رسانه اجتماعی - تحلیلی بازار سرمایه
مطالب حمید ترحمی هرندی
ارتباطات حمید ترحمی هرندی
...
94

عنوان بلاگ : نمادین ترین حباب تاریخ : جنون گل لاله در هلند


خلاصه اكنون قرن هفدهم و اینجا هلند است. درآمد متوسط مردم از ۱۵۰ گیلدر در سال فراتر نمی رود اما آنها حاضرند چند هزار گیلدر تنها برای یك پیاز لاله بپردازند. اینجا بخت پولدار شدن در یك چشم بر هم زدن به طرزی باورنكردنی افزایش می یابد. مردم فقیر ناگهان ثروتمند و ثروتمندان پولدارتر می شوند بدون اینكه حتی یك روز برای چنین ثروت هنگفتی كار كرده باشند و به همین دلیل نیز ممكن است حاصل تلاش یك عمر یا حتی چند نسل را یك شبه از دست بدهند. تقریباً هیچ چیز جلودار كسب و كار عنان گسیخته سوداگران پیاز لاله نیست.

لاله احتمالاً در پاییز ۱۵۹۳ وارد هلند شد و به زودی به عنوان یک کالای بسیار لوکس مایه مباهات و فخرفروشی نجیب زادگان و اشراف به یکدیگر شد. این وضعیت که یک گل خارجی تبدیل به نماد قدرت و فخر نجیب زادگان شود، کاملاً بی سابقه است. به زودی طبقات متوسط جامعه از موقعیت پیش آمده به عنوان یک فرصت طلایی برای پولدار شدن استفاده کردند و همگی به سوی این کار هجوم آوردند. و کار را به جایی رساندند که پیازهای رشد نکرده و برداشت نشده نیز خرید و فروش می شد در حالی که همیشه این احتمال وجود داشت که پیاز مزبور پوسیده یا نامرغوب باشد.
پیازها را معمولاً به وزن می فروختند و قیمت پیازهایی که هنوز در خاک بودند حتی از این قاعده نیز پیروی نمی کرد. تمام کاری که خریدار این گنج کوچک می بایست انجام دهد این بود که پیازش را بکارد و منتظر بماند. خرید و فروش پیازی که هنوز گلش معلوم نبود به درستی «تجارت باد» نام گرفت. سوداگران لاله بدین ترتیب می توانستند معادل ۶۰ هزار فلورین (تقریباً ۴۴ هزار دلار) در ماه پول دربیاورند. این رقم حتی با استانداردهای قرن حاضر نیز بسیار چشمگیر است. این مقدار پول کافی بود تا به راحتی عقل از سر آدم برباید و بدین ترتیب بود که خرده کاسب ها دل به دریا زدند و جواهرات خانوادگی را بر باد دادند. و البته برخی نیز ره صدساله را یک شبه پیمودند. «لاله شیدایی» به ویژه در فاصله نوامبر ۱۶۳۶ تا فوریه ۱۶۳۷ به حد اعلای خود رسید. به عنوان مثال قیمت نوعی پیاز لاله کمیاب به نام «سمپر آگوستوس» در ۱۶۲۳ به هزار گیلدر، در ۱۶۲۴ به ۱۲۰۰ گیلدر و در ۱۶۲۵ به ۲۰۰۰ گیلدر رسید و در ۱۹۳۷ تا ۵۵۰۰ گیلدر (برابر با ۵۰ هزار دلار طلای آمریکا) نیز معامله شد. پیاز دیگری در فوریه ۱۹۳۶ به قیمت ۶۷۰۰ گیلدر فروخته شد که این مبلغ برای خرید یک خانه ویلایی کنار رودخانه در آمستردام همراه با باغ و کالسکه کفایت می کرد. بدون تردید این حد از «لاله شیدایی» باعث رویداد حوادث عجیب و غریبی می شود که یکی از آنها حکایت ملوان بخت برگشته ای است که می بایست مال التجاره بازرگانی را برایش می آورد. این تاجر توانگر که به لاله هایش بسیار می بالید منتظر رسیدن محموله ای ارزشمند از کشورهای حاشیه شرقی مدیترانه بود که ملوانی خبر رسیدن مال التجاره را برایش آورد و خود را مسئول عدل ها معرفی کرد. بازرگان به پاداش این کار نیک مقداری ماهی هرنیگ اعلا به عنوان صبحانه به وی هدیه داد _ ملوان نیز که علاقه ای بسیار به خوردن پیاز داشت در بین پارچه های ابریشمی و مخمل های گرانبهای تاجر، پیازی بسیار شبیه به پیاز خوراکی دید و بدون لحظه ای درنگ آن را برداشت تا با صبحانه اش به عنوان چاشنی میل کند غافل از اینکه این پیاز «سمپر آگوستوس» سه هزار فلورین می ارزد. مال التجاره را به دست بازرگان رساند و خداحافظی کرد. بازرگان هر چه بیشتر در بین کالاها جست وجو می کرد کمتر می یافت. چندین مال التجاره اش را زیر و رو کرد و کاملاً از یافتن پیاز لاله گرانبهایش ناامید شد. تا اینکه به فکرش رسید که سراغ آن را از ملوان بگیرد. ملوان ساده دل نیز که فکرش را هم نمی کرد که بهترین کار برایش گریختن یا مخفی شدن در پناهگاهی است بی خبر از همه جا بر روی طناب های کپه شده نشسته بود و آخرین لقمه های هرنیگ و پیاز لاله دردانه تاجر را می خورد. صبحانه ای که بهای آن از کل درآمد سالیانه تمام خدمه کشتی نیز بیشتر بود. سرانجام کار معلوم است. ملوان را به جرم جنایت روانه زندان کردند و او مدت ها در حبس به سر برد. داستان بعدی درباره گیاه شناس آماتوری است که به طور اتفاقی پیازی را در گلخانه یک هلندی ثروتمند دید و بدون توجه به ارزش آن چاقویش را درآورد و پوشش پیاز را کند و به وارسی آن مشغول شد. لایه به لایه پیاز را جدا می کرد تا اینکه اندازه به یک دوم اندازه اصلی رسید و سپس آن را از وسط به دو نیم کرد و هر بار مشاهداتش را در دفترچه یادداشتش ثبت می کرد. که ناگهان صاحب باغ را با چشم های از حدقه درآمده بالای سر خود یافت. مرد هلندی از گیاه شناس پرسید هیچ می دانی که چه کار کرده ای؟ و او فیلسوفانه پاسخ داد این پیاز بسیار خارق العاده را که نمی دانم نامش چیست، پوست گرفتم. صاحب باغ گفت نامش «آدمیرال فون دریک» و ارزش آن چهار هزار فلورین است و بدین ترتیب گیاه شناس مشتاق دانستن روانه زندان شد تا وقتی که وثیقه ای معادل خسارتی که به بار آورده بود، فراهم کرد و آزاد شد.
«لاله شیدایی» به همان سرعتی که اوج گرفته بود همچون فواره ای که سرانجام آن سقوط است رو به افول گذاشت. پس از افزایش سرسام آور قیمت پیاز لاله در ۱۹۳۷ شیوع طاعون خیارکی و نیز اعلام ورشکستگی تعدادی از تاجران پیاز لاله که نتوانسته بودند قیمت کاذب آن را حفظ کنند، باعث شد تا تب و تاب جنون لاله فروکش کند. طی کمتر از دو ماه بسیاری از سوداگران لاله و غول های اقتصادی که عمدتاً از طبقه سرشناس و اشراف هلند بودند، ورشکسته شدند. خیلی زود گرد و غبار آشفته بازار لاله فرو نشست اما عشق و علاقه مردم هلند به گل های لاله دست نخورده باقی ماند و چیزی از آن کاسته نشد و هلندی ها به آن سرعتی که شیفته گل لاله شده بودند از آن دست برنداشتند چنانکه امروز نیز از پرورش این گل های زیبا و استثنایی که پیشکشی خاورمیانه به آنها است سود سرشاری می برند. البته دل باختن به لاله تنها مختص به هلندی ها نیست و ترک ها مدت ها پیش از این تقریباً هزار سال پس از میلاد لاله ها را کشت می کردند. از این رو عمدتاً تصور می شود که منشأ لاله ترکیه است اما موطن اصلی لاله های وحشی به احتمال بسیار زیاد ایران است. درباره پیدایش لاله افسانه ای است که می گوید فرهاد پس از گرفتار شدن در عشق شیرین و شنیدن پاسخ منفی وی سر به کوه و بیابان گذاشت و آنچنان اندوهگین بود که از هر قطره اشکی که از چشمانش برخاک تفتیده بیابان می چکید، لاله ای سربرآورد. از این رو لاله در نزد ایرانیان نماد عشق ورزی است. لاله سرخ نشانه گرفتار شدن در آتش عشق و لاله زرد نشان ناامیدی و جدایی از عشق است. لاله علاوه بر ایران گل ملی ترکیه نیز هست و تصور می شود که توسط کاروان هایی که از ایران به ترکیه می رفتند به این کشور راه یافته است.
کلمه انگلیسی Tulip(به معنی لاله) نیز که به اشتباه منشاء آن را از زبان ترکی می دانند، احتمالاً از کلمه فارسی توربند به معنی دستاری که بر سر می بستند، مشتق شده است. ترکان نیز رسمی دارند که در آن در چین های دستارشان گل می گذارند. شاید هم این نامگذاری به خاطر شباهت گل های نیمه بسته لاله به دستار صورت گرفته باشد. لاله پیش از راهیابی به ترکیه و از آنجا به اروپا، ابتدا در استپ های غرب و مرکز آسیا و عمدتاً در ایران، ارمنستان و قزاقستان ظهور یافت و سپس در امتداد دریای سیاه و سرتاسر مناطق داخلی مدیترانه و حتی تا چین گسترش یافت. لاله به ویژه در دربار امپراتوری عثمانی و طی دوره طلایی شکوه و عظمت آن از ۱۵۲۰ تا ۱۵۶۶ که قلمروا ش از طرابلس تا خلیج فارس و از آن سو تا مجارستان گسترده شده بود، رواج بسیار داشت و درست در همین زمان بود که «قز لاین دباسبک» سفیر کبیر اتریش از دربار امپراتور فردیناند اول در پادشاهی عثمانی برای نخستین بار لاله را دید. او در اواسط دهه ۱۵۰۰ مجموعه ای از پیازها و بذرهای لاله را از باغ سلطنتی ترکیه به وین فرستاد و تعدادی از آنها را نیز به دوستش کارلوس کلوزیوس بخشید تا باغ گیاهان سلطنتی وین تکمیل شود. در اصل لاله های وحشی توسط ترک ها اهلی شد و نمونه های پرورش یافته آن به وسیله کلوزیوس که رئیس باغ سلطنتی گیاهان دارویی وین بود به هلند راه یافت. کلوزیوس تا پیش از گریختن به هلند (به خاطر محدودیت های مذهبی حاکم بر فضای وین) موفق شده بود تا نخستین لاله های اروپایی را پرورش دهد. او هنگام فرار تعدادی از پیازهای لاله را با خودش به هلند برد و پس از رسیدن به آنجا و تصدی پست ریاست باغ گیاه شناسی دانشگاه لیدن دست به کار کشت و پرورش آنها شد. به زودی لاله ها در شرایط اقلیمی هلند شکوفا شدند و بدین ترتیب صنعتی جدید زاده شد.
تلاش های خستگی ناپذیر هلندی ها طی چهار قرنی که از ورود لاله به این کشور می گذرد باعث به وجود آمدن دورگ های بسیاری شده است تا جایی که اکنون بیش از ۳۵۰۰ واریته مختلف از انواع لاله در هلند کشت و تکثیر می شود. لاله هایی که امروز تولید می شوند با لاله هایی که جنون «لاله شیدایی» را به راه انداخته بودند تا حدی متفاوتند.
آن لاله های جنجال برانگیز از ارقام کنونی کوتاه تر بودند و در عوض گل های درشت تر با گلبرگ های خال مخالی به رنگ های گلگون با ته مایه هایی از سرخ، جگری، زرد، ارغوانی و سفید داشتند که اکنون ما آنها را لاله های «رامبراند» می نامیم. این لاله ها از آن زمان تاکنون موضوع تابلوهای نقاشی بسیاری از نقاشان بزرگ هلند بوده است. به تدریج که هلندی ها درباره کشت و پرورش لاله تجربیات بیشتری به دست آوردند، متوجه شدند که این نوع رنگ بندی خاص لاله های رامبراند در واقع در اثر ابتلای آنها به نوعی ویروس موسوم به «موزائیک لاله» به وجود می آید. بدین ترتیب دو رگ گیران هلندی (دورگ گیر متخصصی است که گل ها را به منظور داشتن ویژگی های خاصی تولید و تکثیر می کند) کوشیدند تا نمونه هایی از این ویروس را وارد گیاهان سالم کنند. لاله رامبراند که داشتن آن زمانی منتهای آرزوی هلندی های بسیاری بود، امروزه در انواع مختلف و زیبا به راحتی در دسترس همگان است.
تلاش های هلندی ها برای تولید و تکثیر انواع لاله اگرچه در ابتدا شکلی جنون آمیز و سوداگرانه داشت اما به تدریج طی چهار قرن گذشته به شکل یک رابطه عاشقانه پایدار و ۴۰۰ساله درآمد. هلندی ها از همان ابتدا شاید به خاطر نحوه ورود لاله به این کشور از طریق یک دانشمند و کشت آن در باغ دانشگاهی همواره نسبت به طبقه بندی و نگهداری از گونه های اصلی و هیبریدهایشان دقت و وسواس زیادی داشته اند. از این رو نزدیک به یک قرن پیش با تشکیل سازمانی به نام «انجمن پرورش دهندگان پیاز هلند» درصدد نظارت بر تولید لاله و اعمال استانداردهایی بر این صنعت برآمدند و بخشی از این تلاش ها ایجاد موزه ای از گل های پیازدار است. این موزه که شامل مجموعه ای بسیار متنوع از گیاهان پیاز دار کاشته شده است خزانه ژنی موجود را برای استفاده دو رگ گیران امروزی حفظ کرده است. در این موزه هنوز این امکان وجود دارد که بتوانیم یکی از هیبریدهای اصلی کلوزیوس با نام «دوک فون تول» که در ۱۵۹۵ ایجاد شد را زنده و شاداب ببینیم. ارقام قدیمی لاله معمولاً دارای گل های رنگارنگ، براق و درخشان بودند و برخی از آنها که جنون لاله شیدایی را به راه انداختند الگوهای پرمانند بر روی گلبرگ هایشان داشتند که در نتیجه ابتلا به ویروس موزائیک به وجود می آمدند. این ویروس توسط حشره ای آفت به نام Myzus persica منتقل می شد که امروزه تقریباً ریشه کن شده است. اما ارقام جدید لاله دارای الگوی رنگ بندی چندتایی اند که در نتیجه تغییراتی طبیعی در کم و زیاد شدن میزان رنگدانه های گل به وجود می آید. به نظر می رسد که هلندی ها تا ابد دست از لاله برنمی دارند و ما باید همواره منتظر خلق لاله های زیبا و باشکوه بیشتری باشیم.

منابع:
  • روزنامه شرق

خلاصه اكنون قرن هفدهم و اینجا هلند است. درآمد متوسط مردم از ۱۵۰ گیلدر در سال فراتر نمی رود اما آنها حاضرند چند هزار گیلدر تنها برای یك پیاز لاله بپردازند. اینجا بخت پولدار شدن در یك چشم بر هم زدن به طرزی باورنكردنی افزایش می یابد. مردم فقیر ناگهان ثروتمند و ثروتمندان پولدارتر می شوند بدون اینكه حتی یك روز برای چنین ثروت هنگفتی كار كرده باشند و به همین دلیل نیز ممكن است حاصل تلاش یك عمر یا حتی چند نسل را یك شبه از دست بدهند. تقریباً هیچ چیز جلودار كسب و كار عنان گسیخته سوداگران پیاز لاله نیست.

لاله احتمالاً در پاییز ۱۵۹۳ وارد هلند شد و به زودی به عنوان یک کالای بسیار لوکس مایه مباهات و فخرفروشی نجیب زادگان و اشراف به یکدیگر شد. این وضعیت که یک گل خارجی تبدیل به نماد قدرت و فخر نجیب زادگان شود، کاملاً بی سابقه است. به زودی طبقات متوسط جامعه از موقعیت پیش آمده به عنوان یک فرصت طلایی برای پولدار شدن استفاده کردند و همگی به سوی این کار هجوم آوردند. و کار را به جایی رساندند که پیازهای رشد نکرده و برداشت نشده نیز خرید و فروش می شد در حالی که همیشه این احتمال وجود داشت که پیاز مزبور پوسیده یا نامرغوب باشد.
پیازها را معمولاً به وزن می فروختند و قیمت پیازهایی که هنوز در خاک بودند حتی از این قاعده نیز پیروی نمی کرد. تمام کاری که خریدار این گنج کوچک می بایست انجام دهد این بود که پیازش را بکارد و منتظر بماند. خرید و فروش پیازی که هنوز گلش معلوم نبود به درستی «تجارت باد» نام گرفت. سوداگران لاله بدین ترتیب می توانستند معادل ۶۰ هزار فلورین (تقریباً ۴۴ هزار دلار) در ماه پول دربیاورند. این رقم حتی با استانداردهای قرن حاضر نیز بسیار چشمگیر است. این مقدار پول کافی بود تا به راحتی عقل از سر آدم برباید و بدین ترتیب بود که خرده کاسب ها دل به دریا زدند و جواهرات خانوادگی را بر باد دادند. و البته برخی نیز ره صدساله را یک شبه پیمودند. «لاله شیدایی» به ویژه در فاصله نوامبر ۱۶۳۶ تا فوریه ۱۶۳۷ به حد اعلای خود رسید. به عنوان مثال قیمت نوعی پیاز لاله کمیاب به نام «سمپر آگوستوس» در ۱۶۲۳ به هزار گیلدر، در ۱۶۲۴ به ۱۲۰۰ گیلدر و در ۱۶۲۵ به ۲۰۰۰ گیلدر رسید و در ۱۹۳۷ تا ۵۵۰۰ گیلدر (برابر با ۵۰ هزار دلار طلای آمریکا) نیز معامله شد. پیاز دیگری در فوریه ۱۹۳۶ به قیمت ۶۷۰۰ گیلدر فروخته شد که این مبلغ برای خرید یک خانه ویلایی کنار رودخانه در آمستردام همراه با باغ و کالسکه کفایت می کرد. بدون تردید این حد از «لاله شیدایی» باعث رویداد حوادث عجیب و غریبی می شود که یکی از آنها حکایت ملوان بخت برگشته ای است که می بایست مال التجاره بازرگانی را برایش می آورد. این تاجر توانگر که به لاله هایش بسیار می بالید منتظر رسیدن محموله ای ارزشمند از کشورهای حاشیه شرقی مدیترانه بود که ملوانی خبر رسیدن مال التجاره را برایش آورد و خود را مسئول عدل ها معرفی کرد. بازرگان به پاداش این کار نیک مقداری ماهی هرنیگ اعلا به عنوان صبحانه به وی هدیه داد _ ملوان نیز که علاقه ای بسیار به خوردن پیاز داشت در بین پارچه های ابریشمی و مخمل های گرانبهای تاجر، پیازی بسیار شبیه به پیاز خوراکی دید و بدون لحظه ای درنگ آن را برداشت تا با صبحانه اش به عنوان چاشنی میل کند غافل از اینکه این پیاز «سمپر آگوستوس» سه هزار فلورین می ارزد. مال التجاره را به دست بازرگان رساند و خداحافظی کرد. بازرگان هر چه بیشتر در بین کالاها جست وجو می کرد کمتر می یافت. چندین مال التجاره اش را زیر و رو کرد و کاملاً از یافتن پیاز لاله گرانبهایش ناامید شد. تا اینکه به فکرش رسید که سراغ آن را از ملوان بگیرد. ملوان ساده دل نیز که فکرش را هم نمی کرد که بهترین کار برایش گریختن یا مخفی شدن در پناهگاهی است بی خبر از همه جا بر روی طناب های کپه شده نشسته بود و آخرین لقمه های هرنیگ و پیاز لاله دردانه تاجر را می خورد. صبحانه ای که بهای آن از کل درآمد سالیانه تمام خدمه کشتی نیز بیشتر بود. سرانجام کار معلوم است. ملوان را به جرم جنایت روانه زندان کردند و او مدت ها در حبس به سر برد. داستان بعدی درباره گیاه شناس آماتوری است که به طور اتفاقی پیازی را در گلخانه یک هلندی ثروتمند دید و بدون توجه به ارزش آن چاقویش را درآورد و پوشش پیاز را کند و به وارسی آن مشغول شد. لایه به لایه پیاز را جدا می کرد تا اینکه اندازه به یک دوم اندازه اصلی رسید و سپس آن را از وسط به دو نیم کرد و هر بار مشاهداتش را در دفترچه یادداشتش ثبت می کرد. که ناگهان صاحب باغ را با چشم های از حدقه درآمده بالای سر خود یافت. مرد هلندی از گیاه شناس پرسید هیچ می دانی که چه کار کرده ای؟ و او فیلسوفانه پاسخ داد این پیاز بسیار خارق العاده را که نمی دانم نامش چیست، پوست گرفتم. صاحب باغ گفت نامش «آدمیرال فون دریک» و ارزش آن چهار هزار فلورین است و بدین ترتیب گیاه شناس مشتاق دانستن روانه زندان شد تا وقتی که وثیقه ای معادل خسارتی که به بار آورده بود، فراهم کرد و آزاد شد.
«لاله شیدایی» به همان سرعتی که اوج گرفته بود همچون فواره ای که سرانجام آن سقوط است رو به افول گذاشت. پس از افزایش سرسام آور قیمت پیاز لاله در ۱۹۳۷ شیوع طاعون خیارکی و نیز اعلام ورشکستگی تعدادی از تاجران پیاز لاله که نتوانسته بودند قیمت کاذب آن را حفظ کنند، باعث شد تا تب و تاب جنون لاله فروکش کند. طی کمتر از دو ماه بسیاری از سوداگران لاله و غول های اقتصادی که عمدتاً از طبقه سرشناس و اشراف هلند بودند، ورشکسته شدند. خیلی زود گرد و غبار آشفته بازار لاله فرو نشست اما عشق و علاقه مردم هلند به گل های لاله دست نخورده باقی ماند و چیزی از آن کاسته نشد و هلندی ها به آن سرعتی که شیفته گل لاله شده بودند از آن دست برنداشتند چنانکه امروز نیز از پرورش این گل های زیبا و استثنایی که پیشکشی خاورمیانه به آنها است سود سرشاری می برند. البته دل باختن به لاله تنها مختص به هلندی ها نیست و ترک ها مدت ها پیش از این تقریباً هزار سال پس از میلاد لاله ها را کشت می کردند. از این رو عمدتاً تصور می شود که منشأ لاله ترکیه است اما موطن اصلی لاله های وحشی به احتمال بسیار زیاد ایران است. درباره پیدایش لاله افسانه ای است که می گوید فرهاد پس از گرفتار شدن در عشق شیرین و شنیدن پاسخ منفی وی سر به کوه و بیابان گذاشت و آنچنان اندوهگین بود که از هر قطره اشکی که از چشمانش برخاک تفتیده بیابان می چکید، لاله ای سربرآورد. از این رو لاله در نزد ایرانیان نماد عشق ورزی است. لاله سرخ نشانه گرفتار شدن در آتش عشق و لاله زرد نشان ناامیدی و جدایی از عشق است. لاله علاوه بر ایران گل ملی ترکیه نیز هست و تصور می شود که توسط کاروان هایی که از ایران به ترکیه می رفتند به این کشور راه یافته است.
کلمه انگلیسی Tulip(به معنی لاله) نیز که به اشتباه منشاء آن را از زبان ترکی می دانند، احتمالاً از کلمه فارسی توربند به معنی دستاری که بر سر می بستند، مشتق شده است. ترکان نیز رسمی دارند که در آن در چین های دستارشان گل می گذارند. شاید هم این نامگذاری به خاطر شباهت گل های نیمه بسته لاله به دستار صورت گرفته باشد. لاله پیش از راهیابی به ترکیه و از آنجا به اروپا، ابتدا در استپ های غرب و مرکز آسیا و عمدتاً در ایران، ارمنستان و قزاقستان ظهور یافت و سپس در امتداد دریای سیاه و سرتاسر مناطق داخلی مدیترانه و حتی تا چین گسترش یافت. لاله به ویژه در دربار امپراتوری عثمانی و طی دوره طلایی شکوه و عظمت آن از ۱۵۲۰ تا ۱۵۶۶ که قلمروا ش از طرابلس تا خلیج فارس و از آن سو تا مجارستان گسترده شده بود، رواج بسیار داشت و درست در همین زمان بود که «قز لاین دباسبک» سفیر کبیر اتریش از دربار امپراتور فردیناند اول در پادشاهی عثمانی برای نخستین بار لاله را دید. او در اواسط دهه ۱۵۰۰ مجموعه ای از پیازها و بذرهای لاله را از باغ سلطنتی ترکیه به وین فرستاد و تعدادی از آنها را نیز به دوستش کارلوس کلوزیوس بخشید تا باغ گیاهان سلطنتی وین تکمیل شود. در اصل لاله های وحشی توسط ترک ها اهلی شد و نمونه های پرورش یافته آن به وسیله کلوزیوس که رئیس باغ سلطنتی گیاهان دارویی وین بود به هلند راه یافت. کلوزیوس تا پیش از گریختن به هلند (به خاطر محدودیت های مذهبی حاکم بر فضای وین) موفق شده بود تا نخستین لاله های اروپایی را پرورش دهد. او هنگام فرار تعدادی از پیازهای لاله را با خودش به هلند برد و پس از رسیدن به آنجا و تصدی پست ریاست باغ گیاه شناسی دانشگاه لیدن دست به کار کشت و پرورش آنها شد. به زودی لاله ها در شرایط اقلیمی هلند شکوفا شدند و بدین ترتیب صنعتی جدید زاده شد.
تلاش های خستگی ناپذیر هلندی ها طی چهار قرنی که از ورود لاله به این کشور می گذرد باعث به وجود آمدن دورگ های بسیاری شده است تا جایی که اکنون بیش از ۳۵۰۰ واریته مختلف از انواع لاله در هلند کشت و تکثیر می شود. لاله هایی که امروز تولید می شوند با لاله هایی که جنون «لاله شیدایی» را به راه انداخته بودند تا حدی متفاوتند.
آن لاله های جنجال برانگیز از ارقام کنونی کوتاه تر بودند و در عوض گل های درشت تر با گلبرگ های خال مخالی به رنگ های گلگون با ته مایه هایی از سرخ، جگری، زرد، ارغوانی و سفید داشتند که اکنون ما آنها را لاله های «رامبراند» می نامیم. این لاله ها از آن زمان تاکنون موضوع تابلوهای نقاشی بسیاری از نقاشان بزرگ هلند بوده است. به تدریج که هلندی ها درباره کشت و پرورش لاله تجربیات بیشتری به دست آوردند، متوجه شدند که این نوع رنگ بندی خاص لاله های رامبراند در واقع در اثر ابتلای آنها به نوعی ویروس موسوم به «موزائیک لاله» به وجود می آید. بدین ترتیب دو رگ گیران هلندی (دورگ گیر متخصصی است که گل ها را به منظور داشتن ویژگی های خاصی تولید و تکثیر می کند) کوشیدند تا نمونه هایی از این ویروس را وارد گیاهان سالم کنند. لاله رامبراند که داشتن آن زمانی منتهای آرزوی هلندی های بسیاری بود، امروزه در انواع مختلف و زیبا به راحتی در دسترس همگان است.
تلاش های هلندی ها برای تولید و تکثیر انواع لاله اگرچه در ابتدا شکلی جنون آمیز و سوداگرانه داشت اما به تدریج طی چهار قرن گذشته به شکل یک رابطه عاشقانه پایدار و ۴۰۰ساله درآمد. هلندی ها از همان ابتدا شاید به خاطر نحوه ورود لاله به این کشور از طریق یک دانشمند و کشت آن در باغ دانشگاهی همواره نسبت به طبقه بندی و نگهداری از گونه های اصلی و هیبریدهایشان دقت و وسواس زیادی داشته اند. از این رو نزدیک به یک قرن پیش با تشکیل سازمانی به نام «انجمن پرورش دهندگان پیاز هلند» درصدد نظارت بر تولید لاله و اعمال استانداردهایی بر این صنعت برآمدند و بخشی از این تلاش ها ایجاد موزه ای از گل های پیازدار است. این موزه که شامل مجموعه ای بسیار متنوع از گیاهان پیاز دار کاشته شده است خزانه ژنی موجود را برای استفاده دو رگ گیران امروزی حفظ کرده است. در این موزه هنوز این امکان وجود دارد که بتوانیم یکی از هیبریدهای اصلی کلوزیوس با نام «دوک فون تول» که در ۱۵۹۵ ایجاد شد را زنده و شاداب ببینیم. ارقام قدیمی لاله معمولاً دارای گل های رنگارنگ، براق و درخشان بودند و برخی از آنها که جنون لاله شیدایی را به راه انداختند الگوهای پرمانند بر روی گلبرگ هایشان داشتند که در نتیجه ابتلا به ویروس موزائیک به وجود می آمدند. این ویروس توسط حشره ای آفت به نام Myzus persica منتقل می شد که امروزه تقریباً ریشه کن شده است. اما ارقام جدید لاله دارای الگوی رنگ بندی چندتایی اند که در نتیجه تغییراتی طبیعی در کم و زیاد شدن میزان رنگدانه های گل به وجود می آید. به نظر می رسد که هلندی ها تا ابد دست از لاله برنمی دارند و ما باید همواره منتظر خلق لاله های زیبا و باشکوه بیشتری باشیم.

منابع:
  • روزنامه شرق
1393/09/16 از نهایت‌نگر
0
/
8
یک دقیقه وقت دارید؟
شما تنها یک قدم با به اشتراک گذاشتن اولین ایده خود فاصله دارید. برای انتشار مطالب خود در ارشن، لطفا ثبت‌نام خود را تکمیل کرده و شماره‌ی همراه خود را فعال نمایید.
تکمیل پروفایل
نمایش {{content.commentsTotal - content.comments.length}} نظر قبلی
علت امتیاز منفی

×
بله
خیر
تغییرات شاخص
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
وضعیت بازار : {{closedTitle(tepix.isClosed)}}
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
فرابورس
{{absValueChange(tepix.faraBourseChange)}}
{{tepix.faraBourseIndex}}
شاخص 50 شرکت
{{absValueChange(tepix.companyFiftyChange)}}
{{tepix.companyFiftyIndex}}
شاخص آزاد شناور
{{absValueChange(tepix.freeFloatChange)}}
{{tepix.freeFloatIndex}}
شاخص مالی
{{absValueChange(tepix.financialChange)}}
{{tepix.financialIndex}}
شاخص صنعت
{{absValueChange(tepix.indastryChange)}}
{{tepix.indastryIndex}}
2222
33333