رسانه اجتماعی - تحلیلی بازار سرمایه
...
حبیب صنوبر
@habib_531
53

عنوان بلاگ : چرا از اشتباهات خود در بورس درس نمیگیریم(قسمت دوم)
دسته : بورس اوراق بهادار


خلاصه درقسمت اول خواندیم که بشر بیشترین درس‌ها را از اشتباهات خود می‌گیرد، نه از موفقیت‌هایش… ولی چرا این موضوع در بورس صدق نمیکند اگر بخواهید به کسی دوچرخه‌سواری یاد دهید، آیا به او کتابی می‌دهید تا مطالعه کند؟ او را به سخنرانی می‌برید که در آن توضیحاتی درباره دوچرخه‌سواری و حفظ تعادل، چرخش، شروع به حرکت، توقف و غیره را بشنود؟ یا اینکه او را روی یک دوچرخه می‌نشانید و کمی هل می‌دهید و اجازه می‌دهید چندین بار زمین بخورد تا خودش یاد بگیرد؟...................

هنگامی که سرمایه گذار خبره ذهن خود را از سرمایه گذاری ناموفق آزاد می سازد، قادر خواهد بود به تحلیل اشتباهات بپردازد. همیشه تمام او اول به دنبال آن است که این اشتباه را تکرار نکند، پس باید بداند اشتباه چه بوده و دلیل وقوع آن چه بوده است. دوم اینکه او می داند با خطا های کمتر می تواند سیستم خود را تقویت کرده و عملکرد خود را بهبود بخشد. سوم اینکه او می داند که واقعیت بهترین معلم و اشتباهات بهترین درس ها برای اوست. او برای فراگیری این دروس کنجکاو است.
در سال 1962، شوارتز اشتباهی کرد که او را به مرز نابودی کشاند، البته بعد ها مشخص شد که قویترین تجربه آموزنده او بوده است. او یک فرصت آربیتراژ در مورد سهام یکی از شرکت ها یافته بود. این شرکت در حال انتشار نوع خاصی از سهام بود که در حدود یک سال بعد به سهام عادی تبدیل می شد. این سهام با کاهش قیمت قابل توجهی نسبت به سهام عادی معامله می شد. بنابراین شوارتز این نوع سهام خاص را خرید و اقدام به فروش استقراضی سهام عادی همان شرکت کرد تا از این تفاوت قیمت سود کند.

البته در این شرایط فرض شوارتز این بود که قیمت سهام عادی کاهش و قیمت سهام خاص افزایش می یابد. او متوجه شد که اگر چنین اتفاقی رخ ندهد، در این حوزه با مشکل روبه رو خواهد شد. اما ارزش سهام مزبور افزایش بسیار زیادی یافت و از آن بدتر، قیمت سهام نوع خاصی که خریداری کرده بود افزایش نیافت. اما مشکل شوارتز کمی پیچیده تر از آن که به نظر می رسید بود. او در این رابطه می گوید «من از برادرم پول قرض کردم و در خطر نابودی کامل بودم.» این پولی بود که برادرش ـ که در آن زمان به تازگی تجارت خود را آغاز کرده بود ـ استطاعت از دست دادن آن را نداشت.

وقتی وضعیت معاملات در جهت خلاف خواسته های شوارتز حرکت کرد، او عقب نشینی نکرد بلکه ادامه داد و برای حفظ موقعیتش پول بیشتری را صرف فروش استقراضی نمود. او فعالیت خود را بیش از توان مالی اش گسترش داده بود و فاقد استراتژی مشخصی برای خروج از بحران در زمان حرکت معکوس بازار بود. او برای احتمال بروز خطا از سوی خود آمادگی نداشت.بعد از مدتی که اوضاع آرام شد، شوارتز سرمایه خود را مجددا به دست آورد، اما اثر عاطفی این تجربه سخت ماندگار بود. او می گوید «از نظر روانشناختی این تجربه بسیار مهم بود.» این نخستین تجربه شکست عمده مالی او بود و باعث شد تمام روش خود را در برابر بازار مورد بازنگری قرار دهد. بدون شک می توان بسیاری از مولفه های یک سیستم سرمایه گذاری که شوارتز را به سرمایه گذاری خبره تبدیل کرد را در درس گرفتن از اشتباهات او در این معامله خاص دنبال کرد.

یک اشتباه دو میلیارد دلاری
بافت به گونه ای منحصر به فرد، هنگامی که اشتباهات خود را تحلیل می کند، این سوال را از خود می پرسد که وضعیت چگونه می توانست باشد. در سال 1988 او قصد داشت، 30 میلیون سهم «فانی می» را به ارزش تقریبی 350 میلیون دلار خریداری کند.
«هنگامی که ما در حدود 7 میلیون سهم خریداری کردیم، قیمت ها شروع به افزایش کرد. من با دلسردی خرید را متوقف کردم. در یک حرکت اشتباه، من در مقابل ناخوشایندی خود از واکنش بازار تسلیم شدم و 7 میلیون سهم را فروختم.»
در اکتبر 1993 او به مجله فوربز گفت: «من با فروش زود هنگام «فانی می» خود را از دو میلیارد دلار سود محروم کردم. در حقیقت تنها تعداد ناچیزی سهام خریدم و خیلی زود آنها را فروختم. تحلیل این موضوع آسان بود. این کار در حوزه مهارت من بود. و به دلایل واهی احساسی من جا زدم. کاش می توانستم به شما پاسخ بهتری در مورد علت آن بدهم.»
این اشتباهی بود که خود او در جایی می نویسد: «خدا را شکر که آن اشتباه را زمانی که سهام کوکاکولا نیز به همین طریق در زمان خریدمان افزایش ارزش پیدا کرد، تکرار نکردم.»

من جدی ترین منتقد خودم هستم
جورجی شوارتز پا را از تحلیل صرف اشتباهاتش فراتر می گذارد. همان گونه که از کسی که فلسفه و روشش مبتنی بر پذیرش خطاهاست انتظار می رود، شوارتز همه چیز از جمله خودش را با دیدگاهی منتقدانه می بیند. او می گوید: «من جدی ترین منتقد خودم هستم.»او همواره به کارمندان خود می گوید: «محک زدن دیدگاه هایتان برای فعالیت در بازارهای مالی ضروری است»، و آنها را ملزم می کند که منتقد نظرات خود باشند و همواره آنها را در برابر نظرات مخالف محک بزنند. او خود نیز از همین روش تبعیت می کند و همیشه به دنبال یافتن هرگونه نقص در تفکر خود است. با این ساختار ذهنی، شوارتز دائما مراقب هر گونه اختلاف میان فرضیه سرمایه گذاری خودش و اتفاقاتی که در بازار رخ می دهند، است. او می گوید هنگامی که چنین اختلافی را تشخیص می دهد یک مطالعه انتقادی را آغاز می کند. او حتی ممکن است سرمایه گذاری خود را زیر قیمت بفروشد، اما به قول خودش: «هرگز بیکار نخواهم نشست و از کنار این اختلاف ها بی تفاوت نمی گذرم.»همان گونه که مثال های بافت و شوارتز نشان می دهند، بهتر است که منتقد باشید، تا این که اشتباهات خود را به راحتی ببخشید. همانطور که شریک بافت، چارلی مانگر می گوید: «واقعا مفید است که خطا های خود را به یاد بیاورید. فکر می کنم ما در این کار تبحر داریم. ما به صورت ذهنی اشتباهات خود را به یاد می آوریم و این کار کمک بسیار خوبی به سرمایه گذاری موفق می کند.»

منابع:
  • http://www.bourseiness.com/

خلاصه درقسمت اول خواندیم که بشر بیشترین درس‌ها را از اشتباهات خود می‌گیرد، نه از موفقیت‌هایش… ولی چرا این موضوع در بورس صدق نمیکند اگر بخواهید به کسی دوچرخه‌سواری یاد دهید، آیا به او کتابی می‌دهید تا مطالعه کند؟ او را به سخنرانی می‌برید که در آن توضیحاتی درباره دوچرخه‌سواری و حفظ تعادل، چرخش، شروع به حرکت، توقف و غیره را بشنود؟ یا اینکه او را روی یک دوچرخه می‌نشانید و کمی هل می‌دهید و اجازه می‌دهید چندین بار زمین بخورد تا خودش یاد بگیرد؟...................

هنگامی که سرمایه گذار خبره ذهن خود را از سرمایه گذاری ناموفق آزاد می سازد، قادر خواهد بود به تحلیل اشتباهات بپردازد. همیشه تمام او اول به دنبال آن است که این اشتباه را تکرار نکند، پس باید بداند اشتباه چه بوده و دلیل وقوع آن چه بوده است. دوم اینکه او می داند با خطا های کمتر می تواند سیستم خود را تقویت کرده و عملکرد خود را بهبود بخشد. سوم اینکه او می داند که واقعیت بهترین معلم و اشتباهات بهترین درس ها برای اوست. او برای فراگیری این دروس کنجکاو است.
در سال 1962، شوارتز اشتباهی کرد که او را به مرز نابودی کشاند، البته بعد ها مشخص شد که قویترین تجربه آموزنده او بوده است. او یک فرصت آربیتراژ در مورد سهام یکی از شرکت ها یافته بود. این شرکت در حال انتشار نوع خاصی از سهام بود که در حدود یک سال بعد به سهام عادی تبدیل می شد. این سهام با کاهش قیمت قابل توجهی نسبت به سهام عادی معامله می شد. بنابراین شوارتز این نوع سهام خاص را خرید و اقدام به فروش استقراضی سهام عادی همان شرکت کرد تا از این تفاوت قیمت سود کند.

البته در این شرایط فرض شوارتز این بود که قیمت سهام عادی کاهش و قیمت سهام خاص افزایش می یابد. او متوجه شد که اگر چنین اتفاقی رخ ندهد، در این حوزه با مشکل روبه رو خواهد شد. اما ارزش سهام مزبور افزایش بسیار زیادی یافت و از آن بدتر، قیمت سهام نوع خاصی که خریداری کرده بود افزایش نیافت. اما مشکل شوارتز کمی پیچیده تر از آن که به نظر می رسید بود. او در این رابطه می گوید «من از برادرم پول قرض کردم و در خطر نابودی کامل بودم.» این پولی بود که برادرش ـ که در آن زمان به تازگی تجارت خود را آغاز کرده بود ـ استطاعت از دست دادن آن را نداشت.

وقتی وضعیت معاملات در جهت خلاف خواسته های شوارتز حرکت کرد، او عقب نشینی نکرد بلکه ادامه داد و برای حفظ موقعیتش پول بیشتری را صرف فروش استقراضی نمود. او فعالیت خود را بیش از توان مالی اش گسترش داده بود و فاقد استراتژی مشخصی برای خروج از بحران در زمان حرکت معکوس بازار بود. او برای احتمال بروز خطا از سوی خود آمادگی نداشت.بعد از مدتی که اوضاع آرام شد، شوارتز سرمایه خود را مجددا به دست آورد، اما اثر عاطفی این تجربه سخت ماندگار بود. او می گوید «از نظر روانشناختی این تجربه بسیار مهم بود.» این نخستین تجربه شکست عمده مالی او بود و باعث شد تمام روش خود را در برابر بازار مورد بازنگری قرار دهد. بدون شک می توان بسیاری از مولفه های یک سیستم سرمایه گذاری که شوارتز را به سرمایه گذاری خبره تبدیل کرد را در درس گرفتن از اشتباهات او در این معامله خاص دنبال کرد.

یک اشتباه دو میلیارد دلاری
بافت به گونه ای منحصر به فرد، هنگامی که اشتباهات خود را تحلیل می کند، این سوال را از خود می پرسد که وضعیت چگونه می توانست باشد. در سال 1988 او قصد داشت، 30 میلیون سهم «فانی می» را به ارزش تقریبی 350 میلیون دلار خریداری کند.
«هنگامی که ما در حدود 7 میلیون سهم خریداری کردیم، قیمت ها شروع به افزایش کرد. من با دلسردی خرید را متوقف کردم. در یک حرکت اشتباه، من در مقابل ناخوشایندی خود از واکنش بازار تسلیم شدم و 7 میلیون سهم را فروختم.»
در اکتبر 1993 او به مجله فوربز گفت: «من با فروش زود هنگام «فانی می» خود را از دو میلیارد دلار سود محروم کردم. در حقیقت تنها تعداد ناچیزی سهام خریدم و خیلی زود آنها را فروختم. تحلیل این موضوع آسان بود. این کار در حوزه مهارت من بود. و به دلایل واهی احساسی من جا زدم. کاش می توانستم به شما پاسخ بهتری در مورد علت آن بدهم.»
این اشتباهی بود که خود او در جایی می نویسد: «خدا را شکر که آن اشتباه را زمانی که سهام کوکاکولا نیز به همین طریق در زمان خریدمان افزایش ارزش پیدا کرد، تکرار نکردم.»

من جدی ترین منتقد خودم هستم
جورجی شوارتز پا را از تحلیل صرف اشتباهاتش فراتر می گذارد. همان گونه که از کسی که فلسفه و روشش مبتنی بر پذیرش خطاهاست انتظار می رود، شوارتز همه چیز از جمله خودش را با دیدگاهی منتقدانه می بیند. او می گوید: «من جدی ترین منتقد خودم هستم.»او همواره به کارمندان خود می گوید: «محک زدن دیدگاه هایتان برای فعالیت در بازارهای مالی ضروری است»، و آنها را ملزم می کند که منتقد نظرات خود باشند و همواره آنها را در برابر نظرات مخالف محک بزنند. او خود نیز از همین روش تبعیت می کند و همیشه به دنبال یافتن هرگونه نقص در تفکر خود است. با این ساختار ذهنی، شوارتز دائما مراقب هر گونه اختلاف میان فرضیه سرمایه گذاری خودش و اتفاقاتی که در بازار رخ می دهند، است. او می گوید هنگامی که چنین اختلافی را تشخیص می دهد یک مطالعه انتقادی را آغاز می کند. او حتی ممکن است سرمایه گذاری خود را زیر قیمت بفروشد، اما به قول خودش: «هرگز بیکار نخواهم نشست و از کنار این اختلاف ها بی تفاوت نمی گذرم.»همان گونه که مثال های بافت و شوارتز نشان می دهند، بهتر است که منتقد باشید، تا این که اشتباهات خود را به راحتی ببخشید. همانطور که شریک بافت، چارلی مانگر می گوید: «واقعا مفید است که خطا های خود را به یاد بیاورید. فکر می کنم ما در این کار تبحر داریم. ما به صورت ذهنی اشتباهات خود را به یاد می آوریم و این کار کمک بسیار خوبی به سرمایه گذاری موفق می کند.»

منابع:
  • http://www.bourseiness.com/

برچسب ها:
1394/02/07 از نهایت‌نگر
0
/
12
یک دقیقه وقت دارید؟
شما تنها یک قدم با به اشتراک گذاشتن اولین ایده خود فاصله دارید. برای انتشار مطالب خود در ارشن، لطفا ثبت‌نام خود را تکمیل کرده و شماره‌ی همراه خود را فعال نمایید.
تکمیل پروفایل
نمایش {{content.commentsTotal - content.comments.length}} نظر قبلی
علت امتیاز منفی

×
بله
خیر
تغییرات شاخص
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
وضعیت بازار : {{closedTitle(tepix.isClosed)}}
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
فرابورس
{{absValueChange(tepix.faraBourseChange)}}
{{tepix.faraBourseIndex}}
شاخص 50 شرکت
{{absValueChange(tepix.companyFiftyChange)}}
{{tepix.companyFiftyIndex}}
شاخص آزاد شناور
{{absValueChange(tepix.freeFloatChange)}}
{{tepix.freeFloatIndex}}
شاخص مالی
{{absValueChange(tepix.financialChange)}}
{{tepix.financialIndex}}
شاخص صنعت
{{absValueChange(tepix.indastryChange)}}
{{tepix.indastryIndex}}
2222
33333