رسانه اجتماعی - تحلیلی بازار سرمایه
مطالب محمد مهدی رفیعی
ارتباطات محمد مهدی رفیعی
...

عنوان بلاگ : طلای سیاه یا نقمت سیاه
دسته : بورس کالا و انرژی


خلاصه کاهش بهای نفت دولت را دچار مشکل اقتصادی نمود . اساسا مشکل از خود نفت نیست مشکل از نگاه دولت به نفت است حال که نفت ارزان شده دولت سراغ مالیات رفته و در کنار آن از چاپ پول غافل نمانده همه اینها در کنار سیاست های غلط پولی و مالی رکود موجود را عمیق تر و دامنه دار تر نموده است

شاید کمتر کسی تصور میکرد آنچه یک ثروت خدادادی است به یک نقمت همگانی تبدیل گردد .

امروزه در دنیا یاد گرفته اند تهدیدها را تبدیل به فرصت کنند اما ظاهرا این عادت تاریخی ماست که فرصتهایمان را وبال گردن خود کنیم نفت گران میشود یک جور مشکل داریم ومیگوییم بیماری هلندی سراغمان آمده و نفت ارزان میشود همان مشکل را به شکلی دیگر داریم و کسر بودجه امان از ما میبرد و صد البته همیشه دست استعمار در کار است و خود هیچ گاه هیچ تقصیری نداریم

در روزهای اخیر معاون اول رئیس جمهور اظهار داشت بهای نفت را در بودجه سال آینده یعنی سال 1395هر بشکه 70 دلار در نظر گرفتیم و پیش بینی میکردیم این قیمت کاهش یابد اما نه تا این حد که به قیمت کمتر از سی دلاردر هر بشکه برسد و این یک شوک بزرگ برای اقتصاد کشور است . ظاهرا دولت هنوز درس نگرفته و با اینکه قیمتهای کنونی نفت را میبیند قیمت نفت را در بودجه سال آینده چهل دلار تعیین نموده است . اشتباه پشت اشتباه . منظورم این نیست که قیمت نفت را منطقی تر در نظر بگیرد بلکه منظور دیگری دارم .

بگذارید مثالی بزنم ، دولت بخاطر ندانستن نحوه اداره شرکتهای دولتی آنها را واگذار کرد و اسمش را خصوصی سازی نهاد . حال وزیر نفت پشت تریبون میاید و میگوید دیگر چیزی برای واگذاری ندارد یعنی دیگر درآمدی از محل فروش اموالش متصور نیست رانت دولتی شکل عوض کرد و از بخشی به بخش دیگر که قاعد تا باید خصوصی باشد و نیست منتقل شد رانت خوار هم مثل دولت عمل کرد یعنی خوراک ارزان گرفت و ولنگاری و ولخرجی فراوان کرد حالا که محک تجربه طلای مورد ادعای این رانت خواران خصوصی نما را مس عیان نموده مشخص شد اشکال از خصوصی یا دولتی بودن نیست بلکه اشکال از مسیری است که نه تنها دولت بلکه بخش غیر دولتی هم آنرا طی میکند و این عارض عارضه ای اجتماعیست که در قالب تصمیمات درست نمای دولت خود را آشکار میسازد خدا را شکر که خصوصی سازی هم کردیم و دیدیم که رفتار دولت و بخش خصوصی یکیست .حال منابع درآمدی دولت که زمانی شکل و ماهیت رانت داشت به اتمام رسیده تا جاییکه وزیرالوزرای پر سابقه و صبغه دولت برای فرار از مشکلات تتمه دارایی های وبال گردن خود میگوید حاظر است پالایشگاه آبادان را به کسی که بلد است مجانی واگذار کند . بله نکته همینجاست کسی که بلد است . ما فکر میکردیم بلدیم اصلا توجه نداشتیم که این موفقیت اصلا موفقیت نیست فروش دارایی خدادی با بازاری ثابت ما را متوهم بار آورد توهمی که رفع اثرش احتیاج به تکانهای خیلی شدیدی دارد که پیش لرزه های آن کمابیش حس میشود اما دولت توجه ندارد و به فکر تعیین سهمی از نفت در بودجه است . اکنون که نظر دولت از این راه تامین نمی شود این بزرگترین بنگاه اقتصادی به فکر منابع جدید درآمدی است . غول بزرگ برای کارامد کردن خود همه راههای بی راهه را رفت از شعار پر طمطراق الزام بخشهای دولتی به درآمد زایی گرفته تا ایجاد منابع جدید درآمدی در سالهای اخیر همچو مالیات بر ارزش افزوده که عنقریب به رقم ۱۰ درصد میرسد و جالب اینکه صنایعی که حاشیه سود آنها به ۵ درصد هم نمی رسد مجبورند ده درصد مالیات بر ارزش افزوده بدهند یعنی حاشیه سود دولت بیش از حاشیه سود صنعتگری که ایجاد اشتغال میکند است دولت برای رفع مشکلات خود شعار استقلال در درآمدها را علم کرد مثلا در حوزه درمان بیمارستانها را مجبور به استقلال در درآمد نمود و نتیجه چیزی نبود جز جایگزینی اهداف قبلی این سازمانها با اهداف جدید یعنی سلامت جای خود را به پول داد نتیجه این میشود پزشک قسم بقراط خورده برای حفظ منفعت خود بخیه دختری معصوم را جلوی چشم مادری فقیر میشکافد و هیچ جایش نیز به درد نمی آید و اگر تکنولوژی منحط غربی یا همان تلگرام نبود آب از آب این پزشک خلافکار تکان هم نمی خورد دولت با ورزشگاهها هم همینکار را کرد و جای ورزش و جوانمردی با پول عوض شد الان برای یک ساعت ورزش باید حد اقل ۴۰ یا ۵۰ هزار تومان پرداخت اما یک وعده مصرف هرویین کمتر از یک دهم آن هزینه در بر دارد دانشگاهها نیز بی نصیب نماند پول شد هدف اول دانشگاه و هدف آموزش و پژوهش رخت بر بست حالا میلیونها دکتر و مهندس و لیسانسیه پولی داریم که بازار کاری برایش وجود ندارد دانشگاهی پولی که کار را بجایی رساند که حالا نمیداند با صندلی های خالی خود چه کند اینها فقط مثالی بود از جایگزینی اهداف بخاطر پول برای رسیدن به موفقیت در کسب و کار کسب و کاری که اساس آن بلد بودن است نه سوار شدن بر موج انحصارات کار بجایی رسید که برای رسیدن به پول کوچکترین مسیر طی شد یعنی چاپ بی رویه اسکناس و نقدینگی سر سام آور رشد کرد آنقدر که تعداد صفرهایش در ماشین حسابهای بزرگ هم جای نمیگیرد دولت هر وقت بخواهد ماشین چاپش بکار میافتد اما کار به همینجا خاتمه نیافت چرا که به جایی رسیدیم که هزینه چاپ هر برگ اسکناس از ارزش مندرج بر روی آن جلو زده و چاره ای نیست جز افزایش صفر ها رفتارهای غلط ناکارمدی این اقتصاد مصیبت زده را روز بروز بیشتر بر رخمان میکشد با این منوال روزی خواهد رسید که دیگر نمی توانیم بگوییم دست استکبار در میان بود وگرنه ما خیلی خوبیم

دولت در سالیان نه چندان دور زمانی که نفت را بشکه ای صد دلار میفروخت احساس کرد که فراورده های آنرا خیلی ارزان به مصرف کننده داخلی میفروشد و چاره اندیشید که کاری لازم است و کارستان خود را تحت عنوان هدفمندی یارانه ها پیاده سازی نمود دولت بدون در نظر گرفتن آینده و با فرض ثابت ماندن شرایط اقتصادی تصمیم گرفت انرژی را گران و برای جبران افزایش بهای حاملهای انرژی به همه مردم یارانه بدهد تا خود هر کاری لازم میدانند با پول خود انجام دهند .

ظاهرا دولت فرض میکند نظریه آدام اسمیت مبنی بر دست نامرئی در اقتصاد کاملا صادق است و همه با پول خود کاری میکنند که بیشترین نفع حاصل آید و به این طریق بیشترین منفعت برای جامعه بار خواهد آمد اما واقعیات نشان داد مردم چندان عقلایی رفتار نکرده اند و نابخردی های تصمیم گیری آنچنان شایع است که نظریه آدم اسمت با یک نقض بزرگ مواجه شده که اعتبار آن یعنی اعتبار نظریه بازار آزاد ساقط شده است واقعیات اقتصادی نشان داد با گذشت قریب پنج سال از اجرای این طرح تعداد بیشتری از مردم زیر خط فقر رفته و دولت تدبیر و امید شب پرداخت یارانه را شب مصیبت عظمای خود نام نهاده است

در حال حاضر میزان یارانه نقدی هر ماه مبلغ ۳۲۹۳ میلیارد تومان یا اندکی بیش از یک میلیارد دلار است این در حالی است که اگر دولت بتواند روزی یک میلیون بشکه نفت صادر کند که صد البته در این باره با رقبای خارجی خود چون عربستان سر جنگ دارد و با بهای فعلی نفت که حدود سی دلار به ازائ هر بشکه است و بدون در نظر گرفتن هزینه های استخراج هر بشکه نفت ، روزانه سی میلیون دلار درآمد متصور میشود با این محاسبات در آمد ماهیانه دولت از محل فروش نفت چیزی در حدود ۹۰۰ میلیون دلار میگردد مشاهده میشود با این شرایط در حالت خوش بینانه دولت هر ماه ۲۰۰ میلیون دلار کسری دارد به جرات میتوان گفت بیش از اینها کسری دارد. حال آیا میتواند مجددا از بانک مرکزی استقراض نماید ؟ یا پول چاپ کند ؟ بالاخره این کسری از کجا تامین میشود ؟

ظاهرا یکی ازدر دسترس ترین و راحت ترین منابع تامین کسری بودجه مالیات است . دولت نگاه خود را متوجه مالیات نموده است از افزایش رقم مالیات بر ارزش افزوده گرفته تا فشار بیشتر بر مودیان در دسترس مالیاتی ، با شرایط فعلی هدف دولت سرپا نگه داشتن خودش است نه سرپا نگه داشتن اقتصاد چرا که همه اقتصاد را خودش میبیند اگر نفت داشت میفروشد و سهمی هم به بقیه میدهد اگر نداشت از سر سفره کسانی که ارزش افزوده ایجاد میکنند لقمه های بزرگتری برای جبران ظرفهای خالی شده از اطعمه و اشربه برداشت میکند . شکی در این نیست که مالیات در همه جای دنیا اخذ میشود و باید اخذ شود اما حکم همان چاقو را دارد چاقو در دست چاقو کش حیات میستاند و در دستان جراح حیات میبخشد یکی بلد است با چاقو چه کند و یکی بلد نیست . تجربه نشان داده دولت تا کنون نتوانسته از ابزار مالیاتی بخوبی استفاده نماید چرا که اولا به زعم خودش بخش اعظمی از جامعه ای که موظف به دادن مالیات هستند مالیات نمی دهند در ثانی مالیات را از کسانی میگیرد که اساسا نباید مالیات بدهند مثلا از چه کسانی ؟ خود دولت بهتر میداند اما بدون در نظر گرفتن عواقب دراز مدت آن راحت از کنار آن میگذرد . یعنی چی ؟ دولت باید ابتدا خط فقر را اعلام کند که به عمد نمی کند آنگاه مشخص میشود خیل از کثیری از همه کارمندان ، رانندگان تاکسی ، وانت بارها ، مغازه دارن خرده پا کارگاههای کوچک صنعتی و ....در دامنه مالیاتی دولت قرار نمی گیرند یا مهم تر از آن از اخذ مالیات از صنایعی که باعث رشد کشور و خروج از رکود اقتصادی میگردند نمی گذرد چرا که منافع کوتاه مدت را میبیند . سیاست پولی غلط یعنی تعیین نرخ۲۰تا ۲۲ درصد سود بانکی در شرایطی که خود اذعان دارد نرخ تورم ۱۴ درصد است بعلاوه سیاست مالی غلط یعنی جهت گیری مالیاتی بر نقاطی که باعث نابودی اقتصاد میشود رکود دامنه دار و دردناک فعلی که توام با تورم است را دامن میزند دولت از بانکهای نزول خواری که ریشه صنعت را خشک میکند نزول خواری را ترویج میدهند و عدم کارایی در چرخه پولی اقتصاد را دامن میزنند حمایت میکند از صنایع لوس و نازپرورده ای که اسم صنعت را یدک میکشند و به واقع چیزی نیستند جز وارد کننده اجناس بنجل به اسم صنعت حمایت میکند سیاستهای غلط اقتصادی چون یارانه ها را ادامه میدهد پول بدون پشتوانه اقتصادی چاپ میکند در بودجه بندی به کسری بودجه خود اعتنا نمی کند همه ساله آن بخش از بودجه که نوید دهنده رشد و شکوفایی کشور است یعنی بودجه عمرانی بیشتر آب میرود باز انتظار دارد از رکود خارج شویم در آخرین روزهای سال نو میلادی خبرنگاری ایرانی گزارشی از کاهش بهای نفت بر اقتصاد فرانسه ارائه میکرد . نتیجه درناک بود . دولت فرانسه بیش از ده میلیارد یورو از بابت کاهش بهای نفت در سال ۲۰۱۵ سود برد سودی که اگر ما نفت نمی داشتیم سهمی هم از بابت پر کردن جیب فرانسوی ها یا سایرین نداشتیم . مشکل تکراری دولت کاهش یا افایش بهای نفت نیست دولت هیچگاه در جستجوی ارزش اقتصادی در میان سرمایه های انسانی نبوده و تا زمانیکه این رویه را داشته باشد شرایط همین است

منابع:
  • محمد مهدی رفیعی

خلاصه کاهش بهای نفت دولت را دچار مشکل اقتصادی نمود . اساسا مشکل از خود نفت نیست مشکل از نگاه دولت به نفت است حال که نفت ارزان شده دولت سراغ مالیات رفته و در کنار آن از چاپ پول غافل نمانده همه اینها در کنار سیاست های غلط پولی و مالی رکود موجود را عمیق تر و دامنه دار تر نموده است

شاید کمتر کسی تصور میکرد آنچه یک ثروت خدادادی است به یک نقمت همگانی تبدیل گردد .

امروزه در دنیا یاد گرفته اند تهدیدها را تبدیل به فرصت کنند اما ظاهرا این عادت تاریخی ماست که فرصتهایمان را وبال گردن خود کنیم نفت گران میشود یک جور مشکل داریم ومیگوییم بیماری هلندی سراغمان آمده و نفت ارزان میشود همان مشکل را به شکلی دیگر داریم و کسر بودجه امان از ما میبرد و صد البته همیشه دست استعمار در کار است و خود هیچ گاه هیچ تقصیری نداریم

در روزهای اخیر معاون اول رئیس جمهور اظهار داشت بهای نفت را در بودجه سال آینده یعنی سال 1395هر بشکه 70 دلار در نظر گرفتیم و پیش بینی میکردیم این قیمت کاهش یابد اما نه تا این حد که به قیمت کمتر از سی دلاردر هر بشکه برسد و این یک شوک بزرگ برای اقتصاد کشور است . ظاهرا دولت هنوز درس نگرفته و با اینکه قیمتهای کنونی نفت را میبیند قیمت نفت را در بودجه سال آینده چهل دلار تعیین نموده است . اشتباه پشت اشتباه . منظورم این نیست که قیمت نفت را منطقی تر در نظر بگیرد بلکه منظور دیگری دارم .

بگذارید مثالی بزنم ، دولت بخاطر ندانستن نحوه اداره شرکتهای دولتی آنها را واگذار کرد و اسمش را خصوصی سازی نهاد . حال وزیر نفت پشت تریبون میاید و میگوید دیگر چیزی برای واگذاری ندارد یعنی دیگر درآمدی از محل فروش اموالش متصور نیست رانت دولتی شکل عوض کرد و از بخشی به بخش دیگر که قاعد تا باید خصوصی باشد و نیست منتقل شد رانت خوار هم مثل دولت عمل کرد یعنی خوراک ارزان گرفت و ولنگاری و ولخرجی فراوان کرد حالا که محک تجربه طلای مورد ادعای این رانت خواران خصوصی نما را مس عیان نموده مشخص شد اشکال از خصوصی یا دولتی بودن نیست بلکه اشکال از مسیری است که نه تنها دولت بلکه بخش غیر دولتی هم آنرا طی میکند و این عارض عارضه ای اجتماعیست که در قالب تصمیمات درست نمای دولت خود را آشکار میسازد خدا را شکر که خصوصی سازی هم کردیم و دیدیم که رفتار دولت و بخش خصوصی یکیست .حال منابع درآمدی دولت که زمانی شکل و ماهیت رانت داشت به اتمام رسیده تا جاییکه وزیرالوزرای پر سابقه و صبغه دولت برای فرار از مشکلات تتمه دارایی های وبال گردن خود میگوید حاظر است پالایشگاه آبادان را به کسی که بلد است مجانی واگذار کند . بله نکته همینجاست کسی که بلد است . ما فکر میکردیم بلدیم اصلا توجه نداشتیم که این موفقیت اصلا موفقیت نیست فروش دارایی خدادی با بازاری ثابت ما را متوهم بار آورد توهمی که رفع اثرش احتیاج به تکانهای خیلی شدیدی دارد که پیش لرزه های آن کمابیش حس میشود اما دولت توجه ندارد و به فکر تعیین سهمی از نفت در بودجه است . اکنون که نظر دولت از این راه تامین نمی شود این بزرگترین بنگاه اقتصادی به فکر منابع جدید درآمدی است . غول بزرگ برای کارامد کردن خود همه راههای بی راهه را رفت از شعار پر طمطراق الزام بخشهای دولتی به درآمد زایی گرفته تا ایجاد منابع جدید درآمدی در سالهای اخیر همچو مالیات بر ارزش افزوده که عنقریب به رقم ۱۰ درصد میرسد و جالب اینکه صنایعی که حاشیه سود آنها به ۵ درصد هم نمی رسد مجبورند ده درصد مالیات بر ارزش افزوده بدهند یعنی حاشیه سود دولت بیش از حاشیه سود صنعتگری که ایجاد اشتغال میکند است دولت برای رفع مشکلات خود شعار استقلال در درآمدها را علم کرد مثلا در حوزه درمان بیمارستانها را مجبور به استقلال در درآمد نمود و نتیجه چیزی نبود جز جایگزینی اهداف قبلی این سازمانها با اهداف جدید یعنی سلامت جای خود را به پول داد نتیجه این میشود پزشک قسم بقراط خورده برای حفظ منفعت خود بخیه دختری معصوم را جلوی چشم مادری فقیر میشکافد و هیچ جایش نیز به درد نمی آید و اگر تکنولوژی منحط غربی یا همان تلگرام نبود آب از آب این پزشک خلافکار تکان هم نمی خورد دولت با ورزشگاهها هم همینکار را کرد و جای ورزش و جوانمردی با پول عوض شد الان برای یک ساعت ورزش باید حد اقل ۴۰ یا ۵۰ هزار تومان پرداخت اما یک وعده مصرف هرویین کمتر از یک دهم آن هزینه در بر دارد دانشگاهها نیز بی نصیب نماند پول شد هدف اول دانشگاه و هدف آموزش و پژوهش رخت بر بست حالا میلیونها دکتر و مهندس و لیسانسیه پولی داریم که بازار کاری برایش وجود ندارد دانشگاهی پولی که کار را بجایی رساند که حالا نمیداند با صندلی های خالی خود چه کند اینها فقط مثالی بود از جایگزینی اهداف بخاطر پول برای رسیدن به موفقیت در کسب و کار کسب و کاری که اساس آن بلد بودن است نه سوار شدن بر موج انحصارات کار بجایی رسید که برای رسیدن به پول کوچکترین مسیر طی شد یعنی چاپ بی رویه اسکناس و نقدینگی سر سام آور رشد کرد آنقدر که تعداد صفرهایش در ماشین حسابهای بزرگ هم جای نمیگیرد دولت هر وقت بخواهد ماشین چاپش بکار میافتد اما کار به همینجا خاتمه نیافت چرا که به جایی رسیدیم که هزینه چاپ هر برگ اسکناس از ارزش مندرج بر روی آن جلو زده و چاره ای نیست جز افزایش صفر ها رفتارهای غلط ناکارمدی این اقتصاد مصیبت زده را روز بروز بیشتر بر رخمان میکشد با این منوال روزی خواهد رسید که دیگر نمی توانیم بگوییم دست استکبار در میان بود وگرنه ما خیلی خوبیم

دولت در سالیان نه چندان دور زمانی که نفت را بشکه ای صد دلار میفروخت احساس کرد که فراورده های آنرا خیلی ارزان به مصرف کننده داخلی میفروشد و چاره اندیشید که کاری لازم است و کارستان خود را تحت عنوان هدفمندی یارانه ها پیاده سازی نمود دولت بدون در نظر گرفتن آینده و با فرض ثابت ماندن شرایط اقتصادی تصمیم گرفت انرژی را گران و برای جبران افزایش بهای حاملهای انرژی به همه مردم یارانه بدهد تا خود هر کاری لازم میدانند با پول خود انجام دهند .

ظاهرا دولت فرض میکند نظریه آدام اسمیت مبنی بر دست نامرئی در اقتصاد کاملا صادق است و همه با پول خود کاری میکنند که بیشترین نفع حاصل آید و به این طریق بیشترین منفعت برای جامعه بار خواهد آمد اما واقعیات نشان داد مردم چندان عقلایی رفتار نکرده اند و نابخردی های تصمیم گیری آنچنان شایع است که نظریه آدم اسمت با یک نقض بزرگ مواجه شده که اعتبار آن یعنی اعتبار نظریه بازار آزاد ساقط شده است واقعیات اقتصادی نشان داد با گذشت قریب پنج سال از اجرای این طرح تعداد بیشتری از مردم زیر خط فقر رفته و دولت تدبیر و امید شب پرداخت یارانه را شب مصیبت عظمای خود نام نهاده است

در حال حاضر میزان یارانه نقدی هر ماه مبلغ ۳۲۹۳ میلیارد تومان یا اندکی بیش از یک میلیارد دلار است این در حالی است که اگر دولت بتواند روزی یک میلیون بشکه نفت صادر کند که صد البته در این باره با رقبای خارجی خود چون عربستان سر جنگ دارد و با بهای فعلی نفت که حدود سی دلار به ازائ هر بشکه است و بدون در نظر گرفتن هزینه های استخراج هر بشکه نفت ، روزانه سی میلیون دلار درآمد متصور میشود با این محاسبات در آمد ماهیانه دولت از محل فروش نفت چیزی در حدود ۹۰۰ میلیون دلار میگردد مشاهده میشود با این شرایط در حالت خوش بینانه دولت هر ماه ۲۰۰ میلیون دلار کسری دارد به جرات میتوان گفت بیش از اینها کسری دارد. حال آیا میتواند مجددا از بانک مرکزی استقراض نماید ؟ یا پول چاپ کند ؟ بالاخره این کسری از کجا تامین میشود ؟

ظاهرا یکی ازدر دسترس ترین و راحت ترین منابع تامین کسری بودجه مالیات است . دولت نگاه خود را متوجه مالیات نموده است از افزایش رقم مالیات بر ارزش افزوده گرفته تا فشار بیشتر بر مودیان در دسترس مالیاتی ، با شرایط فعلی هدف دولت سرپا نگه داشتن خودش است نه سرپا نگه داشتن اقتصاد چرا که همه اقتصاد را خودش میبیند اگر نفت داشت میفروشد و سهمی هم به بقیه میدهد اگر نداشت از سر سفره کسانی که ارزش افزوده ایجاد میکنند لقمه های بزرگتری برای جبران ظرفهای خالی شده از اطعمه و اشربه برداشت میکند . شکی در این نیست که مالیات در همه جای دنیا اخذ میشود و باید اخذ شود اما حکم همان چاقو را دارد چاقو در دست چاقو کش حیات میستاند و در دستان جراح حیات میبخشد یکی بلد است با چاقو چه کند و یکی بلد نیست . تجربه نشان داده دولت تا کنون نتوانسته از ابزار مالیاتی بخوبی استفاده نماید چرا که اولا به زعم خودش بخش اعظمی از جامعه ای که موظف به دادن مالیات هستند مالیات نمی دهند در ثانی مالیات را از کسانی میگیرد که اساسا نباید مالیات بدهند مثلا از چه کسانی ؟ خود دولت بهتر میداند اما بدون در نظر گرفتن عواقب دراز مدت آن راحت از کنار آن میگذرد . یعنی چی ؟ دولت باید ابتدا خط فقر را اعلام کند که به عمد نمی کند آنگاه مشخص میشود خیل از کثیری از همه کارمندان ، رانندگان تاکسی ، وانت بارها ، مغازه دارن خرده پا کارگاههای کوچک صنعتی و ....در دامنه مالیاتی دولت قرار نمی گیرند یا مهم تر از آن از اخذ مالیات از صنایعی که باعث رشد کشور و خروج از رکود اقتصادی میگردند نمی گذرد چرا که منافع کوتاه مدت را میبیند . سیاست پولی غلط یعنی تعیین نرخ۲۰تا ۲۲ درصد سود بانکی در شرایطی که خود اذعان دارد نرخ تورم ۱۴ درصد است بعلاوه سیاست مالی غلط یعنی جهت گیری مالیاتی بر نقاطی که باعث نابودی اقتصاد میشود رکود دامنه دار و دردناک فعلی که توام با تورم است را دامن میزند دولت از بانکهای نزول خواری که ریشه صنعت را خشک میکند نزول خواری را ترویج میدهند و عدم کارایی در چرخه پولی اقتصاد را دامن میزنند حمایت میکند از صنایع لوس و نازپرورده ای که اسم صنعت را یدک میکشند و به واقع چیزی نیستند جز وارد کننده اجناس بنجل به اسم صنعت حمایت میکند سیاستهای غلط اقتصادی چون یارانه ها را ادامه میدهد پول بدون پشتوانه اقتصادی چاپ میکند در بودجه بندی به کسری بودجه خود اعتنا نمی کند همه ساله آن بخش از بودجه که نوید دهنده رشد و شکوفایی کشور است یعنی بودجه عمرانی بیشتر آب میرود باز انتظار دارد از رکود خارج شویم در آخرین روزهای سال نو میلادی خبرنگاری ایرانی گزارشی از کاهش بهای نفت بر اقتصاد فرانسه ارائه میکرد . نتیجه درناک بود . دولت فرانسه بیش از ده میلیارد یورو از بابت کاهش بهای نفت در سال ۲۰۱۵ سود برد سودی که اگر ما نفت نمی داشتیم سهمی هم از بابت پر کردن جیب فرانسوی ها یا سایرین نداشتیم . مشکل تکراری دولت کاهش یا افایش بهای نفت نیست دولت هیچگاه در جستجوی ارزش اقتصادی در میان سرمایه های انسانی نبوده و تا زمانیکه این رویه را داشته باشد شرایط همین است

منابع:
  • محمد مهدی رفیعی
1394/10/15 از نهایت‌نگر
0
/
3
یک دقیقه وقت دارید؟
شما تنها یک قدم با به اشتراک گذاشتن اولین ایده خود فاصله دارید. برای انتشار مطالب خود در ارشن، لطفا ثبت‌نام خود را تکمیل کرده و شماره‌ی همراه خود را فعال نمایید.
تکمیل پروفایل
نمایش {{content.commentsTotal - content.comments.length}} نظر قبلی
علت امتیاز منفی

×
بله
خیر
تغییرات شاخص
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
وضعیت بازار : {{closedTitle(tepix.isClosed)}}
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
فرابورس
{{absValueChange(tepix.faraBourseChange)}}
{{tepix.faraBourseIndex}}
شاخص 50 شرکت
{{absValueChange(tepix.companyFiftyChange)}}
{{tepix.companyFiftyIndex}}
شاخص آزاد شناور
{{absValueChange(tepix.freeFloatChange)}}
{{tepix.freeFloatIndex}}
شاخص مالی
{{absValueChange(tepix.financialChange)}}
{{tepix.financialIndex}}
شاخص صنعت
{{absValueChange(tepix.indastryChange)}}
{{tepix.indastryIndex}}
2222
33333