رسانه اجتماعی - تحلیلی بازار سرمایه
مطالب مصطفی پازوکی
...
406

عنوان بلاگ : رفتارشناسی متفاوت از نمودارهای قیمت - قسمت یکم
دسته : آموزشی


خلاصه شاید یکی از اصول اولیه تحلیل تکنیکال که تقریباً به طور همه گیر، پذیرفته است این است که زمان و قیمت، قابل تبدیل به یکدیگر هستند و الگوهای روانشناسی و تأثیرات آن بر معامله گران که منجر به خرید و فروش آن‌ها در بازار می‌شود، مستقیماً تعیین کننده پارامتر "زمان" هستند که این پارامتر، قابل تبدیل شدن به "قیمت" نیز بوده و به عبارت ساده‌تر، میزان افت و خیز قیمت را نیز مشخص می‌نماید.

هر حرکت و نوسانی در بازار که منجر به شکل گیری الگوهای قیمتی می شود، ریشه در حرکات و الگوهای قیمت در گذشته دارد اما به دلیل جابجایی زاویه ای و برداری در تبدیل این حرکات به یکدیگر، شناسایی این ریشه های حرکتی، گاهاً ناممکن می نماید. چرخه ها، علیرغم آنچه که ما در تحلیل تکنیکال کلاسیک و یا مدرن، در مدلسازی آن ها اغلب استفاده می نماییم، مثل امواج سینوسی، متقارن و متناسب نیستند. اختلاف زمانی بین این حرکات شاید شبیه تفاوت بین "دستخط" شما با دست چپ و راست تان است. فرض کنیم که شما بخواهید یک جمله واحد را، با هر دو دست تان بنویسید. در هر دو حالت، نگارنده شما هستید و آنچه می نویسید نیز، یک جمله ثابت است اما مدت زمان نوشتن، شکل نوشتاری شما و حتی طول و عرض کلمات، در هر دو حالت، متفاوت است. در نمودار قیمت نیز، وضع به همین منوال است. آنچه که در سمت راست نمودارهای قیمت اتفاق میفتد، یک بار در گذشته و با دست چپ نوشته شده است! و شاید همین تمایز بین چپ و راست است که باعث سختی کار در تشخیص این ریشه های حرکتی است. چنین حرکاتی در مدل های تحلیلی، عموماً با عنوان امواج نامنظم و بی قاعده، برچسب گذاری می شوند. همان طور که از هندسه تحلیلی می دانیم، یک شکل واحد در صفحه های متفاوت، می تواند از دید یک ناظر ثابت، متفاوت به نظر برسد. در بحث الگوهای قیمتی تکنیکال نیز همین موضوع مطرح است. به عبارتی، یک الگوی ایده آل وقتی در صفحه دیگری رسم می شود، نمایه متفاوت و گاهاً نا مرتبط و غیر قابل تشخیصی دارد و همین موضوع، دلیل عدم توانایی اندیکاتورهایی چون میانگین های متحرک، MACD و نواحی اشباع فروش و اشباع خرید ِ اسیلاتورهای قیمت، در پیش بینی تمام عیار روند ِ آتی نمودارهای قیمت است. شاید هدف همه موارد تحلیلی در قالب تحلیل تکنیکال، یافتن فراکتالی به لحاظ قیمتی و زمانی باشد که نهایتاً می خواهد منجر به برگشت قیمت بشود. اما آنچه مهم است این است که یافتن چنین فراکتالی، حتی اگر بتواند با در نظر گرفتن همه نواقص، به درستی صورت پذیرد، به دلیل نامتوازن بودن بال سمت راست به لحاظ قیمتی و زمانی، نمی تواند پیش بینی درستی از آینده داشته باشد و لذا، ورود و خروج به معاملات بر این اساس، از دقت خوبی برخوردار نخواهد بود. در طول این بلاگ ها که مطلب جاری، شماره نخست آن است، هدف بنده، مطرح کردن روش هایی است که با نگاهی متفاوت به الگوهای قیمت و زمان، سعی در مشخص کردن این فراکتال ها، با دقتی بیشتر از آنچه تا به امروز مرسوم بوده است، داریم.

مشکلی که شاید بیشتر کارشناسان بازار با تحلیل تکنیکال دارند پاسخ به این سوال است که آیا بازار حول نقطه مشخص و ثابتی، فارغ از شناسایی الگوی نوسانی ِ آن، نوسان میکند یا آن که، حرکت های بازار بر اساس یک مدل اتفاقی است و با سیستم هایی چون میانگین های متحرک که به دنبال بازار حرکت می نمایند، باید این حرکات اتفاقی را دنبال نماییم؟ این سوال در گذشته بارها با موضوع علمی چگونگی پیش روی فراکتال ها در طبیعت، پاسخ داده شده است اما هنوز یک عده از کارشناسان علاقه مند هستند که در سایه و تاریکی باقی مانده، و رفتار بازار را غیر قابل مدلسازی و صرفاً بر حسب اتفاق جلوه دهند. به عنوان نمونه همه ما می دانیم که اگر شما یک سکه را 1000 مرتبه به بالا پرتاب نمایید، به طور تقریبی 500 بار روی سکه و 500 بار پشت سکه را در برآیند پرتاب ها خواهیم داشت. اما آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که این احتمال وجود دارد که در پرتاب سکه ها و گرفتن پاسخ، این احتمال وجود دارد که مسیر مشخصی بر اساس همین فراکتال ها می تواند وجود داشته باشد؟ به عبارت ساده تر آیا الگویی برای این وجود دارد که بتوان گفت پس از آنکه 37 بار روی سکه نمایان شد، 46 بار پشت سکه عموماً نمایان می شود و سپس 17 بار روی سکه و ... این مسیر ادامه پیدا نماید تا اینکه برآیند 1000 بار پرتاب سکه، به نسبت 50/50 در تعداد نمایان شدن پشت و روی سکه ها برسد؟ قطعاً یک برنامه کامپیوتری که بر اساس هوش مصنوعی بخواهد به محاسبه تعداد رو و پشت سکه ها در 1000 بار پرتاب بپردازد، الگوی فراکتالی مورد نظر را از 100 بار پرتاب شناسایی کرده و سپس آن را تا 1000، بزرگنمایی می کند. اما باید توجه کرد که این کار با مدلسازی بر اساس 7 بار پرتاب نمی تواند میسر شود! این دقیقاً شبیه این است که بخواهیم کسر 1 تقسیم بر 7 را به صورت یک عدد منتهی نمایش دهیم. چنین چیزی ممکن نیست. این دقیقاً همان چیزی است که در نمودارهای قیمت اتفاق می افتد. هر حرکتی در گذشته، حرکتی در آینده نمودار خلق می کند اما حرکت مذکور، مضربی از حرکت گذشته است و این ضریب، هم در زمان و هم در قیمت، تأثیرگذار و مشهود است.

شاید یکی از اصول اولیه تحلیل تکنیکال که تقریباً به طور همه گیر، پذیرفته است این است که زمان و قیمت، قابل تبدیل به یکدیگر هستند و الگوهای روانشناسی و تأثیرات آن بر معامله گران که منجر به خرید و فروش آن ها در بازار می شود، مستقیماً تعیین کننده پارامتر "زمان" هستند که این پارامتر، قابل تبدیل شدن به "قیمت" نیز بوده و به عبارت ساده تر، میزان افت و خیز قیمت را نیز مشخص می نماید. به عنوان یک نمونه ساده به نمودار قیمت سرمایه گذاری صنعت بیمه (نماد معاملاتی وبیمه)، دقت نمایید. وبیمه در بهمن ماه سال ۹۰، کف ۷۶۴ ریالی و در خرداد ماه ۹۱، سقف ۱۴۵۹ ریالی را ثبت کرده است -نمودار تعدیل نشده است- در نمودار زیر، از کف ۷۶۴ ریالی، سیکل های ۷۷ تایی که با خطوط مشکی رنگ نمایش داده شده است را، شمارش کرده ایم -۷۷ روز معاملاتی مد نظر است- و از سقف ۱۴۵۹ ریالی، سیکل های ۱۴۶ تایی شمارش شده و با رنگ آبی نمایش داده شده است. همان طور که در تصویر نیز مشخص است، شاهد واکنش و عموماً تغییر رفتار قیمت، در نزدیک شدن به این خطوط سیکل عمودی هستیم. این مورد جایی شدت می یابد که دو خط عمودی از دو پیوت متفاوت، یعنی دو خط با رنگ متفاوت، در نزدیکی یک دیگر قرار دارند. واکنش های قیمت به این خطوط عمودی را با دوایری در شکل نشان داده ایم. این یکی از ساده ترین و شاید ابتدایی ترین تبدیلات زمانی به قیمت است که همواره در نمودارهای قیمت، وجود داشته و اثباتی بر مدعای قابل تبدیل بودن قیمت و زمان به یکدیگر است.

وبیمه

جهت جلوگیری از طولانی شدن مطلب حاضر، بحث فعلی را در بلاگ بعدی، با مثال بیشتر و مبسوط تری در حوزه تبدیلات قیمت و زمان به یکدیگر، جهت ورود به مبحث اصلی، دنبال خواهیم نمود. لذا، این مطلب، ادامه دارد.

منابع:
  • این نوشته حاصل مطالعات و تجربیات نگارنده بلاگ است.

خلاصه شاید یکی از اصول اولیه تحلیل تکنیکال که تقریباً به طور همه گیر، پذیرفته است این است که زمان و قیمت، قابل تبدیل به یکدیگر هستند و الگوهای روانشناسی و تأثیرات آن بر معامله گران که منجر به خرید و فروش آن‌ها در بازار می‌شود، مستقیماً تعیین کننده پارامتر "زمان" هستند که این پارامتر، قابل تبدیل شدن به "قیمت" نیز بوده و به عبارت ساده‌تر، میزان افت و خیز قیمت را نیز مشخص می‌نماید.

هر حرکت و نوسانی در بازار که منجر به شکل گیری الگوهای قیمتی می شود، ریشه در حرکات و الگوهای قیمت در گذشته دارد اما به دلیل جابجایی زاویه ای و برداری در تبدیل این حرکات به یکدیگر، شناسایی این ریشه های حرکتی، گاهاً ناممکن می نماید. چرخه ها، علیرغم آنچه که ما در تحلیل تکنیکال کلاسیک و یا مدرن، در مدلسازی آن ها اغلب استفاده می نماییم، مثل امواج سینوسی، متقارن و متناسب نیستند. اختلاف زمانی بین این حرکات شاید شبیه تفاوت بین "دستخط" شما با دست چپ و راست تان است. فرض کنیم که شما بخواهید یک جمله واحد را، با هر دو دست تان بنویسید. در هر دو حالت، نگارنده شما هستید و آنچه می نویسید نیز، یک جمله ثابت است اما مدت زمان نوشتن، شکل نوشتاری شما و حتی طول و عرض کلمات، در هر دو حالت، متفاوت است. در نمودار قیمت نیز، وضع به همین منوال است. آنچه که در سمت راست نمودارهای قیمت اتفاق میفتد، یک بار در گذشته و با دست چپ نوشته شده است! و شاید همین تمایز بین چپ و راست است که باعث سختی کار در تشخیص این ریشه های حرکتی است. چنین حرکاتی در مدل های تحلیلی، عموماً با عنوان امواج نامنظم و بی قاعده، برچسب گذاری می شوند. همان طور که از هندسه تحلیلی می دانیم، یک شکل واحد در صفحه های متفاوت، می تواند از دید یک ناظر ثابت، متفاوت به نظر برسد. در بحث الگوهای قیمتی تکنیکال نیز همین موضوع مطرح است. به عبارتی، یک الگوی ایده آل وقتی در صفحه دیگری رسم می شود، نمایه متفاوت و گاهاً نا مرتبط و غیر قابل تشخیصی دارد و همین موضوع، دلیل عدم توانایی اندیکاتورهایی چون میانگین های متحرک، MACD و نواحی اشباع فروش و اشباع خرید ِ اسیلاتورهای قیمت، در پیش بینی تمام عیار روند ِ آتی نمودارهای قیمت است. شاید هدف همه موارد تحلیلی در قالب تحلیل تکنیکال، یافتن فراکتالی به لحاظ قیمتی و زمانی باشد که نهایتاً می خواهد منجر به برگشت قیمت بشود. اما آنچه مهم است این است که یافتن چنین فراکتالی، حتی اگر بتواند با در نظر گرفتن همه نواقص، به درستی صورت پذیرد، به دلیل نامتوازن بودن بال سمت راست به لحاظ قیمتی و زمانی، نمی تواند پیش بینی درستی از آینده داشته باشد و لذا، ورود و خروج به معاملات بر این اساس، از دقت خوبی برخوردار نخواهد بود. در طول این بلاگ ها که مطلب جاری، شماره نخست آن است، هدف بنده، مطرح کردن روش هایی است که با نگاهی متفاوت به الگوهای قیمت و زمان، سعی در مشخص کردن این فراکتال ها، با دقتی بیشتر از آنچه تا به امروز مرسوم بوده است، داریم.

مشکلی که شاید بیشتر کارشناسان بازار با تحلیل تکنیکال دارند پاسخ به این سوال است که آیا بازار حول نقطه مشخص و ثابتی، فارغ از شناسایی الگوی نوسانی ِ آن، نوسان میکند یا آن که، حرکت های بازار بر اساس یک مدل اتفاقی است و با سیستم هایی چون میانگین های متحرک که به دنبال بازار حرکت می نمایند، باید این حرکات اتفاقی را دنبال نماییم؟ این سوال در گذشته بارها با موضوع علمی چگونگی پیش روی فراکتال ها در طبیعت، پاسخ داده شده است اما هنوز یک عده از کارشناسان علاقه مند هستند که در سایه و تاریکی باقی مانده، و رفتار بازار را غیر قابل مدلسازی و صرفاً بر حسب اتفاق جلوه دهند. به عنوان نمونه همه ما می دانیم که اگر شما یک سکه را 1000 مرتبه به بالا پرتاب نمایید، به طور تقریبی 500 بار روی سکه و 500 بار پشت سکه را در برآیند پرتاب ها خواهیم داشت. اما آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که این احتمال وجود دارد که در پرتاب سکه ها و گرفتن پاسخ، این احتمال وجود دارد که مسیر مشخصی بر اساس همین فراکتال ها می تواند وجود داشته باشد؟ به عبارت ساده تر آیا الگویی برای این وجود دارد که بتوان گفت پس از آنکه 37 بار روی سکه نمایان شد، 46 بار پشت سکه عموماً نمایان می شود و سپس 17 بار روی سکه و ... این مسیر ادامه پیدا نماید تا اینکه برآیند 1000 بار پرتاب سکه، به نسبت 50/50 در تعداد نمایان شدن پشت و روی سکه ها برسد؟ قطعاً یک برنامه کامپیوتری که بر اساس هوش مصنوعی بخواهد به محاسبه تعداد رو و پشت سکه ها در 1000 بار پرتاب بپردازد، الگوی فراکتالی مورد نظر را از 100 بار پرتاب شناسایی کرده و سپس آن را تا 1000، بزرگنمایی می کند. اما باید توجه کرد که این کار با مدلسازی بر اساس 7 بار پرتاب نمی تواند میسر شود! این دقیقاً شبیه این است که بخواهیم کسر 1 تقسیم بر 7 را به صورت یک عدد منتهی نمایش دهیم. چنین چیزی ممکن نیست. این دقیقاً همان چیزی است که در نمودارهای قیمت اتفاق می افتد. هر حرکتی در گذشته، حرکتی در آینده نمودار خلق می کند اما حرکت مذکور، مضربی از حرکت گذشته است و این ضریب، هم در زمان و هم در قیمت، تأثیرگذار و مشهود است.

شاید یکی از اصول اولیه تحلیل تکنیکال که تقریباً به طور همه گیر، پذیرفته است این است که زمان و قیمت، قابل تبدیل به یکدیگر هستند و الگوهای روانشناسی و تأثیرات آن بر معامله گران که منجر به خرید و فروش آن ها در بازار می شود، مستقیماً تعیین کننده پارامتر "زمان" هستند که این پارامتر، قابل تبدیل شدن به "قیمت" نیز بوده و به عبارت ساده تر، میزان افت و خیز قیمت را نیز مشخص می نماید. به عنوان یک نمونه ساده به نمودار قیمت سرمایه گذاری صنعت بیمه (نماد معاملاتی وبیمه)، دقت نمایید. وبیمه در بهمن ماه سال ۹۰، کف ۷۶۴ ریالی و در خرداد ماه ۹۱، سقف ۱۴۵۹ ریالی را ثبت کرده است -نمودار تعدیل نشده است- در نمودار زیر، از کف ۷۶۴ ریالی، سیکل های ۷۷ تایی که با خطوط مشکی رنگ نمایش داده شده است را، شمارش کرده ایم -۷۷ روز معاملاتی مد نظر است- و از سقف ۱۴۵۹ ریالی، سیکل های ۱۴۶ تایی شمارش شده و با رنگ آبی نمایش داده شده است. همان طور که در تصویر نیز مشخص است، شاهد واکنش و عموماً تغییر رفتار قیمت، در نزدیک شدن به این خطوط سیکل عمودی هستیم. این مورد جایی شدت می یابد که دو خط عمودی از دو پیوت متفاوت، یعنی دو خط با رنگ متفاوت، در نزدیکی یک دیگر قرار دارند. واکنش های قیمت به این خطوط عمودی را با دوایری در شکل نشان داده ایم. این یکی از ساده ترین و شاید ابتدایی ترین تبدیلات زمانی به قیمت است که همواره در نمودارهای قیمت، وجود داشته و اثباتی بر مدعای قابل تبدیل بودن قیمت و زمان به یکدیگر است.

وبیمه

جهت جلوگیری از طولانی شدن مطلب حاضر، بحث فعلی را در بلاگ بعدی، با مثال بیشتر و مبسوط تری در حوزه تبدیلات قیمت و زمان به یکدیگر، جهت ورود به مبحث اصلی، دنبال خواهیم نمود. لذا، این مطلب، ادامه دارد.

منابع:
  • این نوشته حاصل مطالعات و تجربیات نگارنده بلاگ است.
1394/09/29 از نهایت‌نگر
0
/
34
یک دقیقه وقت دارید؟
شما تنها یک قدم با به اشتراک گذاشتن اولین ایده خود فاصله دارید. برای انتشار مطالب خود در ارشن، لطفا ثبت‌نام خود را تکمیل کرده و شماره‌ی همراه خود را فعال نمایید.
تکمیل پروفایل
نمایش {{content.commentsTotal - content.comments.length}} نظر قبلی
علت امتیاز منفی

×
بله
خیر
تغییرات شاخص
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
وضعیت بازار : {{closedTitle(tepix.isClosed)}}
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
فرابورس
{{absValueChange(tepix.faraBourseChange)}}
{{tepix.faraBourseIndex}}
شاخص 50 شرکت
{{absValueChange(tepix.companyFiftyChange)}}
{{tepix.companyFiftyIndex}}
شاخص آزاد شناور
{{absValueChange(tepix.freeFloatChange)}}
{{tepix.freeFloatIndex}}
شاخص مالی
{{absValueChange(tepix.financialChange)}}
{{tepix.financialIndex}}
شاخص صنعت
{{absValueChange(tepix.indastryChange)}}
{{tepix.indastryIndex}}
2222
33333