رسانه اجتماعی - تحلیلی بازار سرمایه
...
رباب وفائی
@r.vafaei1395
296

عنوان بلاگ : کلید خوش شانسی یا بدشانسی!!!
دسته : آموزشی


خلاصه زندگی تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازی کردن است... تحقیقی از ريچارد وايزمن روانشناس دانشگاه هارتفورد شاير

می خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی ها را می زند، اما سایرین از آن محروم می مانند. به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم خوش شانس و عده دیگر بدشانس هستند؟ چرا برخی مردم بی وقفه در زندگی شانس می آورند درحالی که سایرین همیشه بدشانس هستند؟

images_(1)

مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را شانس می خوانند، ده سال قبل شروع شد. آگهی هایی در روزنامه های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می کردند خوش شانس یا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگیرند. صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی شان را زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش های من شرکت کنند.

نتایج نشان داد که هر چند این افراد به کلی از این موضوع غافلند، کلیدخوش شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است. برای مثال، فرصت های ظاهراً خوب در زندگی را در نظر بگیرید. افراد خوش شانس مرتباً با چنین فرصت هایی برخورد می کنند، درحالی که افراد بدشانس نه. با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این مساله ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصت هایی است یا نه. به هر دو گروه افراد خوش شانس و بدشانس روزنامه ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگویند چند عکس در آن هست. به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که می گفت: «اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که این آگهی را دیده اید، 250 پوند پاداش خواهید گرفت.»

این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار درشت چاپ شده بود. با این که این آگهی کاملاً خیره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی می کردند عمدتاً آن را ندیدند، درحالی که اغلب افراد خوش شانس متوجه آن شدند. مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموماً عصبی تر از افراد خوش شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در توجه به فرصت های غیرمنتظره را مختل می کند. در نتیجه، آنها فرصت های غیرمنتظره را به خاطر تمرکز بیش از حد بر سایر امور از دست می دهند.
تحقیقات من در مجموع نشان داد که آدم های خوش اقبال بر اساس چهار اصل، برای خود فرصت ایجاد می کنند:

اول، آنها در ایجاد و یافتن فرصت های مناسب مهارت دارند.

دوم، به قوه شهود گوش می سپارند و براساس آن تصمیم های مثبت می گیرند.

سوم، به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نیکی برای آنها رضایت بخش است.

چهارم، نگرش انعطاف پذیر آنها، بدبیاری را به خوش اقبالی بدل می کند.

images_1

در مراحل نهایی مطالعه، از خود پرسیدم آیا می توان از این اصول برای خوش شانس کردن مردم استفاده کرد. از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف انجام تمرین هایی کنند که برای ایجاد روحیه و رفتار یک آدم خوش شانس در آنها طراحی شده بود. این تمرین ها به آنها کمک کرد فرصت های مناسب را دریابند، به قوه شهود تکیه کنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو کند و در مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند. یک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح کردند. نتایج حیرت انگیز بود:

هشتاد درصد آنها گفتند آدم های شادتری شده اند، از زندگی رضایت بیشتری دارند و شاید مهم تر از هر چیز خوش شانس تر هستند و بالاخره اینکه من عامل شانس را کشف کردم.

چند نکته برای کسانی که می خواهند خوش اقبال شوند:

به غریزه باطنی خود گوش کنید، چنین کاری اغلب نتیجه مثبت دارد. با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شوید و عادات روزمره را بشکنید. هر روز چند دقیقه ای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی کنید.

منابع:
  • http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&articleID=436977

خلاصه زندگی تاس خوب آوردن نيست، تاس بد را خوب بازی کردن است... تحقیقی از ريچارد وايزمن روانشناس دانشگاه هارتفورد شاير

می خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی ها را می زند، اما سایرین از آن محروم می مانند. به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم خوش شانس و عده دیگر بدشانس هستند؟ چرا برخی مردم بی وقفه در زندگی شانس می آورند درحالی که سایرین همیشه بدشانس هستند؟

images_(1)

مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را شانس می خوانند، ده سال قبل شروع شد. آگهی هایی در روزنامه های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می کردند خوش شانس یا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگیرند. صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی شان را زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش های من شرکت کنند.

نتایج نشان داد که هر چند این افراد به کلی از این موضوع غافلند، کلیدخوش شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است. برای مثال، فرصت های ظاهراً خوب در زندگی را در نظر بگیرید. افراد خوش شانس مرتباً با چنین فرصت هایی برخورد می کنند، درحالی که افراد بدشانس نه. با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این مساله ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصت هایی است یا نه. به هر دو گروه افراد خوش شانس و بدشانس روزنامه ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگویند چند عکس در آن هست. به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که می گفت: «اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که این آگهی را دیده اید، 250 پوند پاداش خواهید گرفت.»

این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار درشت چاپ شده بود. با این که این آگهی کاملاً خیره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی می کردند عمدتاً آن را ندیدند، درحالی که اغلب افراد خوش شانس متوجه آن شدند. مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموماً عصبی تر از افراد خوش شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در توجه به فرصت های غیرمنتظره را مختل می کند. در نتیجه، آنها فرصت های غیرمنتظره را به خاطر تمرکز بیش از حد بر سایر امور از دست می دهند.
تحقیقات من در مجموع نشان داد که آدم های خوش اقبال بر اساس چهار اصل، برای خود فرصت ایجاد می کنند:

اول، آنها در ایجاد و یافتن فرصت های مناسب مهارت دارند.

دوم، به قوه شهود گوش می سپارند و براساس آن تصمیم های مثبت می گیرند.

سوم، به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نیکی برای آنها رضایت بخش است.

چهارم، نگرش انعطاف پذیر آنها، بدبیاری را به خوش اقبالی بدل می کند.

images_1

در مراحل نهایی مطالعه، از خود پرسیدم آیا می توان از این اصول برای خوش شانس کردن مردم استفاده کرد. از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف انجام تمرین هایی کنند که برای ایجاد روحیه و رفتار یک آدم خوش شانس در آنها طراحی شده بود. این تمرین ها به آنها کمک کرد فرصت های مناسب را دریابند، به قوه شهود تکیه کنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو کند و در مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند. یک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح کردند. نتایج حیرت انگیز بود:

هشتاد درصد آنها گفتند آدم های شادتری شده اند، از زندگی رضایت بیشتری دارند و شاید مهم تر از هر چیز خوش شانس تر هستند و بالاخره اینکه من عامل شانس را کشف کردم.

چند نکته برای کسانی که می خواهند خوش اقبال شوند:

به غریزه باطنی خود گوش کنید، چنین کاری اغلب نتیجه مثبت دارد. با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شوید و عادات روزمره را بشکنید. هر روز چند دقیقه ای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی کنید.

منابع:
  • http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&articleID=436977

برچسب ها:
1394/01/09 از نهایت‌نگر
0
/
13
یک دقیقه وقت دارید؟
شما تنها یک قدم با به اشتراک گذاشتن اولین ایده خود فاصله دارید. برای انتشار مطالب خود در ارشن، لطفا ثبت‌نام خود را تکمیل کرده و شماره‌ی همراه خود را فعال نمایید.
تکمیل پروفایل
نمایش {{content.commentsTotal - content.comments.length}} نظر قبلی
علت امتیاز منفی

×
بله
خیر
تغییرات شاخص
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
وضعیت بازار : {{closedTitle(tepix.isClosed)}}
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
فرابورس
{{absValueChange(tepix.faraBourseChange)}}
{{tepix.faraBourseIndex}}
شاخص 50 شرکت
{{absValueChange(tepix.companyFiftyChange)}}
{{tepix.companyFiftyIndex}}
شاخص آزاد شناور
{{absValueChange(tepix.freeFloatChange)}}
{{tepix.freeFloatIndex}}
شاخص مالی
{{absValueChange(tepix.financialChange)}}
{{tepix.financialIndex}}
شاخص صنعت
{{absValueChange(tepix.indastryChange)}}
{{tepix.indastryIndex}}
2222
33333