رسانه اجتماعی - تحلیلی بازار سرمایه
...
ناصر صنوبر
@nsanoubar
772

عنوان بلاگ : مفهوم ریسک، انواع و سنجه¬های آن
دسته : آموزشی


خلاصه واژه ریسک ،پس از بازده دومین واژه پر مصرف در متون مالی به ویژه در مباحث مربوط به بازار سرمایه و بورس محسوب می شود. در گفتارهای حاضر تلاش شده است تعاریف مفهومی ، عملیاتی و سنجه های متقدم و متاخر آن معرفی شود.

مفهوم ریسک، انواع و سنجه­ های آن

تعریف ریسک

فرهنگ وبستر[1] ریسک را "در معرض خطر قرار گرفتن" تعریف کرده است. فرهنگ لغات سرمایه­ گذاری (Hildreth, 1988) نیز ریسک را زیان بالقوه سرمایه­ گذاری که قابل محاسبه است، می­داند.

گالیتز ریسک را هر گونه نوسانات در هر نوع عایدی می­داند (Galitz, ۱۹۹۶). تعریف مذکور این مطلب را روشن می­کند که تغییرات احتمالی آینده برای یک شاخص خاص چه مثبت و چه منفی ما را با ریسک مواجه می­سازد. بنابراین امکان دارد تغییرات ما را منتفع و یا متضرر سازد.

گیلیب ریسک را چنین تعریف کرده است: هر پدیده­ای که بتواند نتیجه حاصل از آنچه سرمایه­گذار انتظار دارد را منحرف سازد ریسک نامیده می­شود (Gilib, ۲۰۰۲).

اولین بار هری مارکویتز (Markowitz, ۱۹۵۲) بر اساس تعاریف کمی ارائه شده، شاخص عددی برای ریسک معرفی کرد. وی ریسک را انحراف معیار چند دوره­ای یک متغیر تعریف کرد.

دیدگاه دیگری در خصوص ریسک وجود دارد که تنها به جنبه منفی نوسانات توجه دارد. هیوب ریسک را احتمال کاهش درآمد یا از دست دادن سرمایه تعریف می­کند (Hube, ۱۹۹۸).

انواع ریسک

تمامی بنگاه­ها در معرض ریسک قرار دارند که به طور کلی می­توان آنها را به دو دسته ریسک­های تجاری[۲] و غیرتجاری[3] تقسیم کرد. ریسک­های تجاری ریسک­هایی هستند که یک بنگاه کاملا به آنها واقف است و از آنها برای ایجاد مزیت رقابتی و ایجاد ارزش برای سهامدارن استفاده می­کند. این ریسک­ها به بازار محصولات و خدماتی که بنگاه در آنها فعالیت می­کند بستگی دارد و شامل نوآوری­های تکنولوژیکی، طراحی خدمات و محصولات و بازاریابی آنها می­شود. فعالیت­های تجاری یک بنگاه در معرض ریسک­های کلان اقتصادی نیز قرار دارد. این ریسک­ها از چرخه­ های اقتصادی و حتی سیاست­های پولی و مالی دولت نیز ناشی می­شوند (رادپور و همکاران، 1388).

ریسک­های غیرتجاری شامل تمامی ریسک­ها غیر از ریسک­های تجاری است. ریسک استراتژیک از جمله آنهاست و حاصل جابجایی­های اساسی در محیط­های اقتصادی یا سیاسی است. سلب مالکیت و ملی شدن بنگاه­ها از جمله این ریسک­ها محسوب می­شوند (رادپور و عبده تبریزی، ۱۳۸۸).

ریسک­های مالی[4] در حیطه ریسک­های غیرتجاری قرار می­گیرند. این ریسک­ها ناشی از تقبل زیان­های احتمالی در بازارهای مالی است. می­توان به منظور تمرکز بنگاه­ها بر اموری که در انها تسلط دارند، ریسک­های مالی را بهینه کرد. ریسک­های اساسی موسسات مالی را می­توان شامل ریسک بازار، اعتباری، نقدینگی و عملیاتی دانست. این ریسک­ها مهمترین عوامل توجیه کننده نوسانات بازده در موسسات مالی هستند که در زیر به اختصار توضیح داده می شود:

ریسک بازار

ریسک بازار، ریسک ناشی از حرکات[5] یا نوسان­های غیرمنتظره قیمت­ها یا نرخ­های بازار است. با این تعریف می­توان آن را از سایر انواع ریسک­ها مثل ریسک نقدینگی و عملیاتی تمییز داد. در عین حال، ریسک بازار را نمی­توان به طور کامل از چنین ریسک­هایی تفکیک نمود، چراکه گاهی اوقات آن ریسک­ها منشا ریسک بازارند. لایه­ های مختلفی از ریسک بازار وجود دارد. د

لایه­ های مختلف ریسک بازار عبارت است از:

  • ریسک سهام: لایه­ای از ریسک بازار است که به موقعیت­های بازار سهام مربوط می­شود.
  • ریسک نرخ ارز: ریسک­های مربوط به موقعیت­های خارجی و نرخ­های متفابل ارز است.
  • ریسک اوراق بهادار با درآمد ثابت: ریسک­هایی است به موقعیت ابزار با درآمد ثابت، مانند اوراق قرضه و ابزار حساس به نرخ بهره مانند تاخت نرخ بهره[6] مربوط می­شود.
  • ریسک کالا[7]: ریسک­هایی است که به موقعیت­های موسسه در ارتباط با کالاهایی همچون فرآورده­های کشاورزی، انرژی، فلزات و مشابه اینها مربوط می­گردد.

ریسک بازار به لحاظ کمی به دو صورت بیان می­شود. ریسک مطلق[8] که با واحد پولی سنجیده می­شود و ریسک نسبی[9] که نسبت به شاخصی معین اندازه­ گیری می­شود. صورت اول بر نوسان بازده کل تمرکز می­کند و صورت دوم، ریسک را بر اساس خطای ردگیری[10] یا انحراف از یک شاخص اندازه می­گیرد. ارزش در معرض خطر مثالی برای ریسک مطلق و ضریب بتا نمونه­ ای از ریسک نسبی است.

ریسک اعتباری

این نوع ریسک زمانی تحقیق می­یابد که طرف قرار داد نتواند به تعهدات خود عمل نماید. میزان ریسک اعتباری همان میزان مبلغی است که نکول شده است. ریسک اعتباری معمولا ناشی از یک رویداد اعتباری است بدین صورت که قبل از سررسید قرار داد در نتیجه یک اتفاق اعتباری توانایی طرف قرارداد در انجام تعهداتش دچار تغییر می شود.

ریسک اعتباری اغلب در قراردادهای مربوط به اوراق قرضه، وام و اوراق مشتقه رخ می­دهد. هر چقدر ارزش اولیه قرارداد اوراق مذکور کمتر یاشد، ریسک اعتباری انها نیز کمتر خواهد بود (Bouchaud and Potters, ۲۰۰۳).

ریسک نقدینگی

این نوع ریسک دو صورت دارد: ریسم نقد شوندگی دارایی­ها[11] و ریسک نقدینگی تامین وجوه[1۲]. ریسک نقدشوندگی دارایی­ها که به نام ریسک نقدینگی بازار- محصول[13] هم شناخته می­شود، زمانی بروز می­کند که معامله با قیمت رایج بازار قابل اجرا نباشد و علت آن ممکن است حجم یا اندازه موقعیت خرید یا فروش نسبت به معاملات عادی باشد. این ریسک در میان طبفات مختلف دارایی­ها و نیز در زمان­های مختلف، بسته به شرایط بازار تغییر می­کند. بعضی دارایی­ها مانند ارزهای اصلی یا اوراق قرضه خزانه، بازار پرعمق دارند و موقعیت­ها اغلب براحتی، با نوسان کوچکی در قیمت نقد می­شود. در سایر موارد، مانند قراردادهای مشتقه در بازارهای فرابورس یا اوراق بهادرا بازارهای نوظهور، هر معامله ممکن است به سرعت قیمت­ها را متاثر کند و صف خرید یا فروش پیدا شود. البته این موضوع به حجم موقعیت هم بستگی دارد.

ریسک نقدینگی تامین وجوه یا ریسک جریان نقدی[14] به عدم توانایی در تامین وجوه برای پرداخت تعهدات برمی­گردد. این وضعیت ممکن است موسسه را مجبور کند دارایی­های خود را فورا به وجه نقد تبدیل کند و بدین ترتیب ضرر روی کاغذ به ضرر واقعی تبدیل می­شود. این موضوع به ویژه در مورد سبد دارایی­هایی که با وام تامین مالی شده­ است، به هنگام مواجهه با اخطار تادیه وثیقه[15] از جانب طلبکاران، به معضل بدل می­شود.

ریسک جریان نقدی زمانی به ریسک نقدینگی بازار- محصول مرتبط می­شود که سبد موسسه شامل دارایی­هایی با نقدشوندگی پایین باشد و موسسه ناچار باشد برای تامین تعهدات خود این دارایی­ها را به قیمت پایین­تر از قیمت عادلانه بازار به فروش رساند. بنابراین، اگر ذخیره وجه نقد کافی نباشد، ممکن است در شرایطی که ارزش بازار دارایی­ها سقوط کرده است، الزام به پرداخت و ایفای تعهدات، موسسه را به نقد کردن اجباری سبد دارایی در قیمت­های پایین آمده وادار نماید. این چرخه قبول ضرر که با دریافت اخطار تادیه وثیقه شدیدتر می­شود، گاهی به مارپیچ مرگ تعبیر می­گردد.

ریسک عملیاتی

کمیته باسل، ریسک عملیاتی را ریسک زیان ناشی از فرآیندهای داخلی، افراد و سیستم­های غیردقیق (ناکافی) یا معیوب یا ریسک زیان ناشی از حوادث خارجی تعریف کرده است (Basel II, ۲۰۰۴).

ریسک­های عملیاتی ممکن است به ریسک­های اعتباری و بازار منجر شود. بطور نمونه، یک اشتباه عملیاتی در معامله مانند عدم انجام تسویه می­تواند به طور همزمان ریسک اعتباری و بازار ایجاد کند، چراکه همانند نکول اعتباری، قیمت­های بازار را متاثر می­سازد.

قیمت­گذاری مشتقه­ های پیچیده هم مشکلات عملیاتی بالقوه­ای ایجاد می­کند. ریسک مدل[16] از خطر اشتباه در مدل قیمت­گذاری موقعیت­ها ناشی می­شود. ریسک مدل بسیار بی سر و صداست و به همین دلیل شناسایی و ارزیابی آن چندان ساده نیست. برای مقابله با ریسک مدل، باید مدل­ها را با استفاده از قیمت­های بازار یا قیمت­های شبیه­سازی شده، مورد ارزیابی مستقل قرار داد. بهترین راه مقابله با ریسک عملیاتی حصول اطمینان از اعتبار سیستم­ها و مدل­ها، تفکیک شفاف مسئولیت­ها، اعمال کنترل­های داخلی قوی و پیاده­سازی برنامه­های اقتضایی دوره­ای است (رادپور و عبده تبریزی، 1388، ص35).

ریسک سیستماتیک و غیرسیستماتیک

یکی دیگر از انواع تقسیم­بندی­های ریسک، تقسیم آن به دو دسته ریسک سیستماتیک[17] و ریسک غیر سیستماتیک[18] است.

ریسک سیستماتیک دسته­ ای از ریسک­ها را شامل می­شود که از حرکت بازار ناشی می­شوند. به عبارت دیگر منشاء این ریسک عواملی هستند که اغلب رویدادهای کلان اقتصادی، سطوح نرخ بهره و برخی حرکات سیاسی را شامل می­شود. این ریسک تنوع ناپذیر بوده و می­تواند کلیه اوراق را تحت تاثیر قرار دهد. ریسک غیر سیستماتیک مختص هر اوراق یا شرکت بوده و کل بازار را تحت­ الشعاع قرار نمی­دهد. برای مثال مجموعه اتفاقات داخل یک سازمان می­تواند ریسکی را روی سهام آن سازمان یا شرکت ایجاد نماید. این نوع ریسک تنوع پذیر بوده و می­تواند با تنوع سرمایه­گذاری روی انواع اوراق بهادار حذف شده و یا کاهش یابد (Dowen, ۱۹۸۸).

با توجه به مطالب فوق، ریسک کلی یک دارایی تابع دو عامل قابل اجتناب و غیرقابل اجتناب می­باشد که می­توان به صورت زیر نشان داد:

ریسک قابل اجتناب (غیرسیستماتیک) + ریسک غیرقابل اجتناب (سیستماتیک) = ریسک کلی

از آنجایی که عوامل سیستماتیک از شرایط کلی بازار و عوامل غیرسیستماتیک از شرایط خاص یک شرکت ناشی می­شوند، می­توان ریسک کلی یک دارایی را به صورت زیر نیز نشان داد:

ریسک مختص شرکت + ریسک بازار = ریسک کلی یک دارایی

۲

[1] . Webster’s New Collegiate Dictionary-1981

[۲] . Business Risk

[3] . Non Business Risk

[4] . Financial Risks

[5] . Movements

[6] . Interest Rate Swap

[7] . Commodity Risk

[8] . Absolute Risk

[9] . Relative Risk

[10] . Tracking Error

[11] . Assets Liquidity Risk

[1۲] . Funding Liquidity Risk

[13] . Market- Product Liquidity Risk

[14] . Cash Flow Risk

[15] . Margin Call

[16] . Model Risk

[17] . Systematic Risk

[18] . Nonsystematic Risk

بلاگ بعدی: سنجه های ریسک
منابع:
  • صنوبر ، ناصر 1389 ، مدیریت مالی استراتژیک ، نشر فروزش
  • رضازاده ، علی 1393 ، تخمین پورتفوی بهینه ، رساله دکتری دانشگاه تبریز

خلاصه واژه ریسک ،پس از بازده دومین واژه پر مصرف در متون مالی به ویژه در مباحث مربوط به بازار سرمایه و بورس محسوب می شود. در گفتارهای حاضر تلاش شده است تعاریف مفهومی ، عملیاتی و سنجه های متقدم و متاخر آن معرفی شود.

مفهوم ریسک، انواع و سنجه­ های آن

تعریف ریسک

فرهنگ وبستر[1] ریسک را "در معرض خطر قرار گرفتن" تعریف کرده است. فرهنگ لغات سرمایه­ گذاری (Hildreth, 1988) نیز ریسک را زیان بالقوه سرمایه­ گذاری که قابل محاسبه است، می­داند.

گالیتز ریسک را هر گونه نوسانات در هر نوع عایدی می­داند (Galitz, ۱۹۹۶). تعریف مذکور این مطلب را روشن می­کند که تغییرات احتمالی آینده برای یک شاخص خاص چه مثبت و چه منفی ما را با ریسک مواجه می­سازد. بنابراین امکان دارد تغییرات ما را منتفع و یا متضرر سازد.

گیلیب ریسک را چنین تعریف کرده است: هر پدیده­ای که بتواند نتیجه حاصل از آنچه سرمایه­گذار انتظار دارد را منحرف سازد ریسک نامیده می­شود (Gilib, ۲۰۰۲).

اولین بار هری مارکویتز (Markowitz, ۱۹۵۲) بر اساس تعاریف کمی ارائه شده، شاخص عددی برای ریسک معرفی کرد. وی ریسک را انحراف معیار چند دوره­ای یک متغیر تعریف کرد.

دیدگاه دیگری در خصوص ریسک وجود دارد که تنها به جنبه منفی نوسانات توجه دارد. هیوب ریسک را احتمال کاهش درآمد یا از دست دادن سرمایه تعریف می­کند (Hube, ۱۹۹۸).

انواع ریسک

تمامی بنگاه­ها در معرض ریسک قرار دارند که به طور کلی می­توان آنها را به دو دسته ریسک­های تجاری[۲] و غیرتجاری[3] تقسیم کرد. ریسک­های تجاری ریسک­هایی هستند که یک بنگاه کاملا به آنها واقف است و از آنها برای ایجاد مزیت رقابتی و ایجاد ارزش برای سهامدارن استفاده می­کند. این ریسک­ها به بازار محصولات و خدماتی که بنگاه در آنها فعالیت می­کند بستگی دارد و شامل نوآوری­های تکنولوژیکی، طراحی خدمات و محصولات و بازاریابی آنها می­شود. فعالیت­های تجاری یک بنگاه در معرض ریسک­های کلان اقتصادی نیز قرار دارد. این ریسک­ها از چرخه­ های اقتصادی و حتی سیاست­های پولی و مالی دولت نیز ناشی می­شوند (رادپور و همکاران، 1388).

ریسک­های غیرتجاری شامل تمامی ریسک­ها غیر از ریسک­های تجاری است. ریسک استراتژیک از جمله آنهاست و حاصل جابجایی­های اساسی در محیط­های اقتصادی یا سیاسی است. سلب مالکیت و ملی شدن بنگاه­ها از جمله این ریسک­ها محسوب می­شوند (رادپور و عبده تبریزی، ۱۳۸۸).

ریسک­های مالی[4] در حیطه ریسک­های غیرتجاری قرار می­گیرند. این ریسک­ها ناشی از تقبل زیان­های احتمالی در بازارهای مالی است. می­توان به منظور تمرکز بنگاه­ها بر اموری که در انها تسلط دارند، ریسک­های مالی را بهینه کرد. ریسک­های اساسی موسسات مالی را می­توان شامل ریسک بازار، اعتباری، نقدینگی و عملیاتی دانست. این ریسک­ها مهمترین عوامل توجیه کننده نوسانات بازده در موسسات مالی هستند که در زیر به اختصار توضیح داده می شود:

ریسک بازار

ریسک بازار، ریسک ناشی از حرکات[5] یا نوسان­های غیرمنتظره قیمت­ها یا نرخ­های بازار است. با این تعریف می­توان آن را از سایر انواع ریسک­ها مثل ریسک نقدینگی و عملیاتی تمییز داد. در عین حال، ریسک بازار را نمی­توان به طور کامل از چنین ریسک­هایی تفکیک نمود، چراکه گاهی اوقات آن ریسک­ها منشا ریسک بازارند. لایه­ های مختلفی از ریسک بازار وجود دارد. د

لایه­ های مختلف ریسک بازار عبارت است از:

  • ریسک سهام: لایه­ای از ریسک بازار است که به موقعیت­های بازار سهام مربوط می­شود.
  • ریسک نرخ ارز: ریسک­های مربوط به موقعیت­های خارجی و نرخ­های متفابل ارز است.
  • ریسک اوراق بهادار با درآمد ثابت: ریسک­هایی است به موقعیت ابزار با درآمد ثابت، مانند اوراق قرضه و ابزار حساس به نرخ بهره مانند تاخت نرخ بهره[6] مربوط می­شود.
  • ریسک کالا[7]: ریسک­هایی است که به موقعیت­های موسسه در ارتباط با کالاهایی همچون فرآورده­های کشاورزی، انرژی، فلزات و مشابه اینها مربوط می­گردد.

ریسک بازار به لحاظ کمی به دو صورت بیان می­شود. ریسک مطلق[8] که با واحد پولی سنجیده می­شود و ریسک نسبی[9] که نسبت به شاخصی معین اندازه­ گیری می­شود. صورت اول بر نوسان بازده کل تمرکز می­کند و صورت دوم، ریسک را بر اساس خطای ردگیری[10] یا انحراف از یک شاخص اندازه می­گیرد. ارزش در معرض خطر مثالی برای ریسک مطلق و ضریب بتا نمونه­ ای از ریسک نسبی است.

ریسک اعتباری

این نوع ریسک زمانی تحقیق می­یابد که طرف قرار داد نتواند به تعهدات خود عمل نماید. میزان ریسک اعتباری همان میزان مبلغی است که نکول شده است. ریسک اعتباری معمولا ناشی از یک رویداد اعتباری است بدین صورت که قبل از سررسید قرار داد در نتیجه یک اتفاق اعتباری توانایی طرف قرارداد در انجام تعهداتش دچار تغییر می شود.

ریسک اعتباری اغلب در قراردادهای مربوط به اوراق قرضه، وام و اوراق مشتقه رخ می­دهد. هر چقدر ارزش اولیه قرارداد اوراق مذکور کمتر یاشد، ریسک اعتباری انها نیز کمتر خواهد بود (Bouchaud and Potters, ۲۰۰۳).

ریسک نقدینگی

این نوع ریسک دو صورت دارد: ریسم نقد شوندگی دارایی­ها[11] و ریسک نقدینگی تامین وجوه[1۲]. ریسک نقدشوندگی دارایی­ها که به نام ریسک نقدینگی بازار- محصول[13] هم شناخته می­شود، زمانی بروز می­کند که معامله با قیمت رایج بازار قابل اجرا نباشد و علت آن ممکن است حجم یا اندازه موقعیت خرید یا فروش نسبت به معاملات عادی باشد. این ریسک در میان طبفات مختلف دارایی­ها و نیز در زمان­های مختلف، بسته به شرایط بازار تغییر می­کند. بعضی دارایی­ها مانند ارزهای اصلی یا اوراق قرضه خزانه، بازار پرعمق دارند و موقعیت­ها اغلب براحتی، با نوسان کوچکی در قیمت نقد می­شود. در سایر موارد، مانند قراردادهای مشتقه در بازارهای فرابورس یا اوراق بهادرا بازارهای نوظهور، هر معامله ممکن است به سرعت قیمت­ها را متاثر کند و صف خرید یا فروش پیدا شود. البته این موضوع به حجم موقعیت هم بستگی دارد.

ریسک نقدینگی تامین وجوه یا ریسک جریان نقدی[14] به عدم توانایی در تامین وجوه برای پرداخت تعهدات برمی­گردد. این وضعیت ممکن است موسسه را مجبور کند دارایی­های خود را فورا به وجه نقد تبدیل کند و بدین ترتیب ضرر روی کاغذ به ضرر واقعی تبدیل می­شود. این موضوع به ویژه در مورد سبد دارایی­هایی که با وام تامین مالی شده­ است، به هنگام مواجهه با اخطار تادیه وثیقه[15] از جانب طلبکاران، به معضل بدل می­شود.

ریسک جریان نقدی زمانی به ریسک نقدینگی بازار- محصول مرتبط می­شود که سبد موسسه شامل دارایی­هایی با نقدشوندگی پایین باشد و موسسه ناچار باشد برای تامین تعهدات خود این دارایی­ها را به قیمت پایین­تر از قیمت عادلانه بازار به فروش رساند. بنابراین، اگر ذخیره وجه نقد کافی نباشد، ممکن است در شرایطی که ارزش بازار دارایی­ها سقوط کرده است، الزام به پرداخت و ایفای تعهدات، موسسه را به نقد کردن اجباری سبد دارایی در قیمت­های پایین آمده وادار نماید. این چرخه قبول ضرر که با دریافت اخطار تادیه وثیقه شدیدتر می­شود، گاهی به مارپیچ مرگ تعبیر می­گردد.

ریسک عملیاتی

کمیته باسل، ریسک عملیاتی را ریسک زیان ناشی از فرآیندهای داخلی، افراد و سیستم­های غیردقیق (ناکافی) یا معیوب یا ریسک زیان ناشی از حوادث خارجی تعریف کرده است (Basel II, ۲۰۰۴).

ریسک­های عملیاتی ممکن است به ریسک­های اعتباری و بازار منجر شود. بطور نمونه، یک اشتباه عملیاتی در معامله مانند عدم انجام تسویه می­تواند به طور همزمان ریسک اعتباری و بازار ایجاد کند، چراکه همانند نکول اعتباری، قیمت­های بازار را متاثر می­سازد.

قیمت­گذاری مشتقه­ های پیچیده هم مشکلات عملیاتی بالقوه­ای ایجاد می­کند. ریسک مدل[16] از خطر اشتباه در مدل قیمت­گذاری موقعیت­ها ناشی می­شود. ریسک مدل بسیار بی سر و صداست و به همین دلیل شناسایی و ارزیابی آن چندان ساده نیست. برای مقابله با ریسک مدل، باید مدل­ها را با استفاده از قیمت­های بازار یا قیمت­های شبیه­سازی شده، مورد ارزیابی مستقل قرار داد. بهترین راه مقابله با ریسک عملیاتی حصول اطمینان از اعتبار سیستم­ها و مدل­ها، تفکیک شفاف مسئولیت­ها، اعمال کنترل­های داخلی قوی و پیاده­سازی برنامه­های اقتضایی دوره­ای است (رادپور و عبده تبریزی، 1388، ص35).

ریسک سیستماتیک و غیرسیستماتیک

یکی دیگر از انواع تقسیم­بندی­های ریسک، تقسیم آن به دو دسته ریسک سیستماتیک[17] و ریسک غیر سیستماتیک[18] است.

ریسک سیستماتیک دسته­ ای از ریسک­ها را شامل می­شود که از حرکت بازار ناشی می­شوند. به عبارت دیگر منشاء این ریسک عواملی هستند که اغلب رویدادهای کلان اقتصادی، سطوح نرخ بهره و برخی حرکات سیاسی را شامل می­شود. این ریسک تنوع ناپذیر بوده و می­تواند کلیه اوراق را تحت تاثیر قرار دهد. ریسک غیر سیستماتیک مختص هر اوراق یا شرکت بوده و کل بازار را تحت­ الشعاع قرار نمی­دهد. برای مثال مجموعه اتفاقات داخل یک سازمان می­تواند ریسکی را روی سهام آن سازمان یا شرکت ایجاد نماید. این نوع ریسک تنوع پذیر بوده و می­تواند با تنوع سرمایه­گذاری روی انواع اوراق بهادار حذف شده و یا کاهش یابد (Dowen, ۱۹۸۸).

با توجه به مطالب فوق، ریسک کلی یک دارایی تابع دو عامل قابل اجتناب و غیرقابل اجتناب می­باشد که می­توان به صورت زیر نشان داد:

ریسک قابل اجتناب (غیرسیستماتیک) + ریسک غیرقابل اجتناب (سیستماتیک) = ریسک کلی

از آنجایی که عوامل سیستماتیک از شرایط کلی بازار و عوامل غیرسیستماتیک از شرایط خاص یک شرکت ناشی می­شوند، می­توان ریسک کلی یک دارایی را به صورت زیر نیز نشان داد:

ریسک مختص شرکت + ریسک بازار = ریسک کلی یک دارایی

۲

[1] . Webster’s New Collegiate Dictionary-1981

[۲] . Business Risk

[3] . Non Business Risk

[4] . Financial Risks

[5] . Movements

[6] . Interest Rate Swap

[7] . Commodity Risk

[8] . Absolute Risk

[9] . Relative Risk

[10] . Tracking Error

[11] . Assets Liquidity Risk

[1۲] . Funding Liquidity Risk

[13] . Market- Product Liquidity Risk

[14] . Cash Flow Risk

[15] . Margin Call

[16] . Model Risk

[17] . Systematic Risk

[18] . Nonsystematic Risk

بلاگ بعدی: سنجه های ریسک
منابع:
  • صنوبر ، ناصر 1389 ، مدیریت مالی استراتژیک ، نشر فروزش
  • رضازاده ، علی 1393 ، تخمین پورتفوی بهینه ، رساله دکتری دانشگاه تبریز
1393/08/10 از نهایت‌نگر
0
/
3
یک دقیقه وقت دارید؟
شما تنها یک قدم با به اشتراک گذاشتن اولین ایده خود فاصله دارید. برای انتشار مطالب خود در ارشن، لطفا ثبت‌نام خود را تکمیل کرده و شماره‌ی همراه خود را فعال نمایید.
تکمیل پروفایل
نمایش {{content.commentsTotal - content.comments.length}} نظر قبلی
علت امتیاز منفی

×
بله
خیر
تغییرات شاخص
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
وضعیت بازار : {{closedTitle(tepix.isClosed)}}
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
فرابورس
{{absValueChange(tepix.faraBourseChange)}}
{{tepix.faraBourseIndex}}
شاخص 50 شرکت
{{absValueChange(tepix.companyFiftyChange)}}
{{tepix.companyFiftyIndex}}
شاخص آزاد شناور
{{absValueChange(tepix.freeFloatChange)}}
{{tepix.freeFloatIndex}}
شاخص مالی
{{absValueChange(tepix.financialChange)}}
{{tepix.financialIndex}}
شاخص صنعت
{{absValueChange(tepix.indastryChange)}}
{{tepix.indastryIndex}}
2222
33333