رسانه اجتماعی - تحلیلی بازار سرمایه
مطالب الهام کاظمی
...
الهام کاظمی
@e.kazemi2011
101

عنوان بلاگ : استراتژی های جلوگیری از ضرر در بازار سهام
دسته : بورس اوراق بهادار


خلاصه باید با این حقیقت رو به رو شویم که اغلب مردم نمی‌دانند چه زمانی باید سهامی ‌که ارزش خود را از دست می‌دهد بفروشند. بیشتر افراد در چنین شرایطی قادر به تصمیم‌گیری نیستند و از خود می‌پرسند "آیا باید دارایی خود را نگه دارم و امیدوار باقی بمانم یا باید از همین جا جلوی ضرر را بگیرم؟"

باید با این حقیقت رو به رو شویم که اغلب مردم نمی دانند چه زمانی باید سهامی که ارزش خود را از دست می دهد بفروشند. بیشتر افراد در چنین شرایطی قادر به تصمیم گیری نیستند و از خود می پرسند "آیا باید دارایی خود را نگه دارم و امیدوار باقی بمانم یا باید از همین جا جلوی ضرر را بگیرم؟"

این حالت بی تصمیمی، اغلب دائمی است و آن قدر ادامه پیدا می کند که فرد به خودش می گوید "دیگر برای فروش خیلی دیر شده است."
یکی از دوستان خوب من به خاطر این که دائم به خود می گفت «برای فروش خیلی دیر شده» تمام آنچه را که داشت از دست داد. وی با توجه به توصیه های دوستش مبلغ قابل توجهی سهام خرید. چیزی نگذشت که ارزش این سهم ها نصف شد و اما باز همان دوست که با بازار آشنایی داشت توصیه کرد که همچنان باید از همان سهم خرید. دوست من هم همین کار را کرد. وی خیلی دیر خرید این سهام را متوقف کرد و تمام پولش را از دست داد.

شاید چنین چیزی برای شما هم پیش آمده باشد. بعد از این که مقاله امروز را خواندید، اگر توصیه من را در نظر بگیرید از حالت بی تصمیمی خارج می شوید. در این صورت دیگر وقتی سر به بالین می گذارید، نگران این نیستید که فردا بازار به چه سمتی خواهد رفت؛ زیرا بر خلاف دیگر سرمایه گذاران، طبق برنامه می دانید که چه زمانی باید از بازار خارج شوید و چه زمانی باید منتظر سود های احتمالی بمانید.
خرید سهام آسان است. هزاران تئوری در مورد این که چه زمانی و چرا باید سهم خرید وجود دارد؛ اما زمانی که بحث پول درآوردن می شود، خرید تنها نیمی از مسائل را حل می کند.

هیچ کس راجع به قسمت سخت کار یعنی زمان مناسب برای فروش چیزی نمی داند.

من می خواهم شما بدانید برای این که با موفقیت سرمایه گذاری کنید، باید همان طور که برای ورود به بازار تحقیق و تامل می کنید، برای خروج از بازار نیز استراتژی تعیین کنید.

چطور کسب و کارها را ارزیابی کنیم؟

در انواع کسب و کارها و سهام، باید یک برنامه و یک استراتژی خروج داشته باشید. در این صورت می دانید که دقیقا کی باید به بازار وارد شده و چه زمانی از بازار خارج شوید. استراتژی ای که من می خواهم به شما نشان دهم این اجازه را می دهد که تا زمانی که در بازار هستید سود کرده و ضررهای خود را حداقل کنید، اما قبل از آنکه استراتژی خاصی را پیش بگیرید به مثال زیر توجه کنید:
بیایید فکر کنیم که شما در ایالات متحده در کسب و کار فروش لباس های اسپرت فعالیت می کنید. شما پول زیادی از این راه به دست آورده اید و حالا می خواهید در باهاماس شانس خود را امتحان کنید. شما اندازه بازار را در نظر می گیرید و متوجه می شوید که می توانید در دو بازار لباس گلف و لباس شنا به منفعت برسید. واضح است که این دو محصول دو بازار متفاوت را هدف می گیرند.
شما در هر کدام از این بازارها 100000 دلار سرمایه گذاری می کنید. در انتهای سال اول، لباس های گلف 20000 دلار سود داده اند. اما لباس های شنا 20000 دلار ضرر داده اند. شما دقیقا نمی دانید که چرا چنین وضعیتی ایجاد شده برای همین در طرح ها و بازاریابی کالای خود تغییراتی ایجاد کرده و یک سال دیگر را هم به همین نحو ادامه می دهید.

در سال بعد همین اتفاق تکرار می شود. شما یک ۲۰۰۰۰ دلار دیگر روی لباس های گلف به دست می آورید و ۲۰۰۰۰ دلار هم در بازار لباس شنا ضرر می دهید. پس از دو سال می توان با اطمینان گفت که کسب و کار فروش لباس گلف جواب داده و کسب و کار فروش لباس شنا شکست خورده است.

حال بیایید فرض کنیم که شما آماده اید که در یکی از این کسب و کارها ۱۰۰۰۰۰ دلار دیگر سرمایه گذاری کنید. واضح است که کدام بازار را انتخاب می کنید. شما به عنوان صاحب کسب و کار تصمیم می گیرید که در صنعت موفق بیشتر سرمایه گذاری کنید؛ اما همان طور که خواهید دید این دقیقا کاری است که ۹۹ درصد سرمایه گذاران آمریکایی انجام نمی دهند.

چطور سهام خود را ارزیابی کنیم؟

بگذارید ابتدا یک سوال را مطرح کنم. «مالک سهام» بودن دقیقا به چه معنی است؟ این سوال هیچ نکته انحرافی ای ندارد. مالکیت سهام به این معنی است که شما مالک جزئی از یک شرکت هستید. این مالکیت را می توان با مالکیت یک شرکت فروش لباس اسپرت مقایسه کرد.
با این که مالکیت یک شرکت با مالک سهام یک بنگاه بودن تفاوت بنیادی ندارد، رفتار اغلب افراد در قبال این دو مالکیت متضاد است.
حال فرض کنیم شما سهام شرکت های فروش لباس های ورزشی را خریداری کرده اید. سهام هر کدام از این شرکت ها 10 دلار فروخته می شود. در انتهای سال اول، ارزش سهام شرکت لباس گلف که سودده است به 12 دلار می رسد و ارزش سهام شرکت لباس شنا به 8 دلار افت می کند. در انتهای سال دوم نیز سهام شرکت فروش لباس گلف به 14 دلار می رسد و ارزش سهام شرکت فروش لباس شنا به 6 دلار کاهش پیدا می کند.

ترجیح می دهید که کدام سهم را داشته باشید؟

با وجودی که می دانید باید بر اساس مثال مربوط به کسب و کار سهام برنده را بخرید، اغلب سرمایه گذاران طور دیگری رفتار می کنند. آنها پول ارزشمند خود را صرف خرید سهام بد می کنند به این امید که اوضاع برگردد. آنها سهام بازنده را خریداری می کنند.

استراتژی توقف ضرر

22

من معتقدم که در بازار سهام و در کسب و کارها هر کسی باید یک استراتژی خروج داشته باشد تا بتواند جلوی ضررهای بیشتر را بگیرد. اگر شما این قانون را در دستور کار قرار دهید، شانس خوبی برای موفقیت خواهید داشت. در غیر این صورت، شکست خواهید خورد.
استراتژی خروجی مورد نظر من بسیار ساده است. من زمانی که ببینم سهمم سقوط می کند از استراتژی خروجم استفاده می کنم تا از خودم حفاظت کنم. مهمترین عنصر در این استراتژی قانون 25 درصد است. من زمانی که ارزش یک سهم 25 درصد نسبت به ارزش ماکزیمم اش کاهش پیدا کند سهام خود را می فروشم. برای مثال، اگر من یک سهام را در قیمت 50 دلار بخرم و این سهم تا 100 دلار افزایش ارزش پیدا کند، زمانی آن را می فروشم که از 75 دلار ارزان تر شود.

نگذارید ضررهایتان به ضررهای بزرگ تبدیل شوند

با استراتژی خروج می توان فهمید که من چه زمانی از بازار لباس های ورزشی خارج می شوم. به یاد آورید که سهم این شرکت بلافاصله بعد از آن که آن را به قیمت ۱۰ دلار خریدم کاهش ارزش پیدا کرد. من صبر نمی کنم تا قیمت این سهم به ۶ دلار کاهش پیدا کند بلکه آن را زمانی که به ۷.۵۰ دلار برسد می فروشم.

در واقع اگر قیمت سهام به ۸ دلار کاهش یابد شما فقط به ۲۵ درصد افزایش ارزش نیاز دارید که به همان جایی برگردید که بودید، اما اگر بگذارید که سهمتان به ۵ دلار کاهش پیدا کند باید منتظر باشید ارزش آن ۱۰۰ درصد افزایش پیدا کند تا ضررتان جبران شود. احتمال این امر بسیار کم است.

اما چه چیزی در مورد رقم ۲۵ درصد این قدر جادویی است؟ در واقع هیچ چیز. مهم نظم است. بسیاری از معامله گران حرفه ای از معیارهای سفت و سخت تری استفاده می کنند.

خلاصه آنکه من می خواهم بگویم شما هرگز نمی خواهید در موقعیتی قرار بگیرید که سهامتان ۵۰ درصد ارزش خریدش را از دست بدهد، چون در این صورت ارزش سهامتان باید ۱۰۰ درصد یا بیشتر افزایش یابد تا به جایی که بودید برگردید. بله با استفاده از استراتژی خروج می توانید از چنین وضعیتی اجتناب کنید.


استیو جاگراد

منابع:
  • http://www.boursekala.com/talar/viewtopic.php

خلاصه باید با این حقیقت رو به رو شویم که اغلب مردم نمی‌دانند چه زمانی باید سهامی ‌که ارزش خود را از دست می‌دهد بفروشند. بیشتر افراد در چنین شرایطی قادر به تصمیم‌گیری نیستند و از خود می‌پرسند "آیا باید دارایی خود را نگه دارم و امیدوار باقی بمانم یا باید از همین جا جلوی ضرر را بگیرم؟"

باید با این حقیقت رو به رو شویم که اغلب مردم نمی دانند چه زمانی باید سهامی که ارزش خود را از دست می دهد بفروشند. بیشتر افراد در چنین شرایطی قادر به تصمیم گیری نیستند و از خود می پرسند "آیا باید دارایی خود را نگه دارم و امیدوار باقی بمانم یا باید از همین جا جلوی ضرر را بگیرم؟"

این حالت بی تصمیمی، اغلب دائمی است و آن قدر ادامه پیدا می کند که فرد به خودش می گوید "دیگر برای فروش خیلی دیر شده است."
یکی از دوستان خوب من به خاطر این که دائم به خود می گفت «برای فروش خیلی دیر شده» تمام آنچه را که داشت از دست داد. وی با توجه به توصیه های دوستش مبلغ قابل توجهی سهام خرید. چیزی نگذشت که ارزش این سهم ها نصف شد و اما باز همان دوست که با بازار آشنایی داشت توصیه کرد که همچنان باید از همان سهم خرید. دوست من هم همین کار را کرد. وی خیلی دیر خرید این سهام را متوقف کرد و تمام پولش را از دست داد.

شاید چنین چیزی برای شما هم پیش آمده باشد. بعد از این که مقاله امروز را خواندید، اگر توصیه من را در نظر بگیرید از حالت بی تصمیمی خارج می شوید. در این صورت دیگر وقتی سر به بالین می گذارید، نگران این نیستید که فردا بازار به چه سمتی خواهد رفت؛ زیرا بر خلاف دیگر سرمایه گذاران، طبق برنامه می دانید که چه زمانی باید از بازار خارج شوید و چه زمانی باید منتظر سود های احتمالی بمانید.
خرید سهام آسان است. هزاران تئوری در مورد این که چه زمانی و چرا باید سهم خرید وجود دارد؛ اما زمانی که بحث پول درآوردن می شود، خرید تنها نیمی از مسائل را حل می کند.

هیچ کس راجع به قسمت سخت کار یعنی زمان مناسب برای فروش چیزی نمی داند.

من می خواهم شما بدانید برای این که با موفقیت سرمایه گذاری کنید، باید همان طور که برای ورود به بازار تحقیق و تامل می کنید، برای خروج از بازار نیز استراتژی تعیین کنید.

چطور کسب و کارها را ارزیابی کنیم؟

در انواع کسب و کارها و سهام، باید یک برنامه و یک استراتژی خروج داشته باشید. در این صورت می دانید که دقیقا کی باید به بازار وارد شده و چه زمانی از بازار خارج شوید. استراتژی ای که من می خواهم به شما نشان دهم این اجازه را می دهد که تا زمانی که در بازار هستید سود کرده و ضررهای خود را حداقل کنید، اما قبل از آنکه استراتژی خاصی را پیش بگیرید به مثال زیر توجه کنید:
بیایید فکر کنیم که شما در ایالات متحده در کسب و کار فروش لباس های اسپرت فعالیت می کنید. شما پول زیادی از این راه به دست آورده اید و حالا می خواهید در باهاماس شانس خود را امتحان کنید. شما اندازه بازار را در نظر می گیرید و متوجه می شوید که می توانید در دو بازار لباس گلف و لباس شنا به منفعت برسید. واضح است که این دو محصول دو بازار متفاوت را هدف می گیرند.
شما در هر کدام از این بازارها 100000 دلار سرمایه گذاری می کنید. در انتهای سال اول، لباس های گلف 20000 دلار سود داده اند. اما لباس های شنا 20000 دلار ضرر داده اند. شما دقیقا نمی دانید که چرا چنین وضعیتی ایجاد شده برای همین در طرح ها و بازاریابی کالای خود تغییراتی ایجاد کرده و یک سال دیگر را هم به همین نحو ادامه می دهید.

در سال بعد همین اتفاق تکرار می شود. شما یک ۲۰۰۰۰ دلار دیگر روی لباس های گلف به دست می آورید و ۲۰۰۰۰ دلار هم در بازار لباس شنا ضرر می دهید. پس از دو سال می توان با اطمینان گفت که کسب و کار فروش لباس گلف جواب داده و کسب و کار فروش لباس شنا شکست خورده است.

حال بیایید فرض کنیم که شما آماده اید که در یکی از این کسب و کارها ۱۰۰۰۰۰ دلار دیگر سرمایه گذاری کنید. واضح است که کدام بازار را انتخاب می کنید. شما به عنوان صاحب کسب و کار تصمیم می گیرید که در صنعت موفق بیشتر سرمایه گذاری کنید؛ اما همان طور که خواهید دید این دقیقا کاری است که ۹۹ درصد سرمایه گذاران آمریکایی انجام نمی دهند.

چطور سهام خود را ارزیابی کنیم؟

بگذارید ابتدا یک سوال را مطرح کنم. «مالک سهام» بودن دقیقا به چه معنی است؟ این سوال هیچ نکته انحرافی ای ندارد. مالکیت سهام به این معنی است که شما مالک جزئی از یک شرکت هستید. این مالکیت را می توان با مالکیت یک شرکت فروش لباس اسپرت مقایسه کرد.
با این که مالکیت یک شرکت با مالک سهام یک بنگاه بودن تفاوت بنیادی ندارد، رفتار اغلب افراد در قبال این دو مالکیت متضاد است.
حال فرض کنیم شما سهام شرکت های فروش لباس های ورزشی را خریداری کرده اید. سهام هر کدام از این شرکت ها 10 دلار فروخته می شود. در انتهای سال اول، ارزش سهام شرکت لباس گلف که سودده است به 12 دلار می رسد و ارزش سهام شرکت لباس شنا به 8 دلار افت می کند. در انتهای سال دوم نیز سهام شرکت فروش لباس گلف به 14 دلار می رسد و ارزش سهام شرکت فروش لباس شنا به 6 دلار کاهش پیدا می کند.

ترجیح می دهید که کدام سهم را داشته باشید؟

با وجودی که می دانید باید بر اساس مثال مربوط به کسب و کار سهام برنده را بخرید، اغلب سرمایه گذاران طور دیگری رفتار می کنند. آنها پول ارزشمند خود را صرف خرید سهام بد می کنند به این امید که اوضاع برگردد. آنها سهام بازنده را خریداری می کنند.

استراتژی توقف ضرر

22

من معتقدم که در بازار سهام و در کسب و کارها هر کسی باید یک استراتژی خروج داشته باشد تا بتواند جلوی ضررهای بیشتر را بگیرد. اگر شما این قانون را در دستور کار قرار دهید، شانس خوبی برای موفقیت خواهید داشت. در غیر این صورت، شکست خواهید خورد.
استراتژی خروجی مورد نظر من بسیار ساده است. من زمانی که ببینم سهمم سقوط می کند از استراتژی خروجم استفاده می کنم تا از خودم حفاظت کنم. مهمترین عنصر در این استراتژی قانون 25 درصد است. من زمانی که ارزش یک سهم 25 درصد نسبت به ارزش ماکزیمم اش کاهش پیدا کند سهام خود را می فروشم. برای مثال، اگر من یک سهام را در قیمت 50 دلار بخرم و این سهم تا 100 دلار افزایش ارزش پیدا کند، زمانی آن را می فروشم که از 75 دلار ارزان تر شود.

نگذارید ضررهایتان به ضررهای بزرگ تبدیل شوند

با استراتژی خروج می توان فهمید که من چه زمانی از بازار لباس های ورزشی خارج می شوم. به یاد آورید که سهم این شرکت بلافاصله بعد از آن که آن را به قیمت ۱۰ دلار خریدم کاهش ارزش پیدا کرد. من صبر نمی کنم تا قیمت این سهم به ۶ دلار کاهش پیدا کند بلکه آن را زمانی که به ۷.۵۰ دلار برسد می فروشم.

در واقع اگر قیمت سهام به ۸ دلار کاهش یابد شما فقط به ۲۵ درصد افزایش ارزش نیاز دارید که به همان جایی برگردید که بودید، اما اگر بگذارید که سهمتان به ۵ دلار کاهش پیدا کند باید منتظر باشید ارزش آن ۱۰۰ درصد افزایش پیدا کند تا ضررتان جبران شود. احتمال این امر بسیار کم است.

اما چه چیزی در مورد رقم ۲۵ درصد این قدر جادویی است؟ در واقع هیچ چیز. مهم نظم است. بسیاری از معامله گران حرفه ای از معیارهای سفت و سخت تری استفاده می کنند.

خلاصه آنکه من می خواهم بگویم شما هرگز نمی خواهید در موقعیتی قرار بگیرید که سهامتان ۵۰ درصد ارزش خریدش را از دست بدهد، چون در این صورت ارزش سهامتان باید ۱۰۰ درصد یا بیشتر افزایش یابد تا به جایی که بودید برگردید. بله با استفاده از استراتژی خروج می توانید از چنین وضعیتی اجتناب کنید.


استیو جاگراد

منابع:
  • http://www.boursekala.com/talar/viewtopic.php
1394/03/10 از نهایت‌نگر
0
/
13
یک دقیقه وقت دارید؟
شما تنها یک قدم با به اشتراک گذاشتن اولین ایده خود فاصله دارید. برای انتشار مطالب خود در ارشن، لطفا ثبت‌نام خود را تکمیل کرده و شماره‌ی همراه خود را فعال نمایید.
تکمیل پروفایل
نمایش {{content.commentsTotal - content.comments.length}} نظر قبلی
علت امتیاز منفی

×
بله
خیر
تغییرات شاخص
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
وضعیت بازار : {{closedTitle(tepix.isClosed)}}
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
فرابورس
{{absValueChange(tepix.faraBourseChange)}}
{{tepix.faraBourseIndex}}
شاخص 50 شرکت
{{absValueChange(tepix.companyFiftyChange)}}
{{tepix.companyFiftyIndex}}
شاخص آزاد شناور
{{absValueChange(tepix.freeFloatChange)}}
{{tepix.freeFloatIndex}}
شاخص مالی
{{absValueChange(tepix.financialChange)}}
{{tepix.financialIndex}}
شاخص صنعت
{{absValueChange(tepix.indastryChange)}}
{{tepix.indastryIndex}}
2222
33333