رسانه اجتماعی - تحلیلی بازار سرمایه
مطالب معصومه عیدانی
ارتباطات معصومه عیدانی
...

عنوان بلاگ : در بازار سهام پول را فراموش کن
دسته : آموزشی


خلاصه اکثر سهامداران و معامله گران حرفه ای دنیا تاکید داشته اند که با سهام خود ازدواج نکنید .وارن بافت و حتی بيل گيتس بارها در گفته های خود به این موضوع اشاره داشته اند که هرگز به کسب پول فکر نکرده اند و تنها سعی کرده اند که کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام دهند. در واقع آنها توانایی و نيروی ذهنی خویش را بر انجام کار و نه نتایج احتمالی آن متمرکز کرده اند. شاید این پندهای آموزنده در شرایط کنونی بازار سرمایه ایران کاراتر از هر زمان دیگر باشد.

آقای توماس اس بولکووسکی ، متخصص روانشناسی بازارهای مالی و سهام می گوید در طول سی سال سرمایه گذاری و معامله به رازی دست یافته که هر سهامدار باید آن را بداند. برای پی بردن به این راز باید داستان های واقعی زیر را از قول آقای بولکووسکی خوب بخوانیم.

داستان اول :جیل ۱۰ سنتی

جیل یک معامله گر تازه وارد به باشگاه ما است. او سالها به عنوان کارگزار و مشاور مالی در شغل سرمایه گذاری مشغول به کار بوده است. اما جیل کار خود را رها کرد و به صورت تمام وقت به انجام معامله در بازار می پرداخت. تقریبا هر وقت که او را می دیدم داشت این جمله را تکرار می کرد:

" تنها کاری که باید انجام بدهم این است که از هر معامله ۱۰ سنت سود کنم . وقتی این سود را در ۱۰۰۰سهم هر معامله ضرب کنم، همین مقدار کم مبلغی در حدود ۲۶۰۰۰ دلار در سال می شود."

البته گفته جیل در صورتی است که در هر روز تنها یک معامله انجام دهی و موفق عمل کنی. او در روز حدود ۶ معامله انجام می داد پس بطور بالقوه بایدمبلغی در حدود ۱۵۶۰۰۰ دلار در سال سود کسب کند.البته انجام معامله هرگز به این سادگی نیست . کارمزد کارگزاری و دیگر هزینه های مربوطه از سود معاملات می کاهند. اما گذشت زمان معلوم کرد که او نتوانست این کار را در درازمدت و به صورت مستمر با موفقیت انجام دهد.اما چرا؟

داستان دوم : لری با زیان های بسیار

لری یک معامله گر با تجربه است که در حدود ۱۰ سال در بازارهای مالی به انجام معامله پرداخته است.اما نگاهی به پرتفوی قرمز رنگ او با درصدهای منفی ۴۰،۲۵ و حتی ۵۰ نشان از عملکرد منفی و همراه با زیان او می باشد. البته با این سابقه تعجب آور است. البته در مواردی سودهای ۲۰ و یا ۵۰ درصدی را نیز داشته است.

توماس از قول او می گوید که :

"آنقدر در ضرر هستم که نمی توانم آنها را بفروشم:

چگونه زیان های او این همه زیاد شد؟!

داستان سوم بیل : بیل ورشکسته

اما معامله گر دیگری نیز وجود دارد که فکر خوفناک تعداد زیادی قبض و بدهی فکر او را در سر میز شام به شدت مشغول کرده و نمیداند که پول پرداخت آنها را باید از کجا تامین کند . هر روز هم معاملات زیان ده انجام می دهد.هر چقدرکه سعی می کند باز هم منجر به شکست می شود. چند باری هم مقادیری پول از همسرش قرض گرفته، اما سرمایه اش روزبه روز کمتر می شود.

بعد از خواندن این سه داستان متوجه می شویم که این سه معامله گر در یک موضع به یکدیگر شباهت دارند. این شباهت همان رازی است که آقای توماس می خواهد به همه معامله گران بگوید. اما راز این است :

" پول را فراموش کنید "

اگر به اینکه چقدر پول در یک معامله به دست می آورید یا از دست می دهید فکر نکنید وآن را نادیده بگیرید و تنها بر انجام درست معامله تمرکز نمایید، پول خودش هوای خودش را خواهد داشت و از دست نخواهد رفت. اکنون یکبار دیگر داستان ها را مرور می کنیم تا اشتباهات آنان را در یابیم.

  • تمام کاری که جیل می خواهد انجام دهد این است که سود کمی کسب نماید. اگر او بر انجام صحیح معاملاتش بر اساس یک برنامه مشخص تمرکز می کرد و تنها به فکرکسب سود ناچیزی از هر معامله نبود، بسیار بهتر عمل میکرد. در حال حاضر، هنگامی که سود کمی به دست می آورد، آنچنان از ترس از دست دادن آن عصبی می شود که فورا آنچه دارد را میفروشد.هنگامی که بار دیگر سهامی را می خرد، و قیمت سهام در جهت مناسب حرکت نمی کند، ذهن او فلج می شود و فقط منتظر می ماند که قیمت سهام دوباره بالا رود و آن را بفروشد. آنچه در عمل اتفاق می افتد این است که در واقع او داردزیانهای خود را افزایش می دهد.

  • لری همان معامله گر زیانکاری است که فکر میکند زیان های او آن قدر بزرگ شده اند که ارزش فروختن سهام را ندارند. توماس به او گفته است که :
    "اهمیتی ندارد که سهمی را با چه قیمتی خریده ای. مهم این است که بدانی چه زمانی باید آن را بفروشی"
    گاهی قربانی یک الگوی کاهشی شدن به معنای از دست دادن ۷۰ درصد سرمایه است . اما لری این گونه پول خود را از دست نداده است. زیان های او حاصل از عدم عملکرد و عدم واکنش او نسبت به وقایع بوده اند.او زیان های کمی که هر روز بیشتر می شوند را تنها نشسته و نظاره می کند.

    راه حل این است که باید مرتبا به دنبال نقاط مقاومت وحمایت بگردید و به محض مشاهده ریزش بازاریا نشانه هایی از ضعف در صنعت مورد نظر، سهام خود را بفروشید. با هیچ سهمی ازدواج نکنید و عاشق هیچ یک از سرمایه گذاری های خود نشوید.اگر لری به اندازه زیان های خود چندان توجه نکرده بود و تنها به نمودار قیمتها توجه می کرد، این زیان های سنگین را هم روی هم انباشته نکرده بود.

  • بیل بیش از حد در قرض فرو رفته است. او آنچنان در فکر بازپرداخت اقساط وام وپرداخت قبض های متعدد است که دیگر تمرکزی بر روی انجام معاملات ندارد. تلاش های او برای جبران زیان هایش به زیان بیشتر منتهی می شوند. افزایش نسبت اهرم در انجام معاملات با شرایط موجود ذهنی و روحی او تنها مشکلاتش رادو چندان کرد. باز هم اگر لری پول را فراموش کرده بود و به انجام درست برنامه معاملاتی خود متمرکز می شد، بسیار بهترعمل می کرد.

زمانی شد که فهمیدم نباید سودهای خود را هر شب چک کنم. پس از آن بود که بسیار بهتر عمل کردم. اگر به حساب سود و زیان های خود نگاه نمی کردم، دیگر چندان هیجان زده نمی شدم و سهام خود را نمی فروختم. این گونه بود که می توانستم بر روی تکنیکها تمرکز کنم و اجازه دهم سودهای به دست آمده بیشتر شوند. انجام این کار در کل تغییر زیادی در کارم ایجاد کرد.

بنابراین، این رازی است که معتقدم هر معامله گری باید آن را بداند و اکنون شما آن را می دانید.

منابع:
  • سایت بورسینس

خلاصه اکثر سهامداران و معامله گران حرفه ای دنیا تاکید داشته اند که با سهام خود ازدواج نکنید .وارن بافت و حتی بيل گيتس بارها در گفته های خود به این موضوع اشاره داشته اند که هرگز به کسب پول فکر نکرده اند و تنها سعی کرده اند که کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام دهند. در واقع آنها توانایی و نيروی ذهنی خویش را بر انجام کار و نه نتایج احتمالی آن متمرکز کرده اند. شاید این پندهای آموزنده در شرایط کنونی بازار سرمایه ایران کاراتر از هر زمان دیگر باشد.

آقای توماس اس بولکووسکی ، متخصص روانشناسی بازارهای مالی و سهام می گوید در طول سی سال سرمایه گذاری و معامله به رازی دست یافته که هر سهامدار باید آن را بداند. برای پی بردن به این راز باید داستان های واقعی زیر را از قول آقای بولکووسکی خوب بخوانیم.

داستان اول :جیل ۱۰ سنتی

جیل یک معامله گر تازه وارد به باشگاه ما است. او سالها به عنوان کارگزار و مشاور مالی در شغل سرمایه گذاری مشغول به کار بوده است. اما جیل کار خود را رها کرد و به صورت تمام وقت به انجام معامله در بازار می پرداخت. تقریبا هر وقت که او را می دیدم داشت این جمله را تکرار می کرد:

" تنها کاری که باید انجام بدهم این است که از هر معامله ۱۰ سنت سود کنم . وقتی این سود را در ۱۰۰۰سهم هر معامله ضرب کنم، همین مقدار کم مبلغی در حدود ۲۶۰۰۰ دلار در سال می شود."

البته گفته جیل در صورتی است که در هر روز تنها یک معامله انجام دهی و موفق عمل کنی. او در روز حدود ۶ معامله انجام می داد پس بطور بالقوه بایدمبلغی در حدود ۱۵۶۰۰۰ دلار در سال سود کسب کند.البته انجام معامله هرگز به این سادگی نیست . کارمزد کارگزاری و دیگر هزینه های مربوطه از سود معاملات می کاهند. اما گذشت زمان معلوم کرد که او نتوانست این کار را در درازمدت و به صورت مستمر با موفقیت انجام دهد.اما چرا؟

داستان دوم : لری با زیان های بسیار

لری یک معامله گر با تجربه است که در حدود ۱۰ سال در بازارهای مالی به انجام معامله پرداخته است.اما نگاهی به پرتفوی قرمز رنگ او با درصدهای منفی ۴۰،۲۵ و حتی ۵۰ نشان از عملکرد منفی و همراه با زیان او می باشد. البته با این سابقه تعجب آور است. البته در مواردی سودهای ۲۰ و یا ۵۰ درصدی را نیز داشته است.

توماس از قول او می گوید که :

"آنقدر در ضرر هستم که نمی توانم آنها را بفروشم:

چگونه زیان های او این همه زیاد شد؟!

داستان سوم بیل : بیل ورشکسته

اما معامله گر دیگری نیز وجود دارد که فکر خوفناک تعداد زیادی قبض و بدهی فکر او را در سر میز شام به شدت مشغول کرده و نمیداند که پول پرداخت آنها را باید از کجا تامین کند . هر روز هم معاملات زیان ده انجام می دهد.هر چقدرکه سعی می کند باز هم منجر به شکست می شود. چند باری هم مقادیری پول از همسرش قرض گرفته، اما سرمایه اش روزبه روز کمتر می شود.

بعد از خواندن این سه داستان متوجه می شویم که این سه معامله گر در یک موضع به یکدیگر شباهت دارند. این شباهت همان رازی است که آقای توماس می خواهد به همه معامله گران بگوید. اما راز این است :

" پول را فراموش کنید "

اگر به اینکه چقدر پول در یک معامله به دست می آورید یا از دست می دهید فکر نکنید وآن را نادیده بگیرید و تنها بر انجام درست معامله تمرکز نمایید، پول خودش هوای خودش را خواهد داشت و از دست نخواهد رفت. اکنون یکبار دیگر داستان ها را مرور می کنیم تا اشتباهات آنان را در یابیم.

  • تمام کاری که جیل می خواهد انجام دهد این است که سود کمی کسب نماید. اگر او بر انجام صحیح معاملاتش بر اساس یک برنامه مشخص تمرکز می کرد و تنها به فکرکسب سود ناچیزی از هر معامله نبود، بسیار بهتر عمل میکرد. در حال حاضر، هنگامی که سود کمی به دست می آورد، آنچنان از ترس از دست دادن آن عصبی می شود که فورا آنچه دارد را میفروشد.هنگامی که بار دیگر سهامی را می خرد، و قیمت سهام در جهت مناسب حرکت نمی کند، ذهن او فلج می شود و فقط منتظر می ماند که قیمت سهام دوباره بالا رود و آن را بفروشد. آنچه در عمل اتفاق می افتد این است که در واقع او داردزیانهای خود را افزایش می دهد.

  • لری همان معامله گر زیانکاری است که فکر میکند زیان های او آن قدر بزرگ شده اند که ارزش فروختن سهام را ندارند. توماس به او گفته است که :
    "اهمیتی ندارد که سهمی را با چه قیمتی خریده ای. مهم این است که بدانی چه زمانی باید آن را بفروشی"
    گاهی قربانی یک الگوی کاهشی شدن به معنای از دست دادن ۷۰ درصد سرمایه است . اما لری این گونه پول خود را از دست نداده است. زیان های او حاصل از عدم عملکرد و عدم واکنش او نسبت به وقایع بوده اند.او زیان های کمی که هر روز بیشتر می شوند را تنها نشسته و نظاره می کند.

    راه حل این است که باید مرتبا به دنبال نقاط مقاومت وحمایت بگردید و به محض مشاهده ریزش بازاریا نشانه هایی از ضعف در صنعت مورد نظر، سهام خود را بفروشید. با هیچ سهمی ازدواج نکنید و عاشق هیچ یک از سرمایه گذاری های خود نشوید.اگر لری به اندازه زیان های خود چندان توجه نکرده بود و تنها به نمودار قیمتها توجه می کرد، این زیان های سنگین را هم روی هم انباشته نکرده بود.

  • بیل بیش از حد در قرض فرو رفته است. او آنچنان در فکر بازپرداخت اقساط وام وپرداخت قبض های متعدد است که دیگر تمرکزی بر روی انجام معاملات ندارد. تلاش های او برای جبران زیان هایش به زیان بیشتر منتهی می شوند. افزایش نسبت اهرم در انجام معاملات با شرایط موجود ذهنی و روحی او تنها مشکلاتش رادو چندان کرد. باز هم اگر لری پول را فراموش کرده بود و به انجام درست برنامه معاملاتی خود متمرکز می شد، بسیار بهترعمل می کرد.

زمانی شد که فهمیدم نباید سودهای خود را هر شب چک کنم. پس از آن بود که بسیار بهتر عمل کردم. اگر به حساب سود و زیان های خود نگاه نمی کردم، دیگر چندان هیجان زده نمی شدم و سهام خود را نمی فروختم. این گونه بود که می توانستم بر روی تکنیکها تمرکز کنم و اجازه دهم سودهای به دست آمده بیشتر شوند. انجام این کار در کل تغییر زیادی در کارم ایجاد کرد.

بنابراین، این رازی است که معتقدم هر معامله گری باید آن را بداند و اکنون شما آن را می دانید.

منابع:
  • سایت بورسینس
1394/07/20 از نهایت‌نگر
0
/
22
یک دقیقه وقت دارید؟
شما تنها یک قدم با به اشتراک گذاشتن اولین ایده خود فاصله دارید. برای انتشار مطالب خود در ارشن، لطفا ثبت‌نام خود را تکمیل کرده و شماره‌ی همراه خود را فعال نمایید.
تکمیل پروفایل
نمایش {{content.commentsTotal - content.comments.length}} نظر قبلی
علت امتیاز منفی

×
بله
خیر
تغییرات شاخص
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
وضعیت بازار : {{closedTitle(tepix.isClosed)}}
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
فرابورس
{{absValueChange(tepix.faraBourseChange)}}
{{tepix.faraBourseIndex}}
شاخص 50 شرکت
{{absValueChange(tepix.companyFiftyChange)}}
{{tepix.companyFiftyIndex}}
شاخص آزاد شناور
{{absValueChange(tepix.freeFloatChange)}}
{{tepix.freeFloatIndex}}
شاخص مالی
{{absValueChange(tepix.financialChange)}}
{{tepix.financialIndex}}
شاخص صنعت
{{absValueChange(tepix.indastryChange)}}
{{tepix.indastryIndex}}
2222
33333