رسانه اجتماعی - تحلیلی بازار سرمایه
مطالب مهدی کارنامه حقیقی
ارتباطات مهدی کارنامه حقیقی
...

عنوان بلاگ : حسابداری ذهنی
دسته : آموزشی


خلاصه در اين بلاگ، موضوع «حسابداري ذهني» مورد بحث قرار مي گيرد. فرض کنيد شما هزار سهم شرکت «الف» را به قيمت هر سهم 1000 ريال خريداري کرده ايد. پس از خريد، قيمت سهم رو به کاهش مي گذارد و تا سطح 750 ريال افت مي کند. اما شما با توجه به اينکه به تحليل خود اعتقاد داريد، هزار سهم ديگر در اين قيمت خريداري مي کنيد. مدتي بعد قيمت سهم به 850 ريال افزايش مي يابد. در چنين شرايطي براي خريد يا فروش سهم خود کدام يک از تصميمات زير را اتخاذ مي کنيد؟ ...

برای آشنایی بیشتر با مقوله حسابداری ذهنی به مثال زیر توجه کنید:

شخصی یک ژاکت ترمه را به قیمت ۱۲۵ هزار ریال در یک فروشگاه می پسندد، اما او به دلیل این که احساس می کند خرید نامعقول است از خرید ژاکت منصرف می شود. ماه بعد این ژاکت را از همسرش به عنوان هدیه تولد دریافت می کند. او و همسرش حساب های بانکی مشترک دارند با این وجود شخص احساس رضایت کامل دارد. تحلیل حسابداری ذهنی به این صورت است که شخص در ذهن خود این تصور را دارد که اگر خودش ژاکت را خریداری می کرد علاوه بر ۱۲۵ هزار ریال ، هزینه ذهنی و اجتماعی ولخرج بودن را نیز پرداخت می کرد. درصورتی که دلیل هدیه تولد، دلیل قابل قبولی برای احساس رضایت کامل می باشد.

بیشتر نظریه های اقتصادی بر این اساس بنا شده اند که افراد در مواجه با رویدادهای اقتصادی به صورت منطقی عمل می کنند ، اما افراد در تصمیم گیری های خود بر اساس مدل های منطقی و اقتصادی عمل نمی کنند. فرض کنید اگر فردی در قرعه کشی بانک ملت یک میلیون ریال برنده شود شادتر است یا فردی که در قرعه کشی بانک ملت ۲ بار و بار اول ۳۰۰ هزار ریال و و بار دوم ۷۰۰ هزار ریال برنده شود ؟ طبق تئوری مطلوبیت و منطق هر دو یک میلیون ریال برنده شده اند و هیچ تفاوتی نمی کند ، اما طبق حسابداری ذهنی فردی که ۲ بار برنده شده شادتر است؛ زیرا موفقیت های متوالی باعث امیدواری فرد در موفقیت های بعدی می شود.

شاید بهترین راه برای تعریف حسابداری ذهنی مقایسه آن با حسابداری مالی و حسابداری مدیریت باشد. همان گونه که می دانید حسابداری مالی به ثبت ، طبقه بندی رویداد های مالی در دفاتر و گزارشگری نتایج می پردازد و حسابداری مدیریت با استفاده از این اطلاعات و سایر اطلاعات اجتماعی و... به تصمیم گیری و کنترل فعالیت شرکت می پردازد. در حسابداری ذهنی نیز افراد خانوار چنین ثبت وقایع مالی و تجزیه و تحلیلی را به منظور تحت کنترل درآوردن مخارج خود انجام می دهند.

حسابداری مالی شامل استانداردها و رویه های متعددی می باشد که طی سال ها به ثبت رسیده است. اما برای حسابداری ذهنی قوانین مشابهی وجود ندارد و تنها می توان از طریق مشاهده رفتار افراد قوانینی استنتاج کرد. حسابداری ذهنی ترکیبی از اقتصاد ، حسابداری و روان شناسی است و بیشتر به حسابداری نزدیک است.

به اعتقاد تالر حسابداری ذهنی سه عنصر اصلی دارد:

۱- عنصر اول به چگونگی دریافت نتایج ، آزمون آنها ، چگونگی تصمیم گیری براساس نتایج آزمون شده و در نهایت به ارزیابی تصمیمات اتخاذ شده می پردازد.

۲- عنصر دوم مستلزم تخصیص فعالیت ها به حساب های خاص می باشد.

۳- عنصر سوم به میزان ارزیابی حساب ها می پردازد.

به عنوان مثال، شخصی قصد داشت یک روتختی بخرد، او به یک فروشگاه بزرگ رفت و به دنبال مدل مورد علاقه اش بود. روتختی ها در سه اندازه 1، 2 و 3 و قیمت آنها به ترتیب 200000 ، 2500000 و 300000 ریال بود. اما در یک حراجی قیمت هر کدام از آنها بدون توجه به اندازه 150000 ریال بود. دریافت این اطلاعات، دریافت نتایج است. شخص این نتایج را در ذهن خود مورد آزمون قرار می دهد و درنهایت تصمیم به خرید روتختی اندازه 3 از حراجی به قیمت 150000 ریال می گیرد (عنصر اول). با خرید این روتختی شخص به اندازه مابه التفاوت قیمت خریداری شده و قیمت واقعی روتختی (150000-300000) در ذهن خود یک حساب سود باز می کند (عنصر دوم). با این که روتختی از اطراف تخت آویزان بوده ، شخص احساس رضایت کامل می کند (عنصر سوم). بسته به ارزیابی شخص این احساس رضایت به صورت روزانه ، هفتگی، ماهانه یا سالانه باقی می ماند. چون تصمیم گیری ها در شرایط عدم اطمینان انجام می شود و ارزیابی های افراد از حساب های خاص متفاوت است.

حسابداری ذهنی و تعمیم افراطی :

به روشنی قابل درک است که افراد با همه پول هایشان به یک شکل رفتار نمی کنند، افراد برای هر پولی که خرج می کنند حساب های مختلفی در ذهنشان باز می کنند و پول وقتی خرج می شود نمی تواند نادیده گرفته شود. برخی مواقع افراد با ایجاد حساب های ذهنی تعمیم افراطی می کنند. به مثال زیر توجه کنید: یک زوج برای ماهیگیری به شمال کشور مسافرت می کنند. آنها مقداری ماهی قزل آلا می گیرند و بسته بندی می کنند و از طریق هواپیما به منزلشان می فرستند. در نقل و انتقال بسته مفقود می شود. آنها از هواپیمایی ۳۰۰۰۰۰ ریال خسارت دریافت می کنند. پس از دریافت این پول آن زوج به یک رستوران مجلل می روند و برای یک وعده شام ۲۲۵۰۰۰ ریال از این پول را خرج می کنند. در حالی که آنها قبلاً هرگز این مبلغ را برای شام در یک رستوران خرج نمی کردند. یک توصیف برای این رفتار این است که خرج کردن مبلغ زیادی از پولی که خارج از درآمدشان نصیب آنها شده یک تعمیم افراطی است (با وجود احساس رضایت کامل در افراد) معمولاً افراد پول های باد آورده را در مصرف های مجلل خرج می کنند. در حالی که ممکن است افراد هرگز از محل درآمد های جاریشان چنین مصرف هایی انجام ندهند. حال اگر این زوج به جای رفتن به رستوران یک کت به مبلغ ۲۲۵۰۰۰ ریال از محل خسارت دریافت شده خریداری می کردند، تاثیر تعمیم افراطی حساب ذهنی ممکن است نقصان یابد.

حسابداری ذهنی و کاربرد آن در بازار مالی

فرض کنید شما هزار سهم شرکت «الف» را به قیمت هر سهم ۱۰۰۰ ریال خریداری کرده اید. پس از خرید، قیمت سهم رو به کاهش می گذارد و تا سطح ۷۵۰ ریال افت می کند. اما شما با توجه به اینکه به تحلیل خود اعتقاد دارید، هزار سهم دیگر در این قیمت خریداری می کنید. مدتی بعد قیمت سهم به ۸۵۰ ریال افزایش می یابد. در چنین شرایطی برای خرید یا فروش سهم خود کدام یک از تصمیمات زیر را اتخاذ می کنید؟

۱- هزار سهمی را که به قیمت ۷۵۰ ریال خریده اید، می فروشید و ۱۰۰ ریال سود به ازای آن شناسایی می کنید. اما هزار سهم خریداری شده به قیمت ۱۰۰۰ ریال را تا زمانی که به آن قیمت برسد نگاه می دارید.

۲- هزار سهم خریداری شده به قیمت ۱۰۰۰ ریال را می فروشید و سهام ارزان تر را نگهداری می کنید. نتایج بررسی ها نشان می دهد که افراد معمولادر برخورد اولیه با این مساله، گزینه اول را عاقلانه تر می پندارند و از آن احساس رضایت بیشتری می کنند.

اما واقعیت این است که هزار سهم خریداری شده در مرحله اول یا دوم از نظر ماهیت هیچ تفاوت یا مزیتی نسبت به یکدیگر ندارند. در حقیقت در اینجا تنها قیمت میانگین خرید (۸۷۵ ریال به ازای هر سهم) اهمیت دارد و واگذاری هزار سهم اول یا دوم از نظر سود و زیان هیچ گونه تفاوتی برای سرمایه گذار ایجاد نمی کند.

در این مثال، نظر علم مالی کاملاً متفاوت است و براساس آن تصمیم فروش سهام تنها باید بر اساس مقایسه ارزش ذاتی و قیمت فعلی اتخاذ شود و قیمت خرید، هیچ گونه تاثیری بر تصمیم فروش سهم ندارد. این در حالی است که تحقیقات رفتار شناسی مالی نشان داده است که سهامداران در برابر فروش سهام به قیمت کمتر از بهای خرید خود مقاومت زیادی دارند و در حقیقت، نقطه مرجع ذهنی آنها قیمت خرید سهم است.

علم مالی رفتاری نظایر این پدیده را تحت عنوان «حسابداری ذهنی (Mental Accounting) تعریف می کند. براساس این ویژگی، سرمایه گذاران به جای در نظر گرفتن تغییرات مجموع ارزش دارایی خود، آن را به اجزای مختلف یا اصطلاحاَ حساب های ذهنی (Mental Accounts) جداگانه تقسیم و به طور مجزا بررسی می کنند. بدین معنا که اشخاص عمدتا دارایی ها و درآمدهای خود را در دو حساب ذهنی جداگانه منظور می کنند و بین حساب درآمدی (Income Account) و حساب ثروت (Wealth Account) تمایز قائل می شوند.

یک مثال جالب در این خصوص را می توان در نگاه متفاوت افراد نسبت به سود نقدی (Dividend) و رشد قیمت سهام (Capital Gain) یافت. در واقع سرمایه گذاران، سود نقدی را در ذهنشان در حساب درآمد طبقه بندی می کنند اما رشد قیمت سهام به حساب ثروت (دارایی) منتقل می شود.

در حقیقت، از آنجا که افراد در مقابل هزینه کردن از حساب ثروت برای تامین مخارج روزمره مقاومت زیادی می کنند، پرداخت سود نقدی به آنها این امکان را می دهد تا به خود اجازه دهند که عواید آن را برای مخارج روزمره به کار گیرند. به همین دلیل است که شرکت ها اغلب سعی می کنند به سرمایه گذاران اطمینان بدهند که سود نقدی منظمی را طی سالیان آینده پرداخت خواهند کرد.

در بازار ایران نیز می توان علاوه بر اصرار سهامداران به توزیع حداکثر سود نقدی در مجامع سالانه شرکت ها به دو مصداق بارز حاکی از وجود حسابداری ذهنی در بین افراد اشاره کرد:

۱- برخی شرکت ها در مجامع خود به طور همزمان سود نقدی را توزیع و افزایش سرمایه از محل آورده نقدی و مطالبات را مورد تصویب قرار می دهند. از منظر اقتصادی این خروج و ورود مجدد نقدینگی به شرکت حداقل از لحاظ هزینه های اجرایی توجیه منطقی نخواهد داشت؛ اما از آنجا که سرمایه گذاران این دو اقدام را در ذهن خویش جداگانه دسته بندی می کنند حتی اگر تمامی سود توزیع شده را صرف شرکت در افزایش سرمایه کنند باز هم احساس رضایت بیشتری نسبت به عدم تقسیم سود و اجرای افزایش سرمایه از محل سود تقسیم نشده به دست می آورند.

۲- مدیران صندوق های سرمایه گذاری مشترک احتمالاً تاکنون با این سوال سرمایه گذاران مواجه شده اند که «برای سود سهام نقدی موجود در صندوق چه اتفاقی می افتد؟» اما بعضی از افراد پس از ارائه پاسخ و آگاه شدن از محاسبه سود نقدی در خالص ارزش دارایی های صندوق (NAV) باز هم چندان خرسند به نظر نمی رسند و دریافت سود نقدی را فارغ از رشد NAV بسیار جذاب تصور می کنند.

این در حالی است که سرمایه گذاران همواره می توانند به جای دریافت سود نقدی، با فروش چند واحد سرمایه گذاری به همان میزان نقدینگی دست یابند اما دقیقا به دلیل امتناع از کاهش حساب ثروت خود به آن راغب نیستند!

منابع:
  • http://jalil-teimoori.blogfa.com

خلاصه در اين بلاگ، موضوع «حسابداري ذهني» مورد بحث قرار مي گيرد. فرض کنيد شما هزار سهم شرکت «الف» را به قيمت هر سهم 1000 ريال خريداري کرده ايد. پس از خريد، قيمت سهم رو به کاهش مي گذارد و تا سطح 750 ريال افت مي کند. اما شما با توجه به اينکه به تحليل خود اعتقاد داريد، هزار سهم ديگر در اين قيمت خريداري مي کنيد. مدتي بعد قيمت سهم به 850 ريال افزايش مي يابد. در چنين شرايطي براي خريد يا فروش سهم خود کدام يک از تصميمات زير را اتخاذ مي کنيد؟ ...

برای آشنایی بیشتر با مقوله حسابداری ذهنی به مثال زیر توجه کنید:

شخصی یک ژاکت ترمه را به قیمت ۱۲۵ هزار ریال در یک فروشگاه می پسندد، اما او به دلیل این که احساس می کند خرید نامعقول است از خرید ژاکت منصرف می شود. ماه بعد این ژاکت را از همسرش به عنوان هدیه تولد دریافت می کند. او و همسرش حساب های بانکی مشترک دارند با این وجود شخص احساس رضایت کامل دارد. تحلیل حسابداری ذهنی به این صورت است که شخص در ذهن خود این تصور را دارد که اگر خودش ژاکت را خریداری می کرد علاوه بر ۱۲۵ هزار ریال ، هزینه ذهنی و اجتماعی ولخرج بودن را نیز پرداخت می کرد. درصورتی که دلیل هدیه تولد، دلیل قابل قبولی برای احساس رضایت کامل می باشد.

بیشتر نظریه های اقتصادی بر این اساس بنا شده اند که افراد در مواجه با رویدادهای اقتصادی به صورت منطقی عمل می کنند ، اما افراد در تصمیم گیری های خود بر اساس مدل های منطقی و اقتصادی عمل نمی کنند. فرض کنید اگر فردی در قرعه کشی بانک ملت یک میلیون ریال برنده شود شادتر است یا فردی که در قرعه کشی بانک ملت ۲ بار و بار اول ۳۰۰ هزار ریال و و بار دوم ۷۰۰ هزار ریال برنده شود ؟ طبق تئوری مطلوبیت و منطق هر دو یک میلیون ریال برنده شده اند و هیچ تفاوتی نمی کند ، اما طبق حسابداری ذهنی فردی که ۲ بار برنده شده شادتر است؛ زیرا موفقیت های متوالی باعث امیدواری فرد در موفقیت های بعدی می شود.

شاید بهترین راه برای تعریف حسابداری ذهنی مقایسه آن با حسابداری مالی و حسابداری مدیریت باشد. همان گونه که می دانید حسابداری مالی به ثبت ، طبقه بندی رویداد های مالی در دفاتر و گزارشگری نتایج می پردازد و حسابداری مدیریت با استفاده از این اطلاعات و سایر اطلاعات اجتماعی و... به تصمیم گیری و کنترل فعالیت شرکت می پردازد. در حسابداری ذهنی نیز افراد خانوار چنین ثبت وقایع مالی و تجزیه و تحلیلی را به منظور تحت کنترل درآوردن مخارج خود انجام می دهند.

حسابداری مالی شامل استانداردها و رویه های متعددی می باشد که طی سال ها به ثبت رسیده است. اما برای حسابداری ذهنی قوانین مشابهی وجود ندارد و تنها می توان از طریق مشاهده رفتار افراد قوانینی استنتاج کرد. حسابداری ذهنی ترکیبی از اقتصاد ، حسابداری و روان شناسی است و بیشتر به حسابداری نزدیک است.

به اعتقاد تالر حسابداری ذهنی سه عنصر اصلی دارد:

۱- عنصر اول به چگونگی دریافت نتایج ، آزمون آنها ، چگونگی تصمیم گیری براساس نتایج آزمون شده و در نهایت به ارزیابی تصمیمات اتخاذ شده می پردازد.

۲- عنصر دوم مستلزم تخصیص فعالیت ها به حساب های خاص می باشد.

۳- عنصر سوم به میزان ارزیابی حساب ها می پردازد.

به عنوان مثال، شخصی قصد داشت یک روتختی بخرد، او به یک فروشگاه بزرگ رفت و به دنبال مدل مورد علاقه اش بود. روتختی ها در سه اندازه 1، 2 و 3 و قیمت آنها به ترتیب 200000 ، 2500000 و 300000 ریال بود. اما در یک حراجی قیمت هر کدام از آنها بدون توجه به اندازه 150000 ریال بود. دریافت این اطلاعات، دریافت نتایج است. شخص این نتایج را در ذهن خود مورد آزمون قرار می دهد و درنهایت تصمیم به خرید روتختی اندازه 3 از حراجی به قیمت 150000 ریال می گیرد (عنصر اول). با خرید این روتختی شخص به اندازه مابه التفاوت قیمت خریداری شده و قیمت واقعی روتختی (150000-300000) در ذهن خود یک حساب سود باز می کند (عنصر دوم). با این که روتختی از اطراف تخت آویزان بوده ، شخص احساس رضایت کامل می کند (عنصر سوم). بسته به ارزیابی شخص این احساس رضایت به صورت روزانه ، هفتگی، ماهانه یا سالانه باقی می ماند. چون تصمیم گیری ها در شرایط عدم اطمینان انجام می شود و ارزیابی های افراد از حساب های خاص متفاوت است.

حسابداری ذهنی و تعمیم افراطی :

به روشنی قابل درک است که افراد با همه پول هایشان به یک شکل رفتار نمی کنند، افراد برای هر پولی که خرج می کنند حساب های مختلفی در ذهنشان باز می کنند و پول وقتی خرج می شود نمی تواند نادیده گرفته شود. برخی مواقع افراد با ایجاد حساب های ذهنی تعمیم افراطی می کنند. به مثال زیر توجه کنید: یک زوج برای ماهیگیری به شمال کشور مسافرت می کنند. آنها مقداری ماهی قزل آلا می گیرند و بسته بندی می کنند و از طریق هواپیما به منزلشان می فرستند. در نقل و انتقال بسته مفقود می شود. آنها از هواپیمایی ۳۰۰۰۰۰ ریال خسارت دریافت می کنند. پس از دریافت این پول آن زوج به یک رستوران مجلل می روند و برای یک وعده شام ۲۲۵۰۰۰ ریال از این پول را خرج می کنند. در حالی که آنها قبلاً هرگز این مبلغ را برای شام در یک رستوران خرج نمی کردند. یک توصیف برای این رفتار این است که خرج کردن مبلغ زیادی از پولی که خارج از درآمدشان نصیب آنها شده یک تعمیم افراطی است (با وجود احساس رضایت کامل در افراد) معمولاً افراد پول های باد آورده را در مصرف های مجلل خرج می کنند. در حالی که ممکن است افراد هرگز از محل درآمد های جاریشان چنین مصرف هایی انجام ندهند. حال اگر این زوج به جای رفتن به رستوران یک کت به مبلغ ۲۲۵۰۰۰ ریال از محل خسارت دریافت شده خریداری می کردند، تاثیر تعمیم افراطی حساب ذهنی ممکن است نقصان یابد.

حسابداری ذهنی و کاربرد آن در بازار مالی

فرض کنید شما هزار سهم شرکت «الف» را به قیمت هر سهم ۱۰۰۰ ریال خریداری کرده اید. پس از خرید، قیمت سهم رو به کاهش می گذارد و تا سطح ۷۵۰ ریال افت می کند. اما شما با توجه به اینکه به تحلیل خود اعتقاد دارید، هزار سهم دیگر در این قیمت خریداری می کنید. مدتی بعد قیمت سهم به ۸۵۰ ریال افزایش می یابد. در چنین شرایطی برای خرید یا فروش سهم خود کدام یک از تصمیمات زیر را اتخاذ می کنید؟

۱- هزار سهمی را که به قیمت ۷۵۰ ریال خریده اید، می فروشید و ۱۰۰ ریال سود به ازای آن شناسایی می کنید. اما هزار سهم خریداری شده به قیمت ۱۰۰۰ ریال را تا زمانی که به آن قیمت برسد نگاه می دارید.

۲- هزار سهم خریداری شده به قیمت ۱۰۰۰ ریال را می فروشید و سهام ارزان تر را نگهداری می کنید. نتایج بررسی ها نشان می دهد که افراد معمولادر برخورد اولیه با این مساله، گزینه اول را عاقلانه تر می پندارند و از آن احساس رضایت بیشتری می کنند.

اما واقعیت این است که هزار سهم خریداری شده در مرحله اول یا دوم از نظر ماهیت هیچ تفاوت یا مزیتی نسبت به یکدیگر ندارند. در حقیقت در اینجا تنها قیمت میانگین خرید (۸۷۵ ریال به ازای هر سهم) اهمیت دارد و واگذاری هزار سهم اول یا دوم از نظر سود و زیان هیچ گونه تفاوتی برای سرمایه گذار ایجاد نمی کند.

در این مثال، نظر علم مالی کاملاً متفاوت است و براساس آن تصمیم فروش سهام تنها باید بر اساس مقایسه ارزش ذاتی و قیمت فعلی اتخاذ شود و قیمت خرید، هیچ گونه تاثیری بر تصمیم فروش سهم ندارد. این در حالی است که تحقیقات رفتار شناسی مالی نشان داده است که سهامداران در برابر فروش سهام به قیمت کمتر از بهای خرید خود مقاومت زیادی دارند و در حقیقت، نقطه مرجع ذهنی آنها قیمت خرید سهم است.

علم مالی رفتاری نظایر این پدیده را تحت عنوان «حسابداری ذهنی (Mental Accounting) تعریف می کند. براساس این ویژگی، سرمایه گذاران به جای در نظر گرفتن تغییرات مجموع ارزش دارایی خود، آن را به اجزای مختلف یا اصطلاحاَ حساب های ذهنی (Mental Accounts) جداگانه تقسیم و به طور مجزا بررسی می کنند. بدین معنا که اشخاص عمدتا دارایی ها و درآمدهای خود را در دو حساب ذهنی جداگانه منظور می کنند و بین حساب درآمدی (Income Account) و حساب ثروت (Wealth Account) تمایز قائل می شوند.

یک مثال جالب در این خصوص را می توان در نگاه متفاوت افراد نسبت به سود نقدی (Dividend) و رشد قیمت سهام (Capital Gain) یافت. در واقع سرمایه گذاران، سود نقدی را در ذهنشان در حساب درآمد طبقه بندی می کنند اما رشد قیمت سهام به حساب ثروت (دارایی) منتقل می شود.

در حقیقت، از آنجا که افراد در مقابل هزینه کردن از حساب ثروت برای تامین مخارج روزمره مقاومت زیادی می کنند، پرداخت سود نقدی به آنها این امکان را می دهد تا به خود اجازه دهند که عواید آن را برای مخارج روزمره به کار گیرند. به همین دلیل است که شرکت ها اغلب سعی می کنند به سرمایه گذاران اطمینان بدهند که سود نقدی منظمی را طی سالیان آینده پرداخت خواهند کرد.

در بازار ایران نیز می توان علاوه بر اصرار سهامداران به توزیع حداکثر سود نقدی در مجامع سالانه شرکت ها به دو مصداق بارز حاکی از وجود حسابداری ذهنی در بین افراد اشاره کرد:

۱- برخی شرکت ها در مجامع خود به طور همزمان سود نقدی را توزیع و افزایش سرمایه از محل آورده نقدی و مطالبات را مورد تصویب قرار می دهند. از منظر اقتصادی این خروج و ورود مجدد نقدینگی به شرکت حداقل از لحاظ هزینه های اجرایی توجیه منطقی نخواهد داشت؛ اما از آنجا که سرمایه گذاران این دو اقدام را در ذهن خویش جداگانه دسته بندی می کنند حتی اگر تمامی سود توزیع شده را صرف شرکت در افزایش سرمایه کنند باز هم احساس رضایت بیشتری نسبت به عدم تقسیم سود و اجرای افزایش سرمایه از محل سود تقسیم نشده به دست می آورند.

۲- مدیران صندوق های سرمایه گذاری مشترک احتمالاً تاکنون با این سوال سرمایه گذاران مواجه شده اند که «برای سود سهام نقدی موجود در صندوق چه اتفاقی می افتد؟» اما بعضی از افراد پس از ارائه پاسخ و آگاه شدن از محاسبه سود نقدی در خالص ارزش دارایی های صندوق (NAV) باز هم چندان خرسند به نظر نمی رسند و دریافت سود نقدی را فارغ از رشد NAV بسیار جذاب تصور می کنند.

این در حالی است که سرمایه گذاران همواره می توانند به جای دریافت سود نقدی، با فروش چند واحد سرمایه گذاری به همان میزان نقدینگی دست یابند اما دقیقا به دلیل امتناع از کاهش حساب ثروت خود به آن راغب نیستند!

منابع:
  • http://jalil-teimoori.blogfa.com

برچسب ها:
1393/12/19 از نهایت‌نگر
0
/
24
یک دقیقه وقت دارید؟
شما تنها یک قدم با به اشتراک گذاشتن اولین ایده خود فاصله دارید. برای انتشار مطالب خود در ارشن، لطفا ثبت‌نام خود را تکمیل کرده و شماره‌ی همراه خود را فعال نمایید.
تکمیل پروفایل
نمایش {{content.commentsTotal - content.comments.length}} نظر قبلی
علت امتیاز منفی

×
بله
خیر
تغییرات شاخص
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
وضعیت بازار : {{closedTitle(tepix.isClosed)}}
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
فرابورس
{{absValueChange(tepix.faraBourseChange)}}
{{tepix.faraBourseIndex}}
شاخص 50 شرکت
{{absValueChange(tepix.companyFiftyChange)}}
{{tepix.companyFiftyIndex}}
شاخص آزاد شناور
{{absValueChange(tepix.freeFloatChange)}}
{{tepix.freeFloatIndex}}
شاخص مالی
{{absValueChange(tepix.financialChange)}}
{{tepix.financialIndex}}
شاخص صنعت
{{absValueChange(tepix.indastryChange)}}
{{tepix.indastryIndex}}
2222
33333