را در سال ۲۰۰۹ کمتر از واقع نشان داده بود، شرکت انرون در سال ۲۰۰۰ از اقلام بیرون ترازنامه استفاده کرد یا کره جنوبی ذخایر ارزی را در ۱۹۹۷ بزرگنمایی کرد.
وقتی برادر زن ولخرجتان قادر به پرداخت بدهی خود به شما نیست، ابتدا زمان می خرد؛ با این ادعا که یک چک در راه دارد. به همین ترتیب، یک شرکت یا کشور ناتوان در پرداخت دیون به فریبکاری روی می آورد. ابتدا ادعا می کند که صرفا نقدینگی ندارد.

شرط ۳- ناهمخوانی ها، نخستین همدست توطئه گران
هنگامی که یک نفر عاشق کوهنوردی با کسی ازدواج می کند که از ارتفاع هراس دارد، طلاق سرنوشت محتوم خواهد بود. به همین ترتیب ناهمخوانی ها در فاینانس معمولا نشانه وجود مشکل است. شرکتی که فروش هایش به روپیه اندونزی است و به دلار وام می گیرد، فردی که برای خانه دار شدن به فرانک سوئیس وام می گیرد، اما دستمزدش به فورینت مجارستان است، شرکتی که از بانک های خارجی به پول کشور سومی وام می گیرد، در همه این موارد، کاهش ارزش پول داخلی، بازپرداخت وام خارجی را عجیب مشکل خواهد ساخت.


یک نوع ناهمخوانی به همین اندازه خطرناک، وام گرفتن کوتاه مدت برای انجام سرمایه گذاری بلندمدت است. اتکا به وام های کوتاه مدت مثل اجبار به درخواست شغل کردن هر سه ماه یکبار است. بخت با شما یار باشد که رییس تان یک روز سرحال است و احتمال دارد روز دیگر از شما متنفر شود و شغلتان را دیگر به دست نیاورید. استقراض کوتاه مدت به معنای مشکل است، اگر نرخ های بهره به شدت افزایش یابد یا زمانی که سررسید پرداخت می رسد، سرمایه گذاران از استمهال وام ها خودداری ورزند.
در واقع، افزایش وابستگی به استقراض کوتاه مدت اغلب یک نشانه هشدار است: به این معنا که سرمایه گذاران عصبی، وام های بلندمدت مگر با نرخ های بسیار بالا نمی دهند. به این جهت کشورها، شرکت ها و افراد اغلب وسوسه می شوند که اتکای شدیدی به منابع مالی کوتاه مدت پیدا کنند، چون ارزان تر است. بحران ۱۹۹۴ پزو مکزیک به خاطر وابستگی سنگین به استقراض کوتاه مدت که بیشتر آن به پول های خارجی پیوند خورده بود، شتاب بیشتری گرفت.

شرط ۴- اثر سرایت
ورشکستگی بانک، شرکت یا صندوق تامینی به ندرت بحران به وجود می آورد. زمانی به آستانه بحران می رسیم که هراس عمومی به دیگران هم رسیده باشد؛ پدیده ای که سرایت نامیده می شود.
اثر سرایت چندین علت دارد. یکی این که تقصیر وابسته سازی و ارتباطات است. وقتی لمان برادرز در پاییز ۲۰۰۸ ورشکست شد، سرمایه گذاران شروع به شرط بندی روی مورگان استنلی و گلدمن ساکس کردند. تایلند ارزش پول خود را در جولای ۲۰۰۷ نسبت به سایر ارزها کاهش داد، سرمایه گذاران طبیعتا نگران شدند که مالزی، اندونزی، فیلیپین و کره همین کار را خواهند کرد، چون شرایط اقتصادی آنها هم مشابه بود. آنها برای فروش پول داخلی هجوم آوردند که کاهش ارزش پول را شتاب بخشید.
منبع دیگر سرایت به این واقعیت مربوط می شود که کشورها، شرکت ها و بانک ها اغلب روابط بی شماری با وام دهندگان، وام گیرندگان، شرکای تجاری و سرمایه گذاران اطراف جهان دارند.


نتیجه اینکه ورشکستگی یک شرکت می تواند همه همتایان و رقبای وی را نیز پایین بکشد. برای نمونه اگر بانک الف نتواند وامی را که به بانک ب دارد بپردازد، بانک ب قادر به پرداخت وام خود به بانک ج نخواهد بود و همین طور جلو می رود. هر اندازه یک شرکت ارتباط بیشتری با سایر شرکت ها داشته باشد، تهدید بزرگ تری برای نظام مالی خواهد بود. لمان برادرز تنها یک دهم افرادی را که در جنرال موتورز شاغل هستند در خدمت داشت، اما ورشکستگی این بانک خسارت بسیار بیشتری ایجاد کرد، چون ارتباطات بسیار بیشتری با سایر بنگاه ها
داشت.
در ابتدای این بخش توضیح دادیم که کسی که ورشکسته شده است، ابتدا ادعا می کند که صرفا نقدینگی ندارد. در عین حال زمان هایی وجود دارد که به علت سرایت، یک صندوق تامینی، بانک یا کشور که در غیر این صورت سالم است، بدون نقدینگی(یعنی ناتوان از وام گرفتن) خواهد شد و فرو می ریزد. در بحران بزرگ مالی، ناتوانی در پرداخت بدهی و نداشتن نقدینگی به یکسان به ورشکستگی بانک ها کمک کرد.

شرط ۵- انتخابات
بحران ها اغلب در سال های انتخابات دیده می شوند. آنها اغلب نتیجه سختی های اقتصادی هستند و تنها با علاج های دردآوری قابل درمان هستند که سیاستمداران درگیر در انتخابات نمی خواهند مدیریت کنند. سیاستمداران این مشکل را نادیده گرفته یا پنهان می سازند، با این امید که پس از انتخابات به حل آن بپردازند؛ همان طور که مکزیک در ۱۹۸۲ با کمک فدرال رزرو این کار را کرد و یونان در ۲۰۰۹ چنین کرد.



با لحاظ موارد آیا بورس ما اکنون در شرایط بحران است؟

منابع:
  • روزنامه دنیای اقتصاد مورخه 1394/2/15
1394/02/20 از نهایت‌نگر
0
/
11
یک دقیقه وقت دارید؟
شما تنها یک قدم با به اشتراک گذاشتن اولین ایده خود فاصله دارید. برای انتشار مطالب خود در ارشن، لطفا ثبت‌نام خود را تکمیل کرده و شماره‌ی همراه خود را فعال نمایید.
تکمیل پروفایل
نمایش {{content.commentsTotal - content.comments.length}} نظر قبلی
علت امتیاز منفی

×
بله
خیر
تغییرات شاخص
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
وضعیت بازار : {{closedTitle(tepix.isClosed)}}
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
فرابورس
{{absValueChange(tepix.faraBourseChange)}}
{{tepix.faraBourseIndex}}
شاخص 50 شرکت
{{absValueChange(tepix.companyFiftyChange)}}
{{tepix.companyFiftyIndex}}
شاخص آزاد شناور
{{absValueChange(tepix.freeFloatChange)}}
{{tepix.freeFloatIndex}}
شاخص مالی
{{absValueChange(tepix.financialChange)}}
{{tepix.financialIndex}}
شاخص صنعت
{{absValueChange(tepix.indastryChange)}}
{{tepix.indastryIndex}}
2222
33333