رسانه اجتماعی - تحلیلی بازار سرمایه
مطالب احمد ترحمی هرندی
ارتباطات احمد ترحمی هرندی
...
احمد ترحمی هرندی
@sepahaninvestmentco
187

عنوان بلاگ : یکی از عوامل ایجادی رکود در اقتصاد ایران


خلاصه امروز مطلب بسیار زیبا و ارزشمندی در مورد رکود و جنس رکودی که گریبانگیر اقتصاد ایران گردیده است به نقل از مجمع اقتصاددانان در گروه دیده بان اقتصاد مشاهده کردم. مناسب دیدم در سایت ارشن نیز مطرح گردد. هر چند اینجانب علل رکود حاکم بر اقتصاد کشورمان را متعدد میدانم ولی این مورد را نیز یکی از عوامل اصلی یافتم که امیدوارم زنگ هشداری باشد برای مسئولان کشورمان تا از این گذرگاه تاریخی عبور کنیم و بپذیریم که انجماد در گذشته باعث نابودی و انحطاط است.

در آمریکا هر سال، ۳۰میلیون نفر شغل خود را از دست میدهند و این درحالیست که جمعیت شاغل آمریکا ۱۶۰میلیون نفر است. یعنی بطور متوسط، هر ۵سال یک بار، همه در آمریکا یک بار، شغل خود را از دست می دهند و این، گواه سرعت گرفتن دامنه تغییرات در دنیاست. هر کس که می خواهد به آینده نگاه کند باید از چشم انداز اشتغال در آمریکا آگاهی یابد. به نوعی می توان گفت که چشم انداز اشتغال در آمریکا، آینده اقتصاد را نمایندگی می کند و مشاهدات اخیر، گواه این است که در همه دنیا میانگین سنی مشاغل، به حدود ۵سال کاهش پیدا کرده است. باید بگوییم گذشت آن روزگاری که یکنفر در یک واحد، سی سال مشغول بکار بود. حالا احتمالا افراد باید در طول سی سال، ۵ یا ۶ بار، حرفه شغلیشان را عوض کنند و این دامنه تغییرات، دیگر هیچ شغل و هیچ صنفی را بحال خود رها نمیکند و در واقع، چیزی بنام امنیت شغلی در مفهوم کلاسیک آن دیگر محلی از اعراب ندارد. اینکه فردی سی سال در یک واحد کار کند و بعد، بازنشسته شود، بخشی از تاریخ اشتغال در سیاره زمین است و آن چیزی هم که در ایران بعنوان رکود شهرت دارد، چیزی جز تعمیم این بحث به اقتصاد ایران نیست. بعبارت دیگر، اقتصاد تغییر کرده، ولی مشاغل تغییر نکرده اند و چون مشاغل به تغییر تن نداده اند، بحران فروش پدید آمده است.

رکود در ایران چگونه است؟
این رکود در ایران از جنس رکود در ادوار سابق نیست. این رکود از جنس فناوریست و تکنولوژی عامل ایجاد آن محسوب میشود. ما نشان داده ایم که در تغییردادن هر چه که در حوزه اقتصاد، قدیمیست، بسیار بد عمل میکنیم. در سال ۱۳۴۲، یک نظام اداری در ایران شکل گرفت که مبتنی بر نیازهای دهه۴۰ ایران بود و یادمان باشد که در آنزمان، هنوز کامپیوتر نیامده بود و بر این اساس، یک نوع نظام اداری پیش دیجیتال در ایران شکل گرفت. امروز، زیرساختهای یک جامعه دیجیتال در ایران کاملا مستقر شده است؛ ولی نظام اداری ایران همچنان پیش دیجیتال است و بنا بر اظهارات وزیر کار، ۳۵دقیقه کار مفید این نظام اداریست. در واقع، وضع اینگونه است که ما نفت را صادر میکنیم و یک و نیم برابر درآمد نفت، به یک نظام اداری پیش دیجیتال حقوق میدهیم. به یک معنا، نفت را صادر میکنیم و با پول آن، بیمه بیکاری میدهیم. آنهم به جامعه ای که زیرساختهایش تغییر کرده؛ ولی نوع تفکر حاکم بر بازار کار آن، تغییر نکرده و رکود، هزینه این عدم تغییر است. جهت نگاه ایرانی به اشتغال، همچنان پیش دیجیتال است. جامعه ایران، همچنان از بخش خدمات، تلقی دلالی دارد و شغل را در تولید و کارخانه می بیند. این در حالیست که ما وارد عصر پساصنعتی شده ایم. جهان از عصر تولید انبوه کارخانه ای عبور کرده و در همه حوزه ها به سبک جامعه موج دوم رو به انبوه زداییست. در جامعه موج دوم، همه چیز از جمله تولید، انبوه زدایی میشود و بر این اساس، الان همه چیز در همه حوزه ها بسرعت در حال انبوه زداییست. اما باید توجه کنیم به نسبتی که اقتصاد مبتنی بر تولید انبوه در حال فروپاشیست، اقتصاد انبوه زدایی شده رو به پیشرفت نیست و نبود تعادل بین این دو پدیده است که بحران اشتغال بوجود آورده است.

تغییر مهم در مفهوم شغل
در جامعه پساصنعتی، بخش تولید، کمتر از ۲۰درصد اشتغال را تشکیل می دهد و جامعه باید در بخش خدمات، اشتغال بوجود آورد. در این میان، جامعه ایران در حال گذار بیک جامعه با زیرساخت خدماتیست که البته باید توجه داشت که جامعه ایران حاضر به پذیرش این گذار نیست. یعنی نوع تفکر جامعه در مورد اشتغال با جامعه انبوه عصر صنعتی، انطباق دارد. البته ما در آن دوره صنعتی نشدیم؛ ولی در این دوره هم نمیتوانیم صنعتی شویم. ما باید بدون طی کردن دوره صنعتی شدن وارد عصر پساصنعتی شویم. هنوز بدنه جامعه نتوانسته است گفتمانی بر اساس ضرورتهای عصر جدید ارائه دهد. هر سطحی از توسعه، زیرساختهای خاص خودش را میخواهد و در حوزه های بسیاری، زیرساختهای یک جامعه پساصنعتی در ایران مستقر شده است. زیرساخت یک جامعه پساصنعتی، جامعه دیجیتال است که جامعه دیجیتال در سطح بسیار گسترده ای در ایران شکل گرفته است. ولی مشکل در مرحله پس از آن است. یکی از مهمترین نمونه ها در این زمینه، مراجعه به یک شعبه بانک است. هر کسی که وارد یک شعبه بانک می شود تمام اطلاعاتش ابتدا به ساکن وارد کامپیوتر می شود. در یک جامعه دیجیتال، همه این اطلاعات با یک نرم افزار، پردازش و طبقه بندی می شود و دیگر، نیروی انسانی در آن دخیل نیست. اما در شعب بانکی ما تمام اطلاعاتی که مکانیزه وارد سیستم شده است، در فاز بعدی، بشکل دستی، طبقه بندی و دستی، پردازش می شود. ۱۸۰هزار نفر در شعب مختلف یک بانک حضور دارند که با این زیرساخت تنها به بیش از ۳۰هزار نفرشان نیاز است. در واقع، با همین زیرساخت موجود در سیستم بانکی، ۱۵۰هزار نفر مازاد هستند. ولی الان وضعیت اینگونه است که زیرساخت مستقر شده، اما نیروی مازادش هست.

منابع:
  • مجمع اقتصاددانان

خلاصه امروز مطلب بسیار زیبا و ارزشمندی در مورد رکود و جنس رکودی که گریبانگیر اقتصاد ایران گردیده است به نقل از مجمع اقتصاددانان در گروه دیده بان اقتصاد مشاهده کردم. مناسب دیدم در سایت ارشن نیز مطرح گردد. هر چند اینجانب علل رکود حاکم بر اقتصاد کشورمان را متعدد میدانم ولی این مورد را نیز یکی از عوامل اصلی یافتم که امیدوارم زنگ هشداری باشد برای مسئولان کشورمان تا از این گذرگاه تاریخی عبور کنیم و بپذیریم که انجماد در گذشته باعث نابودی و انحطاط است.

در آمریکا هر سال، ۳۰میلیون نفر شغل خود را از دست میدهند و این درحالیست که جمعیت شاغل آمریکا ۱۶۰میلیون نفر است. یعنی بطور متوسط، هر ۵سال یک بار، همه در آمریکا یک بار، شغل خود را از دست می دهند و این، گواه سرعت گرفتن دامنه تغییرات در دنیاست. هر کس که می خواهد به آینده نگاه کند باید از چشم انداز اشتغال در آمریکا آگاهی یابد. به نوعی می توان گفت که چشم انداز اشتغال در آمریکا، آینده اقتصاد را نمایندگی می کند و مشاهدات اخیر، گواه این است که در همه دنیا میانگین سنی مشاغل، به حدود ۵سال کاهش پیدا کرده است. باید بگوییم گذشت آن روزگاری که یکنفر در یک واحد، سی سال مشغول بکار بود. حالا احتمالا افراد باید در طول سی سال، ۵ یا ۶ بار، حرفه شغلیشان را عوض کنند و این دامنه تغییرات، دیگر هیچ شغل و هیچ صنفی را بحال خود رها نمیکند و در واقع، چیزی بنام امنیت شغلی در مفهوم کلاسیک آن دیگر محلی از اعراب ندارد. اینکه فردی سی سال در یک واحد کار کند و بعد، بازنشسته شود، بخشی از تاریخ اشتغال در سیاره زمین است و آن چیزی هم که در ایران بعنوان رکود شهرت دارد، چیزی جز تعمیم این بحث به اقتصاد ایران نیست. بعبارت دیگر، اقتصاد تغییر کرده، ولی مشاغل تغییر نکرده اند و چون مشاغل به تغییر تن نداده اند، بحران فروش پدید آمده است.

رکود در ایران چگونه است؟
این رکود در ایران از جنس رکود در ادوار سابق نیست. این رکود از جنس فناوریست و تکنولوژی عامل ایجاد آن محسوب میشود. ما نشان داده ایم که در تغییردادن هر چه که در حوزه اقتصاد، قدیمیست، بسیار بد عمل میکنیم. در سال ۱۳۴۲، یک نظام اداری در ایران شکل گرفت که مبتنی بر نیازهای دهه۴۰ ایران بود و یادمان باشد که در آنزمان، هنوز کامپیوتر نیامده بود و بر این اساس، یک نوع نظام اداری پیش دیجیتال در ایران شکل گرفت. امروز، زیرساختهای یک جامعه دیجیتال در ایران کاملا مستقر شده است؛ ولی نظام اداری ایران همچنان پیش دیجیتال است و بنا بر اظهارات وزیر کار، ۳۵دقیقه کار مفید این نظام اداریست. در واقع، وضع اینگونه است که ما نفت را صادر میکنیم و یک و نیم برابر درآمد نفت، به یک نظام اداری پیش دیجیتال حقوق میدهیم. به یک معنا، نفت را صادر میکنیم و با پول آن، بیمه بیکاری میدهیم. آنهم به جامعه ای که زیرساختهایش تغییر کرده؛ ولی نوع تفکر حاکم بر بازار کار آن، تغییر نکرده و رکود، هزینه این عدم تغییر است. جهت نگاه ایرانی به اشتغال، همچنان پیش دیجیتال است. جامعه ایران، همچنان از بخش خدمات، تلقی دلالی دارد و شغل را در تولید و کارخانه می بیند. این در حالیست که ما وارد عصر پساصنعتی شده ایم. جهان از عصر تولید انبوه کارخانه ای عبور کرده و در همه حوزه ها به سبک جامعه موج دوم رو به انبوه زداییست. در جامعه موج دوم، همه چیز از جمله تولید، انبوه زدایی میشود و بر این اساس، الان همه چیز در همه حوزه ها بسرعت در حال انبوه زداییست. اما باید توجه کنیم به نسبتی که اقتصاد مبتنی بر تولید انبوه در حال فروپاشیست، اقتصاد انبوه زدایی شده رو به پیشرفت نیست و نبود تعادل بین این دو پدیده است که بحران اشتغال بوجود آورده است.

تغییر مهم در مفهوم شغل
در جامعه پساصنعتی، بخش تولید، کمتر از ۲۰درصد اشتغال را تشکیل می دهد و جامعه باید در بخش خدمات، اشتغال بوجود آورد. در این میان، جامعه ایران در حال گذار بیک جامعه با زیرساخت خدماتیست که البته باید توجه داشت که جامعه ایران حاضر به پذیرش این گذار نیست. یعنی نوع تفکر جامعه در مورد اشتغال با جامعه انبوه عصر صنعتی، انطباق دارد. البته ما در آن دوره صنعتی نشدیم؛ ولی در این دوره هم نمیتوانیم صنعتی شویم. ما باید بدون طی کردن دوره صنعتی شدن وارد عصر پساصنعتی شویم. هنوز بدنه جامعه نتوانسته است گفتمانی بر اساس ضرورتهای عصر جدید ارائه دهد. هر سطحی از توسعه، زیرساختهای خاص خودش را میخواهد و در حوزه های بسیاری، زیرساختهای یک جامعه پساصنعتی در ایران مستقر شده است. زیرساخت یک جامعه پساصنعتی، جامعه دیجیتال است که جامعه دیجیتال در سطح بسیار گسترده ای در ایران شکل گرفته است. ولی مشکل در مرحله پس از آن است. یکی از مهمترین نمونه ها در این زمینه، مراجعه به یک شعبه بانک است. هر کسی که وارد یک شعبه بانک می شود تمام اطلاعاتش ابتدا به ساکن وارد کامپیوتر می شود. در یک جامعه دیجیتال، همه این اطلاعات با یک نرم افزار، پردازش و طبقه بندی می شود و دیگر، نیروی انسانی در آن دخیل نیست. اما در شعب بانکی ما تمام اطلاعاتی که مکانیزه وارد سیستم شده است، در فاز بعدی، بشکل دستی، طبقه بندی و دستی، پردازش می شود. ۱۸۰هزار نفر در شعب مختلف یک بانک حضور دارند که با این زیرساخت تنها به بیش از ۳۰هزار نفرشان نیاز است. در واقع، با همین زیرساخت موجود در سیستم بانکی، ۱۵۰هزار نفر مازاد هستند. ولی الان وضعیت اینگونه است که زیرساخت مستقر شده، اما نیروی مازادش هست.

منابع:
  • مجمع اقتصاددانان
1394/09/29 از اصفهان
0
/
22
یک دقیقه وقت دارید؟
شما تنها یک قدم با به اشتراک گذاشتن اولین ایده خود فاصله دارید. برای انتشار مطالب خود در ارشن، لطفا ثبت‌نام خود را تکمیل کرده و شماره‌ی همراه خود را فعال نمایید.
تکمیل پروفایل
نمایش {{content.commentsTotal - content.comments.length}} نظر قبلی
علت امتیاز منفی

×
بله
خیر
تغییرات شاخص
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
وضعیت بازار : {{closedTitle(tepix.isClosed)}}
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
فرابورس
{{absValueChange(tepix.faraBourseChange)}}
{{tepix.faraBourseIndex}}
شاخص 50 شرکت
{{absValueChange(tepix.companyFiftyChange)}}
{{tepix.companyFiftyIndex}}
شاخص آزاد شناور
{{absValueChange(tepix.freeFloatChange)}}
{{tepix.freeFloatIndex}}
شاخص مالی
{{absValueChange(tepix.financialChange)}}
{{tepix.financialIndex}}
شاخص صنعت
{{absValueChange(tepix.indastryChange)}}
{{tepix.indastryIndex}}
2222
33333