رسانه اجتماعی - تحلیلی بازار سرمایه
...
ناصر صنوبر
@nsanoubar
173

عنوان بلاگ : آیا این یک بحران مالی است؟ 1


خلاصه روزها، هفته ها و شاید ماهها است که رنگ اغلب نمادهای بازار را قرمز می بینیم و این وضعیت برای هر آدم صبور حتی بی تفاوتی خسته کتتده است. آیا این یک بحران مالی است؟ اگر بحران است چرا پیش بینی نشد؟ کی درست می شود؟ اینها بخشی از سوالاتی است که هر روز خدا فعالان بازار با آنها مواجهند. در همین راستا مطلب جالبی دیدم و ترجیح دادم با دوستان به اشتراگ بگذارم.

بر گرفته از نوشته : گرِگ آی پی
ترجمه: جعفر خیرخواهان

عنوان متن اصلی: گونه هایی از درد اعصاب

۱- مقدمه
در نوامبر ۲۰۰۸ هنگامی که انگلستان وارد بدترین بحران مالی از دهه ۱۹۴۰ تاکنون می شد، ملکه الیزابت از فرهیختگان نخبه در مدرسه اقتصاد لندن پرسید، چرا هیچ کس آمدن این بحران را ندید؟ اقتصاددانان برجسته همایشی ترتیب دادند تا این پرسش را بررسی کنند و سپس با خجالت زدگی نامه ای برای ملکه تهیه کردند. آنها نوشتند «علیاحضرت، ناتوانی در پیش بینی زمان، دامنه و شدت این بحران، اصولا به ناتوانی در توان خیال پردازی جمعی برمی گردد.»

۲- آیا بحران ها قابل پیش بینی هستند؟
آنها خیلی مقصر نیستند. تنها چیزی که چاره ناپذیرتر از خود بحران ها است، ناتوانی ما در حدس زدن و پیش بینی آنها است. کارمن راینهارت و کنث راگاف در کتاب «این دفعه متفاوت است: هشت سده حماقت مالی» می نویسد، بحران ها پای ثابت بازارهای مالی از سال ۱۳۴۰ میلادی به بعد بودند؛ زمانی که ادوارد سوم شاه انگلستان در پرداخت بدهی کوتاهی کرد و باعث ورشکستگی بانکداران فلورنتین شد که پول جنگ وی با فرانسه را تامین می کردند تقریبا از سال۱۸۰۰ به طور پیوسته، بخشی از جهان گرفتار بحران بانکداری یا بدهی بوده است و برای سده ها جوامع سعی کرده اند تا راه هایی برای متوقف کردن آنها پیدا کنند. به این خاطر بود که بانک های مرکزی را ایجاد کردند تا جلوی بحران ها را بگیرد و نقش آخرین مرجع وام گیری را به آنها دادند و صندوق بین المللی پول همین کار را برای کشورها انجام می دهد.

مشکل اصلی این است که هیچ تعریف واحدی از بحران وجود ندارد؛ همان گونه که یک قاضی هنگام حکم دادن درباره صور قبیحه گفت، تصاویر این چنینی فقط زمانی شناخته می شوند که آنها را ببینید. به راه افتادن بحران غیرقابل پیش بینی بوده و رویدادی خشونت بار و اغلب احساسی است، چون سرمایه گذاران و وام دهندگان دسته جمعی به راه می افتند تا از منافع خود حمایت کنند.

بازارها معمولا خود تصحیح کننده هستند، به طوری که قیمت های پایین تر خریداران بیشتری را به دنبال می آورد. اما بحران ها خود تقویت کننده هستند، چون قیمت های پایین تر فروشندگان بیشتری را به بیرون می راند.
برحسب تعریف، بحران ها نامنتظره بوده اند، چون مستلزم خطای قضاوت جمعی هستند. الن گرینسپن در کتاب خاطرات خویش «عصر پرآشوب» نوشت: «بحران های مالی که قابل پیش بینی هستند .... به ندرت اتفاق می افتند.» اگر یک سقوط مالی به نظر نزدیک باشد، «سفته بازان و سرمایه گذاران سعی خواهند کرد تا زودتر بفروشند. با این کار، حباب بورس فرومی خوابد و از سقوط جلوگیری می شود.» برای مثال در اواخر دهه ۱۹۹۰ اد یاردنی یک اقتصاددان برجسته پیش بینی کرد که ناتوانی رایانه ها در حل مشکل تغییر تاریخ هزاره در یکم ژانویه سال ۲۰۰۰ می تواند به رکود جهانی بینجامد. با این هشداردهی، جهان میلیاردها دلار صرف کرد تا مشکل را رفع کند و هیچ چیزی اتفاق نیفتاد.
بحران ها همیشه با ما خواهند بود، چون ریشه در تمایل ذاتی انسان ها به برون یابی گذشته، ناتوانی آنها در پیش بینی آینده و رفت و برگشت منظم آنها بین حرص و ترس است. البته این چیزها همیشه در اقتصاد حضور دارند. اگر چه برای اینکه آنها بحران مالی تولید کنند ترکیبی از سایر شرایط نیز باید حاضر باشد.

۴- ویژگیهای یک بحران مالی
شرط ۱- شناور بودن روی حباب
هر دارایی یک ارزش ذاتی دارد. در مورد سهام شرکت ها، ارزش آن به سودهای آتی، سود سهام و جریان های نقدی بستگی دارد. در مورد خانه، این ارزش هزینه اجاره دادن به جای در تملک داشتن خانه است. در مورد چاه نفت، این ارزش هزینه به دست آوردن مقدار بیشتری نفت از زیر زمین است. در عین حال محاسبه ارزش ذاتی هرگز آسان نبوده است. سودهای آینده چقدر است؟ آیا هر خانه دیگری شبیه این خانه است؟ با چه سرعتی می توانیم نفت را از زیر زمین با تلمبه بیرون بکشیم؟ بیشتر ما در نهایت فرض را بر این می گذاریم که ارزش یک دارایی آن چیزی است که سایر مردم فکر می کنند ارزش دارد؛ بسیار شبیه زمانی که یک رستوران را نه بر اساس بررسی دقیق فهرست غذاها و نظر منتقدان، بلکه در اینکه چقدر شلوغ است انتخاب می کنیم. با این فروض خیلی راحت امکان دارد که یک دارایی از بنیان های خود خارج شود.
جرمی گرانتام مدیر یک صندوق سرمایه گذاری می گوید که در همه حباب ها، ارزش دارایی مورد بحث به سمت میانگین بلند مدت خود بازگشت کرده است: «هیچ استثنایی وجود ندارد.» پس چرا حباب ها تکرار می شوند؟ در زمان شروع هر حباب، به اندازه یک ارزن واقعیت اقتصادی وجود دارد: اینترنت واقعا کسب و کار آمریکا را دگرگون کرده بود؛ دقیقا همان طور که راه آهن یک سده و نیم پیش از آن همین کار را کرد. بنابراین عامه مردم نتیجه می گیرند قوانین قدیمی کاربردی ندارد. در دهه ۱۹۸۰ سهام ژاپنی ها دو تا چهار برابر ارزش گذاری سهام آمریکایی ها معامله شد، اما این را به اثر سهام داری متقاطع بین شرکت ها نسبت دادند. قیمت زمین که سر به فلک کشید، به کمبود زمین در ژاپن نسبت داده شد. البته که هر دو تا بر سر مالکان شان فرو ریختند.

crisis2
بیشتر مردم به درستی حباب را پیش از اینکه بترکد شناسایی می کنند. اما زمانی که موج افکار و پول در نقطه مقابل آنها حرکت می کند، سود بردن از این پیش آگاهی دشوار است. نشریه اکونومیست در سال ۲۰۰۲ درباره قیمت املاک آمریکا هشدار داد و قیمت به مدت چهار سال دیگر بالا رفت. این روزها قیمت مسکن در استرالیا و انگلستان که بسیار بیشتر از قیمت ها در آمریکا بالا رفت، باید کاهش یابد. تاریخ می گوید این کار خواهد شد؛ چه وقت؟ هر کسی حدسی می زند.

لطفا بقیه مطلب را در بلاگ بعدی مطالعه فرمایید.

منابع:
  • روزنامه دنیای اقتصاد، سه شنبه 1394/2/15

خلاصه روزها، هفته ها و شاید ماهها است که رنگ اغلب نمادهای بازار را قرمز می بینیم و این وضعیت برای هر آدم صبور حتی بی تفاوتی خسته کتتده است. آیا این یک بحران مالی است؟ اگر بحران است چرا پیش بینی نشد؟ کی درست می شود؟ اینها بخشی از سوالاتی است که هر روز خدا فعالان بازار با آنها مواجهند. در همین راستا مطلب جالبی دیدم و ترجیح دادم با دوستان به اشتراگ بگذارم.

بر گرفته از نوشته : گرِگ آی پی
ترجمه: جعفر خیرخواهان

عنوان متن اصلی: گونه هایی از درد اعصاب

۱- مقدمه
در نوامبر ۲۰۰۸ هنگامی که انگلستان وارد بدترین بحران مالی از دهه ۱۹۴۰ تاکنون می شد، ملکه الیزابت از فرهیختگان نخبه در مدرسه اقتصاد لندن پرسید، چرا هیچ کس آمدن این بحران را ندید؟ اقتصاددانان برجسته همایشی ترتیب دادند تا این پرسش را بررسی کنند و سپس با خجالت زدگی نامه ای برای ملکه تهیه کردند. آنها نوشتند «علیاحضرت، ناتوانی در پیش بینی زمان، دامنه و شدت این بحران، اصولا به ناتوانی در توان خیال پردازی جمعی برمی گردد.»

۲- آیا بحران ها قابل پیش بینی هستند؟
آنها خیلی مقصر نیستند. تنها چیزی که چاره ناپذیرتر از خود بحران ها است، ناتوانی ما در حدس زدن و پیش بینی آنها است. کارمن راینهارت و کنث راگاف در کتاب «این دفعه متفاوت است: هشت سده حماقت مالی» می نویسد، بحران ها پای ثابت بازارهای مالی از سال ۱۳۴۰ میلادی به بعد بودند؛ زمانی که ادوارد سوم شاه انگلستان در پرداخت بدهی کوتاهی کرد و باعث ورشکستگی بانکداران فلورنتین شد که پول جنگ وی با فرانسه را تامین می کردند تقریبا از سال۱۸۰۰ به طور پیوسته، بخشی از جهان گرفتار بحران بانکداری یا بدهی بوده است و برای سده ها جوامع سعی کرده اند تا راه هایی برای متوقف کردن آنها پیدا کنند. به این خاطر بود که بانک های مرکزی را ایجاد کردند تا جلوی بحران ها را بگیرد و نقش آخرین مرجع وام گیری را به آنها دادند و صندوق بین المللی پول همین کار را برای کشورها انجام می دهد.

مشکل اصلی این است که هیچ تعریف واحدی از بحران وجود ندارد؛ همان گونه که یک قاضی هنگام حکم دادن درباره صور قبیحه گفت، تصاویر این چنینی فقط زمانی شناخته می شوند که آنها را ببینید. به راه افتادن بحران غیرقابل پیش بینی بوده و رویدادی خشونت بار و اغلب احساسی است، چون سرمایه گذاران و وام دهندگان دسته جمعی به راه می افتند تا از منافع خود حمایت کنند.

بازارها معمولا خود تصحیح کننده هستند، به طوری که قیمت های پایین تر خریداران بیشتری را به دنبال می آورد. اما بحران ها خود تقویت کننده هستند، چون قیمت های پایین تر فروشندگان بیشتری را به بیرون می راند.
برحسب تعریف، بحران ها نامنتظره بوده اند، چون مستلزم خطای قضاوت جمعی هستند. الن گرینسپن در کتاب خاطرات خویش «عصر پرآشوب» نوشت: «بحران های مالی که قابل پیش بینی هستند .... به ندرت اتفاق می افتند.» اگر یک سقوط مالی به نظر نزدیک باشد، «سفته بازان و سرمایه گذاران سعی خواهند کرد تا زودتر بفروشند. با این کار، حباب بورس فرومی خوابد و از سقوط جلوگیری می شود.» برای مثال در اواخر دهه ۱۹۹۰ اد یاردنی یک اقتصاددان برجسته پیش بینی کرد که ناتوانی رایانه ها در حل مشکل تغییر تاریخ هزاره در یکم ژانویه سال ۲۰۰۰ می تواند به رکود جهانی بینجامد. با این هشداردهی، جهان میلیاردها دلار صرف کرد تا مشکل را رفع کند و هیچ چیزی اتفاق نیفتاد.
بحران ها همیشه با ما خواهند بود، چون ریشه در تمایل ذاتی انسان ها به برون یابی گذشته، ناتوانی آنها در پیش بینی آینده و رفت و برگشت منظم آنها بین حرص و ترس است. البته این چیزها همیشه در اقتصاد حضور دارند. اگر چه برای اینکه آنها بحران مالی تولید کنند ترکیبی از سایر شرایط نیز باید حاضر باشد.

۴- ویژگیهای یک بحران مالی
شرط ۱- شناور بودن روی حباب
هر دارایی یک ارزش ذاتی دارد. در مورد سهام شرکت ها، ارزش آن به سودهای آتی، سود سهام و جریان های نقدی بستگی دارد. در مورد خانه، این ارزش هزینه اجاره دادن به جای در تملک داشتن خانه است. در مورد چاه نفت، این ارزش هزینه به دست آوردن مقدار بیشتری نفت از زیر زمین است. در عین حال محاسبه ارزش ذاتی هرگز آسان نبوده است. سودهای آینده چقدر است؟ آیا هر خانه دیگری شبیه این خانه است؟ با چه سرعتی می توانیم نفت را از زیر زمین با تلمبه بیرون بکشیم؟ بیشتر ما در نهایت فرض را بر این می گذاریم که ارزش یک دارایی آن چیزی است که سایر مردم فکر می کنند ارزش دارد؛ بسیار شبیه زمانی که یک رستوران را نه بر اساس بررسی دقیق فهرست غذاها و نظر منتقدان، بلکه در اینکه چقدر شلوغ است انتخاب می کنیم. با این فروض خیلی راحت امکان دارد که یک دارایی از بنیان های خود خارج شود.
جرمی گرانتام مدیر یک صندوق سرمایه گذاری می گوید که در همه حباب ها، ارزش دارایی مورد بحث به سمت میانگین بلند مدت خود بازگشت کرده است: «هیچ استثنایی وجود ندارد.» پس چرا حباب ها تکرار می شوند؟ در زمان شروع هر حباب، به اندازه یک ارزن واقعیت اقتصادی وجود دارد: اینترنت واقعا کسب و کار آمریکا را دگرگون کرده بود؛ دقیقا همان طور که راه آهن یک سده و نیم پیش از آن همین کار را کرد. بنابراین عامه مردم نتیجه می گیرند قوانین قدیمی کاربردی ندارد. در دهه ۱۹۸۰ سهام ژاپنی ها دو تا چهار برابر ارزش گذاری سهام آمریکایی ها معامله شد، اما این را به اثر سهام داری متقاطع بین شرکت ها نسبت دادند. قیمت زمین که سر به فلک کشید، به کمبود زمین در ژاپن نسبت داده شد. البته که هر دو تا بر سر مالکان شان فرو ریختند.

crisis2
بیشتر مردم به درستی حباب را پیش از اینکه بترکد شناسایی می کنند. اما زمانی که موج افکار و پول در نقطه مقابل آنها حرکت می کند، سود بردن از این پیش آگاهی دشوار است. نشریه اکونومیست در سال ۲۰۰۲ درباره قیمت املاک آمریکا هشدار داد و قیمت به مدت چهار سال دیگر بالا رفت. این روزها قیمت مسکن در استرالیا و انگلستان که بسیار بیشتر از قیمت ها در آمریکا بالا رفت، باید کاهش یابد. تاریخ می گوید این کار خواهد شد؛ چه وقت؟ هر کسی حدسی می زند.

لطفا بقیه مطلب را در بلاگ بعدی مطالعه فرمایید.

منابع:
  • روزنامه دنیای اقتصاد، سه شنبه 1394/2/15
1394/02/19 از نهایت‌نگر
0
/
14
یک دقیقه وقت دارید؟
شما تنها یک قدم با به اشتراک گذاشتن اولین ایده خود فاصله دارید. برای انتشار مطالب خود در ارشن، لطفا ثبت‌نام خود را تکمیل کرده و شماره‌ی همراه خود را فعال نمایید.
تکمیل پروفایل
نمایش {{content.commentsTotal - content.comments.length}} نظر قبلی
علت امتیاز منفی

×
بله
خیر
تغییرات شاخص
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
وضعیت بازار : {{closedTitle(tepix.isClosed)}}
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
فرابورس
{{absValueChange(tepix.faraBourseChange)}}
{{tepix.faraBourseIndex}}
شاخص 50 شرکت
{{absValueChange(tepix.companyFiftyChange)}}
{{tepix.companyFiftyIndex}}
شاخص آزاد شناور
{{absValueChange(tepix.freeFloatChange)}}
{{tepix.freeFloatIndex}}
شاخص مالی
{{absValueChange(tepix.financialChange)}}
{{tepix.financialIndex}}
شاخص صنعت
{{absValueChange(tepix.indastryChange)}}
{{tepix.indastryIndex}}
2222
33333