رسانه اجتماعی - تحلیلی بازار سرمایه
مطالب حمید ترحمی هرندی
ارتباطات حمید ترحمی هرندی
...
54

عنوان بلاگ : میزگرد بررسی تحولات اخیر و چشم انداز بازار سرمایه
دسته : بورس اوراق بهادار


خلاصه روز چهارشنبه 16 مهر 93 میزگردی تحت عنوان بررسی تحولات اخیر و چشم انداز بازار سرمایه در گروه دیده بان اقتصاد پیرامون محورهای زیر صورت گرفت: 1- چشم انداز بازار سرمایه در نیمه دوم سال 93 2- دلایل تحولات اخیر بازار سرمایه 3- نقش دولت و تاثیر سیاست های آن بر بازار سرمایه 4- راهکارهای بهبود وضعیت کنونی خلاصه ای از مطالب بیان شده را در این بلاگ آورده ام.

اعضای پنل میزگرد بازار سرمایه:
1- جناب آقای دکتر صمدی مدیر گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان
2- جناب آقای دکتر بهمنی عضو هیات علمی اقتصاد دانشگاه شهید باهنر کرمان
3- جناب آقای مهندس فریدونی مدیر امور سهام و سرمایه گذاری شرکت ذوب آهن اصفهان
4- جناب آقای حمید اعرابی کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه
5- جناب آقای دکتر عبداله پور کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه
6- جناب آقای دکتر شمس کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه
7- جناب آقای کرمعلیان کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه

صحبت­های جناب آقای دکتر صمدی:

به نظر آقای دکتر صمدی یکی از عوامل مهم بروز رکود فعلی در بازار سهام، حرکت غیرمسئولانه مجلس در غالب بودجه سال ۹۳ بود که با بی تفاوتی دولت در این خصوص نیزهمراه شد. در شرایط فعلی نیز عملکرد دولت در خصوص حمایت از بازار سهام بسیار ضعیف و ناکارآمد است. به عنوان مثال سازمان بورس علی­رغم ابزارهایی که در اختیار دارد نتوانسته است شرکت­های حقوقی بازار را به حرکت وادار کند. بحث ناهماهنگی­های موجود بین وزرا از جمله وزیر اقتصاد و نفت در مورد شرکت­های بورسیگروه فرآورده ­های نفتی شاهد این مدعاست. ایشان در ادامه فرمودند:

یکی از سیاست­هایی که دولت باید اجرا کند الزام بانک­ها در کاهش نرخ سود سپرده هاست اما متأسفانه دولت این سیاست را می­خواهد به بدترین شکل ممکن یعنیبه صورت چکشی از ۲۲در صد به ۱۰درصد انجام دهد. بدیهی است بانک­ها در این مورد موضع­گیری می­کنند و به اشکال مختلف طفره می­روند. کاهش نرخ سود باید تدریجی و با کنترل شدید باشد. مثلاً سود حساب­هاییک­ساله ۲۰ درصد، شش ماهه ۱۸ درصد، سه ماهه ۱۶ درصد و روز شمار ۱۴ درصد که بانرخ تورم فعلی همخوانی دارد.

یکی دیگر از ضعف­های تیم اقتصادی فعلی، تمرکز بیش از حد بر کنترل تورم و رها کردن بقیه مسئولیت­هااست.به عنوان مثال از آقای وزیر باید سؤال شود چرا "خروج غیرتورمی از رکود" مورد تأکید بسیار است اما "مهار غیررکودی تورم" گم شده است. ملتی که متأسفانه با تورم ۲۵ درصدی خو گرفته را نمی­شود به زور به سمت تورم تک رقمی سوق داد، قطعاًاین رویکرد به زمان بیشتری نیازدارد.

مجدداً تأکید می­کنم که اصرار بیش از حد بر کاهش تورم، بسیار خطرناک است. زیرا در برخی از موارد می­تواند طرف عرضه را تحت فشار قرار دهد که خود یک تورم جدیدی ایجاد خواهد کرد و اثربخشی اولیه سیاست ضدتورمی را خنثی می­کند. به عبارتی کاهش تورم، تابعیu شکل خواهد بود.

این نکته را هم اضافه کنم که رساله دکتری وزیر محترم اقتصاد "شناخت تورم و راههای مبارزه با تورم" بوده است. البته نباید بی انصافی کنیمزیرا مدیریت نقدینگی و کنترل تورم در اسفند ۹۲ اقدامی بسیار ارزشمند بود لیکن بحث من این است که اصرار بیش از حد فعلی خطرناک است. برای عبور از این مشکل آقای دکتر صمدی معتقدند که از پتانسیل بخش توریسمنیز نباید غافل شویمزیرا هم نقد است و هم اشتغال­زایی بسیار بالایی دارد البته بایدبه شیوه­ای اجرا شود که تمامی گروه­های سیاسی را راضی نگه دارد.

در زمینه قیمت­های بازار سهام ایشان معتقدند که کف بودن وضیت فعلیتابع شرایط فردا است و حالت نسبی دارد."توافق فردا یعنی کف بودن امروز". زمانی که بازار سرمایه بر اساس P/D و با احتساب خواب سرمایه و منافع ناشی از افزایش سرمایهبتواند بطور متوسط بازدهی ۲۰ درصدی ایجاد کند آنگاه می­توان بازدهی بازار سرمایه را با بازدهی بدون ریسک مقایسه کرد. در واقع در محاسبات نرخ بازدهیباید پاداش ریسک ورود و باقی ماندن در بازار هم لحاظ شود یعنی بازدهی بازار سهام باید حداقل ۵ درصد از بازدهی بدون دغدغه سپرده در بانک بالاتر باشد. اما کاهش نرخ سود مورد نظر دولت، فقط در نرخ سود روزشمار سپرده­ها است و سود سپرده­های یک­ساله کماکان ۲۲ درصد هست.

صحبت­های جناب آقای دکتر بهمنی:

برای پاسخ به سوال "نقش دولت و سازمان بورس در تحولات اخیر بازار سرمایه"باید پرسید چرا بورس رشد کرد و چرا با افت مواجه شد. تضعیف ارزش ریال و انتظارات خوشبینانه تحولات سیاسی که به جا هم بود سودآوری شرکت­ها را تحت تأثیر قرار داد و ناامیدی از اقدامات دولت که خود را ابتدا در بودجه نشان داد به اضافه مسائل بین­المللی، بر بورس شوک ایجاد کرد. بی ثباتی و ضعف سیاست­گذاری دولت که برای نمونه خود را در قیمت­گذاری نهاده­های نفتی نشان داد بی­ثباتی در بورس را تشدید کرد.

همانگونه که آقای دکتر صمدی اشاره کردند هماهنگی در تیم اقتصادی دولت مشاهده نمی­شود. شاهد این مدعا لایحه خروج از رکود تورمی است که به نظر می­رسد بیشتر اهداف سیاسی را دنبال می­کند تا این که یک برنامه منسجم و کارشناسی شده باشد.

مسأله نقدینگی و نقش بانک­ها و دولت نیز بسیار مهم است. از طرفی در سطح کلان نقدینگی زیاد است اما بنگاه­ها با کمبود نقدینگی مواجه هستند. در شرایط رکود بنگاه­ها نمی توانند جریان درآمد و هزینه را هماهنگ کنند و مشکل نقدینگی به یک مسأله بلندمدت برای بنگاه تبدیل می­شود کهراهی جز تعدیل اندازه بنگاه برای این منظور وجود ندارد. حتی می­توان گفت اعطای تسهیلات مشکل بنگاه را تشدید می­کند چون در بازپرداخت ناتوان استلذا رکود اخیر از این جهت بر شرکت­های بورسی بی­تأثیر نبوده است. در واقع مسأله کمبود نقدینگی در سطح خرد و نقدینگی زیاددر سطح کلان زاییده شرایط رکود تورمی است.شاید حساسیت و تأکید زیاد دولت بر تورم ریشه سیاسی داشته باشد و اینکه آنچه در کوتاه مدت دستیافتنی است کاهش تورم است نه افزایش تولید و اشتغال.البته انتظاراتبا کاهش تورم، کنترل شده و می­تواند به کمک سیاست­گذار بیاید اما در اینکه دولت موفق به کنترل تورم به آن میزان که می­گویند باید شک کرد.

مطمئناً رکود اقتصادی موجود در سطح کشور و شرایط نابسامان برخی از بازارهای هدف همسایه در رکود فعلی بازار سرمایه نقش داشته است. واقعیتی که به نظر می­رسد دولت به آن واقف اما در کشور روی آن اجماع نیست مسأله ارتباطات بین­المللی است و تأثیری که بر اقتصاد کشور داشته و دارد. عملکرد بازار هم این مطلب را تأیید می­کند که منتظر حل این مسأله است.

واقعیت دیگر که در اجرای سیاست اقتصادی دولت باید به آن توجه داشت عدم همراهی مجلس است.

در بسته خروج از رکود دولت بخش­هایی که به عنوان پیشران در نظر گرفته شده­اند کمترین ارتباط را با اقتصاد ملی دارند. به هر صورت اقتصاد می تواند از رکود خارج شود و با این دولت به این هدف امید هست. اما بعضاً با شعارهایی که این دولت می­دهد به یاد دولت قبل می­افتیم.

ایشان همچنین در مورد قیمت­های فعلی بازار فرمودند که نمی توان گفت بازار در کف قیمتی است. وقتی احتمال بدتر شدن شرایط بورس به خاطر مذاکرات یا هر چه دیگریوجود دارد چطور می­توان گفت که بازار در کف قیمت است.

در مورد چشم­انداز آینده بازار گفتند که بودجه سال آینده و مشخص شدن لایحه خروج ار رکود بر بازار اثرگذار استاما همانطور که فبلاً عرض کردم این لایحه را بیشتر سیاسی می­دانم.تکلیف این لایحه با بودجه سال آینده مشخص نیست. به موازات بودجه اگر باشد سردرگمی را بیشتر می کندتا پایان سال هم در قالب این لایحه کار خاصی نمی­توان کرد.

آنچه تا پایان سال می­توان اضافه کرد این است که اگر مذاکرات به نتیجه برسد آنگاه انتظارات خوشبینانه اثر خود را خواهد داشت و در غیر این صورت نتیجه عکس اتفاق می­افتد و امید به تغییر شرایط شرکت­های بورسی نیست.

صحبت­های جناب آقای مهندس فریدونی:

واقعیت این است که مردم ما سال­های سال به شرایط تورمی و رکود تورمی خو گرفته ولی تجربه رکود شدید به شکل فعلی را نداشته­اند. مردم به نوعی ترجیح می­دهند اجناس را با قیمت گران بخرند ولی چرخ اقتصاد بچرخد. اکنون همه فعالیت­ها در حالت نیمه تعطیل و تعطیل قرار گرفته و رکود همه چیز را تحت تأثیر قرار داده است. در واقع شرایطی است که هم طرف تقاضا و هم طرف عرضه تحت تأثیر منفی قرار گرفته و اگرچه سطح عمومی قیمت­ها کمی پایین آمده ولی در عین حال تولید ملی را هم شدیداً تحت تاثیر قرار داده است. برای اینکه به سوال " تأثیر رکود اخیر بر میزان فروش و سودآوری شرکت­های تولیدکننده" پاسخ داده باشم بایدبگویم که شرایط رکود به شدت بر میزان فروش و سودآوری شرکت­های فولادی اثر گذاشته است. به عنوان مثال ذوب­آهن اصفهان در فروردین حدود هزار میلیارد تومان فروش داشته است و از فروردین تا کنون ۱۵۰۰ میلیارد تومان! این در شرایطی است که از نظر وضعیت تولید در بهترین شرایط چند سال گذشته می­باشد زیرا طرح­های توسعه به بهره­برداری رسیده اند.

ایشان در ادامه فرمودند که در شرایطی که حداقل نرخ تأمین مالی بین ۲۵ تا ۳۰ درصد است چگونه تولید می تواند رونق بگیرد؟ تصور من این نیست که به زودی از رکود خارج می شویم. اگر مذاکرات هسته ای به نتیجه برسد حداقل بین شش ماه تا یک سال طول می کشد که این امر تأثیر خودش را نشان بدهد. محرکی برای خروج از رکود در شرایط فعلی وجود ندارد. به نظر من شروع خروج از رکود در شرایط در نیمه اول سال ۹۴ خواهد بود. البته نزدیک عید و پایان سال به علت مسائل روانی و خرید بیش از نیاز به دلیل اجتناب از پرداخت مالیات بر ارزش افزوده بیشتریه تحرک کوتاه­مدت و موقتی در بازارها ایجاد می­شود.

در مورد چشم­انداز بازار به نظر ایشان اوضاع بورس بدتر از این نخواهد شد مگر در صورت شکست مذاکرات. به نظر من در شش ماه پایانی سال اتفاق خاصی نخواهد افتاد و باید به بعد از آن امیدوار بود.

صحبت­های جناب آقای اعرابی:

کنترل تورم به نظر بنده خطرناک نیست. اگر رشد نقدینگی به شکل لجام گسیخته ادامه پیدا می­کرد تمام اقتصاد با مشکل عظیمی رو به رو می­شد. ما باید علت تورم را ابتدا بررسی کنیم و ببینیم چرا دولت قبل به گونه­ای رفتار کرد که اوضاع اقتصادی کشور در پرتگاه سقوط قرار گرفت. در مورد بازار سرمایه هم به نظر بنده بازار در کف خود قرار دارد و پارامترهای خوبی در آینده نزدیک سبب رشد دوباره بازار خواهد شد.اول کاهش تورم، دوم کاهش سود سپرده که سبب افزایش P/E بازار می­شود و سوم هم بهبود فضای سیاسی می­باشد.

رکود فعلی موقت است و به زودی وارد فضای رشد خواهیم شد. برای معالجه یک مریض بعضی وقت­ها شیمی­درمانی لازم است که سبب بروز زیان به بخش­های دیگر هم می­شود ولی بعد از شیمی­درمانی فرد زنده می­ماند. اقتصاد ما هم به شیمی­درمانی نیازمند بود که به درستی دارد انجام می­شود که در آینده نزدیک سبب بهبود فضای کلی اقتصاد می­شود.

صحبت­های جناب آقای دکتر عبداله پور:

در واقع باید از منظر مدیریت مالی و سرمایه­گذاری بیشتر به این بورس کوچک و کم­عمق نگاه کنیم و کمتر آن را به اقتصاد واقعی مرتبط بدانیم. بورس با برخی تمهیدات می­تواند رشدی ۲۰ درصدی را در کوتاه­مدت تجربه کند. پول هوشمند مطلع از زمان تصویب کاهش نرخ سود بانکی،به راحتی به بورس کوچک ما کوج می­کند و یک رشد کذایی را نشان می­دهد. در واقع رفتاری مبتنی بر سفته­بازی و نه سرمایه­گذاری. دولت بازیگر بزرگ همه بازار های ما می­باشد و به راحتی ریسک هر بازاری را کم وزیاد می­کند. دولت در کوتاه­مدت و حتی تا حدودی میان­مدت می­تواند با همین ابزارهای در اختیار بازارها را جهت دهد ولی در بلندمدت شاخص­های کلان اقتصادی و جهانی نقش بازی خواهند کرد.

با ثبات قیمتی،تکیه شرکت­ها می­بایست بیشتر بر نوع و تنوع و کیفیت محصول و همچنین کنترل هزینه تمام شده باشد. در واقع پا به میدان گذاشتن مدیریت و بازار یابیکه بنگاه­های موجود از این بخش دور هستند و حاکمیت شرکتی مبحثی غریب در میان شرکت­ها است.

در بازار صنایع در حال رشد مثل دارویی­ها تا حدودی علی­رغم کوچکی می­توانند به بورس کمک کنند. اگر به قیمت­ها نگاه کنیم بهتر است: سیمانی­ها و ساختمانی­ها زیر ارزش ذاتی خودشان معامله می­شوند. صنایع انفورماتیک،دارویی،مخابراتی،حمل ونقل دریای شمال و غذایی­های زیر ظرفیت دارای پتانسیل صادرات می­توانند رشد کنند. صنعت برق هم در ابتدای آزادسازی قیمت­ها و صادرات به بازارهای همسایه است وامکان رشد را دارد.

در صورت گشایش روابط، کیفیت و قدرت سود اکثر شرکت­ها به تدریج بهبود پیدا می­کند. مدیریت سود شرکت­ها و قدرت رسانه­ای تهییج­کننده رفتار هیجانی باب دل سفته­بازان را هم بیاد داشته باشیم که در این بازار کم عمق به راحتی جواب خواهد داد.

صحبت­های جناب آقای کرمعلیان:

دولت بین ۲ شاخص مهم اقتصادییعنی تورم و رونق (اشتغال) فعلاً کنترل تورم را در اولویت قرار داده است و این کنترل به بدترین شکل یعنی سیاست­های پولی که اثرگذاری سریع­تری دارند دنبال می­شود. تنها نقطه امید دولت حل مسأله هسته­ای و بهبود فضای کسب و کار در شرایط بدون تحریم است که متأسفانه تاکنون توفیق زیادی نیز نداشته است.

در خصوص بازار سرمایه باید دید رشد سال­های ۹۱ و ۹۲ بازار به واسطه بهبود تکنولوزی, افزایش کارایی شرکت ها، افزایش تولید و یا اجرای طرح­های توسعه بود یااین که افزایش قیمت­ها زاییده شرایط تورمی موجود در این سال­ها و افزایش حاشیه سود شرکت­ها به واسطه افزایش نرخ دلار و تورم موجود بوده است.

مطمئناً نرخ بالای سود بانکی و افزایش بازدهی بدون ریسک در ایجاد شرایط فعلی بازار نقش کلیدی و اساسی دارداما متأسفانه علی­رغم تأکید مکرر، مسئولین بانک­ها و موسسات مالی نه تنها کاهش نرخ سود نداشته­اند بلکه با ترفندهای مختلف حتی سودهای روزشمار ۲۷% هم می­دهند. همچنین در شرایط رکود داخلی فعلی، ریزش قیمت در بازار کالاهای جهانی هم سبب بروز مشکلاتی شده است.

در ۵/۱ سال گذشته تنها سیاستی از دولت که در خصوص بهبود فضای کسب و کار مشاهده شده است در زمینه بهبود اوضاع سیاسی و کاهش تحریم­ها و بالتبع افزایش سرمایه­گذاری خارجی و کاهش هزینه مبادله می­باشد.

آقای کرمعلیان در مورد وضعیت فعلی قیمت­های بازار معتقدند که با اطلاعات فعلی برخی از صنایع و گروه­ها در کف قیمتی هستنداما پتانسیل رشد زیادی هم در بازار وجود ندارد و در برخی از سهام­ها جای ریزش بیشتر وجود دارد. بطورکلی بیش از ۶۰% سهام های بازار با اطلاعات فعلی امکان ریزش بیشتر ندارند مگر اینکه رکود فعلی همچنان ادامه دار باشد و این امر سود و نهایتاp/e شرکت­ها را تحت تأثیر قرار دهد.

به نظر ایشان اولین عامل و شاید مهمترین عامل رکود فعلی بازار، نرخ بازدهی بدون ریسک وکاهش انتظارات تورمی است.چیزی که باعث می شود پول­ها به سمت بازار پول برود نه بازار سرمایه. در صورت تثبیت نرخ سود بانکی در محدوده فعلی و عدم رشد قیمت دلار، کلیت بازار در وضعیت فعلی درجا خواهد زد و تنها برخی گروه­ها و تک سهام­ها به واسطه ارزندگی و برخی به دلیل حرکت­های سفته­بازانه رشد خواهند داشت. البته بازار بورس ما بازار بسیار کوچکی است و دولت با اندک سیاستی قادر به حرکت ان استولیکن الان عزمی از جانب دولت برای حرکت بازار سرمایه دیده نمی­شود.

صحبت­های جناب آقای دکتر شمس:

اگر به قیمت سهام به عنوان بازتاب سودهای تنزیلی آتی شرکت­ها نگاه شود و با در نظر گرفتن عامل فرانشیز برای محاسبه P/Eتارگت اکنون اکثر سهام بازار در کف قیمت هستند. البته کف قیمت سهم پایین­تر هم می­تواند باشد اما برای سرمایه­گذاری­های میان­مدت و بلندمدت­تر افق اقتصاد کلان کشور در تلفیق با عامل فرانشیز و محاسبه عوامل سود شرکت ها و DDM نقطه ورود مناسبی در این سطوح قیمتی ایجاد شده است. از دید فعالان بزرگ بازار بلندمدت یعنی خرید با دید مجمع که این امر به وضوح در شرکت­های سرمایه­گذاری با سرمایه بیشتر از ١٠٠ میلیارد تومان دیده می­شود هرچند ممکن است به اهداف قیمت در مدت یک ماه برسند و از سهم خارج شوند.

به نظر بنده به صورت کلی نمی­توان نظر داد هر سهم و هر صنعت شرایط خاص خود را دارد. با این وضعیت مثلاً شرکت ملی مس ایران مجمع خوبی ندارد اما با همین وضع شرکت فولاد مبارکه مشکل جدی نخواهد داشت و در این قیمت گران نیست. خودرو با این قیمت و این وضعیت ارزندست و ...

اگر دید سرمایه­گذار حفظ ارزش زمانی پول با توجه به تورم و ترخ بازده بدون ریسک باشد شش ما هه دوم سال با دید حصول توافق از بازارهای موازی بسیار جذاب تر است.


خلاصه روز چهارشنبه 16 مهر 93 میزگردی تحت عنوان بررسی تحولات اخیر و چشم انداز بازار سرمایه در گروه دیده بان اقتصاد پیرامون محورهای زیر صورت گرفت: 1- چشم انداز بازار سرمایه در نیمه دوم سال 93 2- دلایل تحولات اخیر بازار سرمایه 3- نقش دولت و تاثیر سیاست های آن بر بازار سرمایه 4- راهکارهای بهبود وضعیت کنونی خلاصه ای از مطالب بیان شده را در این بلاگ آورده ام.

اعضای پنل میزگرد بازار سرمایه:
1- جناب آقای دکتر صمدی مدیر گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان
2- جناب آقای دکتر بهمنی عضو هیات علمی اقتصاد دانشگاه شهید باهنر کرمان
3- جناب آقای مهندس فریدونی مدیر امور سهام و سرمایه گذاری شرکت ذوب آهن اصفهان
4- جناب آقای حمید اعرابی کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه
5- جناب آقای دکتر عبداله پور کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه
6- جناب آقای دکتر شمس کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه
7- جناب آقای کرمعلیان کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه

صحبت­های جناب آقای دکتر صمدی:

به نظر آقای دکتر صمدی یکی از عوامل مهم بروز رکود فعلی در بازار سهام، حرکت غیرمسئولانه مجلس در غالب بودجه سال ۹۳ بود که با بی تفاوتی دولت در این خصوص نیزهمراه شد. در شرایط فعلی نیز عملکرد دولت در خصوص حمایت از بازار سهام بسیار ضعیف و ناکارآمد است. به عنوان مثال سازمان بورس علی­رغم ابزارهایی که در اختیار دارد نتوانسته است شرکت­های حقوقی بازار را به حرکت وادار کند. بحث ناهماهنگی­های موجود بین وزرا از جمله وزیر اقتصاد و نفت در مورد شرکت­های بورسیگروه فرآورده ­های نفتی شاهد این مدعاست. ایشان در ادامه فرمودند:

یکی از سیاست­هایی که دولت باید اجرا کند الزام بانک­ها در کاهش نرخ سود سپرده هاست اما متأسفانه دولت این سیاست را می­خواهد به بدترین شکل ممکن یعنیبه صورت چکشی از ۲۲در صد به ۱۰درصد انجام دهد. بدیهی است بانک­ها در این مورد موضع­گیری می­کنند و به اشکال مختلف طفره می­روند. کاهش نرخ سود باید تدریجی و با کنترل شدید باشد. مثلاً سود حساب­هاییک­ساله ۲۰ درصد، شش ماهه ۱۸ درصد، سه ماهه ۱۶ درصد و روز شمار ۱۴ درصد که بانرخ تورم فعلی همخوانی دارد.

یکی دیگر از ضعف­های تیم اقتصادی فعلی، تمرکز بیش از حد بر کنترل تورم و رها کردن بقیه مسئولیت­هااست.به عنوان مثال از آقای وزیر باید سؤال شود چرا "خروج غیرتورمی از رکود" مورد تأکید بسیار است اما "مهار غیررکودی تورم" گم شده است. ملتی که متأسفانه با تورم ۲۵ درصدی خو گرفته را نمی­شود به زور به سمت تورم تک رقمی سوق داد، قطعاًاین رویکرد به زمان بیشتری نیازدارد.

مجدداً تأکید می­کنم که اصرار بیش از حد بر کاهش تورم، بسیار خطرناک است. زیرا در برخی از موارد می­تواند طرف عرضه را تحت فشار قرار دهد که خود یک تورم جدیدی ایجاد خواهد کرد و اثربخشی اولیه سیاست ضدتورمی را خنثی می­کند. به عبارتی کاهش تورم، تابعیu شکل خواهد بود.

این نکته را هم اضافه کنم که رساله دکتری وزیر محترم اقتصاد "شناخت تورم و راههای مبارزه با تورم" بوده است. البته نباید بی انصافی کنیمزیرا مدیریت نقدینگی و کنترل تورم در اسفند ۹۲ اقدامی بسیار ارزشمند بود لیکن بحث من این است که اصرار بیش از حد فعلی خطرناک است. برای عبور از این مشکل آقای دکتر صمدی معتقدند که از پتانسیل بخش توریسمنیز نباید غافل شویمزیرا هم نقد است و هم اشتغال­زایی بسیار بالایی دارد البته بایدبه شیوه­ای اجرا شود که تمامی گروه­های سیاسی را راضی نگه دارد.

در زمینه قیمت­های بازار سهام ایشان معتقدند که کف بودن وضیت فعلیتابع شرایط فردا است و حالت نسبی دارد."توافق فردا یعنی کف بودن امروز". زمانی که بازار سرمایه بر اساس P/D و با احتساب خواب سرمایه و منافع ناشی از افزایش سرمایهبتواند بطور متوسط بازدهی ۲۰ درصدی ایجاد کند آنگاه می­توان بازدهی بازار سرمایه را با بازدهی بدون ریسک مقایسه کرد. در واقع در محاسبات نرخ بازدهیباید پاداش ریسک ورود و باقی ماندن در بازار هم لحاظ شود یعنی بازدهی بازار سهام باید حداقل ۵ درصد از بازدهی بدون دغدغه سپرده در بانک بالاتر باشد. اما کاهش نرخ سود مورد نظر دولت، فقط در نرخ سود روزشمار سپرده­ها است و سود سپرده­های یک­ساله کماکان ۲۲ درصد هست.

صحبت­های جناب آقای دکتر بهمنی:

برای پاسخ به سوال "نقش دولت و سازمان بورس در تحولات اخیر بازار سرمایه"باید پرسید چرا بورس رشد کرد و چرا با افت مواجه شد. تضعیف ارزش ریال و انتظارات خوشبینانه تحولات سیاسی که به جا هم بود سودآوری شرکت­ها را تحت تأثیر قرار داد و ناامیدی از اقدامات دولت که خود را ابتدا در بودجه نشان داد به اضافه مسائل بین­المللی، بر بورس شوک ایجاد کرد. بی ثباتی و ضعف سیاست­گذاری دولت که برای نمونه خود را در قیمت­گذاری نهاده­های نفتی نشان داد بی­ثباتی در بورس را تشدید کرد.

همانگونه که آقای دکتر صمدی اشاره کردند هماهنگی در تیم اقتصادی دولت مشاهده نمی­شود. شاهد این مدعا لایحه خروج از رکود تورمی است که به نظر می­رسد بیشتر اهداف سیاسی را دنبال می­کند تا این که یک برنامه منسجم و کارشناسی شده باشد.

مسأله نقدینگی و نقش بانک­ها و دولت نیز بسیار مهم است. از طرفی در سطح کلان نقدینگی زیاد است اما بنگاه­ها با کمبود نقدینگی مواجه هستند. در شرایط رکود بنگاه­ها نمی توانند جریان درآمد و هزینه را هماهنگ کنند و مشکل نقدینگی به یک مسأله بلندمدت برای بنگاه تبدیل می­شود کهراهی جز تعدیل اندازه بنگاه برای این منظور وجود ندارد. حتی می­توان گفت اعطای تسهیلات مشکل بنگاه را تشدید می­کند چون در بازپرداخت ناتوان استلذا رکود اخیر از این جهت بر شرکت­های بورسی بی­تأثیر نبوده است. در واقع مسأله کمبود نقدینگی در سطح خرد و نقدینگی زیاددر سطح کلان زاییده شرایط رکود تورمی است.شاید حساسیت و تأکید زیاد دولت بر تورم ریشه سیاسی داشته باشد و اینکه آنچه در کوتاه مدت دستیافتنی است کاهش تورم است نه افزایش تولید و اشتغال.البته انتظاراتبا کاهش تورم، کنترل شده و می­تواند به کمک سیاست­گذار بیاید اما در اینکه دولت موفق به کنترل تورم به آن میزان که می­گویند باید شک کرد.

مطمئناً رکود اقتصادی موجود در سطح کشور و شرایط نابسامان برخی از بازارهای هدف همسایه در رکود فعلی بازار سرمایه نقش داشته است. واقعیتی که به نظر می­رسد دولت به آن واقف اما در کشور روی آن اجماع نیست مسأله ارتباطات بین­المللی است و تأثیری که بر اقتصاد کشور داشته و دارد. عملکرد بازار هم این مطلب را تأیید می­کند که منتظر حل این مسأله است.

واقعیت دیگر که در اجرای سیاست اقتصادی دولت باید به آن توجه داشت عدم همراهی مجلس است.

در بسته خروج از رکود دولت بخش­هایی که به عنوان پیشران در نظر گرفته شده­اند کمترین ارتباط را با اقتصاد ملی دارند. به هر صورت اقتصاد می تواند از رکود خارج شود و با این دولت به این هدف امید هست. اما بعضاً با شعارهایی که این دولت می­دهد به یاد دولت قبل می­افتیم.

ایشان همچنین در مورد قیمت­های فعلی بازار فرمودند که نمی توان گفت بازار در کف قیمتی است. وقتی احتمال بدتر شدن شرایط بورس به خاطر مذاکرات یا هر چه دیگریوجود دارد چطور می­توان گفت که بازار در کف قیمت است.

در مورد چشم­انداز آینده بازار گفتند که بودجه سال آینده و مشخص شدن لایحه خروج ار رکود بر بازار اثرگذار استاما همانطور که فبلاً عرض کردم این لایحه را بیشتر سیاسی می­دانم.تکلیف این لایحه با بودجه سال آینده مشخص نیست. به موازات بودجه اگر باشد سردرگمی را بیشتر می کندتا پایان سال هم در قالب این لایحه کار خاصی نمی­توان کرد.

آنچه تا پایان سال می­توان اضافه کرد این است که اگر مذاکرات به نتیجه برسد آنگاه انتظارات خوشبینانه اثر خود را خواهد داشت و در غیر این صورت نتیجه عکس اتفاق می­افتد و امید به تغییر شرایط شرکت­های بورسی نیست.

صحبت­های جناب آقای مهندس فریدونی:

واقعیت این است که مردم ما سال­های سال به شرایط تورمی و رکود تورمی خو گرفته ولی تجربه رکود شدید به شکل فعلی را نداشته­اند. مردم به نوعی ترجیح می­دهند اجناس را با قیمت گران بخرند ولی چرخ اقتصاد بچرخد. اکنون همه فعالیت­ها در حالت نیمه تعطیل و تعطیل قرار گرفته و رکود همه چیز را تحت تأثیر قرار داده است. در واقع شرایطی است که هم طرف تقاضا و هم طرف عرضه تحت تأثیر منفی قرار گرفته و اگرچه سطح عمومی قیمت­ها کمی پایین آمده ولی در عین حال تولید ملی را هم شدیداً تحت تاثیر قرار داده است. برای اینکه به سوال " تأثیر رکود اخیر بر میزان فروش و سودآوری شرکت­های تولیدکننده" پاسخ داده باشم بایدبگویم که شرایط رکود به شدت بر میزان فروش و سودآوری شرکت­های فولادی اثر گذاشته است. به عنوان مثال ذوب­آهن اصفهان در فروردین حدود هزار میلیارد تومان فروش داشته است و از فروردین تا کنون ۱۵۰۰ میلیارد تومان! این در شرایطی است که از نظر وضعیت تولید در بهترین شرایط چند سال گذشته می­باشد زیرا طرح­های توسعه به بهره­برداری رسیده اند.

ایشان در ادامه فرمودند که در شرایطی که حداقل نرخ تأمین مالی بین ۲۵ تا ۳۰ درصد است چگونه تولید می تواند رونق بگیرد؟ تصور من این نیست که به زودی از رکود خارج می شویم. اگر مذاکرات هسته ای به نتیجه برسد حداقل بین شش ماه تا یک سال طول می کشد که این امر تأثیر خودش را نشان بدهد. محرکی برای خروج از رکود در شرایط فعلی وجود ندارد. به نظر من شروع خروج از رکود در شرایط در نیمه اول سال ۹۴ خواهد بود. البته نزدیک عید و پایان سال به علت مسائل روانی و خرید بیش از نیاز به دلیل اجتناب از پرداخت مالیات بر ارزش افزوده بیشتریه تحرک کوتاه­مدت و موقتی در بازارها ایجاد می­شود.

در مورد چشم­انداز بازار به نظر ایشان اوضاع بورس بدتر از این نخواهد شد مگر در صورت شکست مذاکرات. به نظر من در شش ماه پایانی سال اتفاق خاصی نخواهد افتاد و باید به بعد از آن امیدوار بود.

صحبت­های جناب آقای اعرابی:

کنترل تورم به نظر بنده خطرناک نیست. اگر رشد نقدینگی به شکل لجام گسیخته ادامه پیدا می­کرد تمام اقتصاد با مشکل عظیمی رو به رو می­شد. ما باید علت تورم را ابتدا بررسی کنیم و ببینیم چرا دولت قبل به گونه­ای رفتار کرد که اوضاع اقتصادی کشور در پرتگاه سقوط قرار گرفت. در مورد بازار سرمایه هم به نظر بنده بازار در کف خود قرار دارد و پارامترهای خوبی در آینده نزدیک سبب رشد دوباره بازار خواهد شد.اول کاهش تورم، دوم کاهش سود سپرده که سبب افزایش P/E بازار می­شود و سوم هم بهبود فضای سیاسی می­باشد.

رکود فعلی موقت است و به زودی وارد فضای رشد خواهیم شد. برای معالجه یک مریض بعضی وقت­ها شیمی­درمانی لازم است که سبب بروز زیان به بخش­های دیگر هم می­شود ولی بعد از شیمی­درمانی فرد زنده می­ماند. اقتصاد ما هم به شیمی­درمانی نیازمند بود که به درستی دارد انجام می­شود که در آینده نزدیک سبب بهبود فضای کلی اقتصاد می­شود.

صحبت­های جناب آقای دکتر عبداله پور:

در واقع باید از منظر مدیریت مالی و سرمایه­گذاری بیشتر به این بورس کوچک و کم­عمق نگاه کنیم و کمتر آن را به اقتصاد واقعی مرتبط بدانیم. بورس با برخی تمهیدات می­تواند رشدی ۲۰ درصدی را در کوتاه­مدت تجربه کند. پول هوشمند مطلع از زمان تصویب کاهش نرخ سود بانکی،به راحتی به بورس کوچک ما کوج می­کند و یک رشد کذایی را نشان می­دهد. در واقع رفتاری مبتنی بر سفته­بازی و نه سرمایه­گذاری. دولت بازیگر بزرگ همه بازار های ما می­باشد و به راحتی ریسک هر بازاری را کم وزیاد می­کند. دولت در کوتاه­مدت و حتی تا حدودی میان­مدت می­تواند با همین ابزارهای در اختیار بازارها را جهت دهد ولی در بلندمدت شاخص­های کلان اقتصادی و جهانی نقش بازی خواهند کرد.

با ثبات قیمتی،تکیه شرکت­ها می­بایست بیشتر بر نوع و تنوع و کیفیت محصول و همچنین کنترل هزینه تمام شده باشد. در واقع پا به میدان گذاشتن مدیریت و بازار یابیکه بنگاه­های موجود از این بخش دور هستند و حاکمیت شرکتی مبحثی غریب در میان شرکت­ها است.

در بازار صنایع در حال رشد مثل دارویی­ها تا حدودی علی­رغم کوچکی می­توانند به بورس کمک کنند. اگر به قیمت­ها نگاه کنیم بهتر است: سیمانی­ها و ساختمانی­ها زیر ارزش ذاتی خودشان معامله می­شوند. صنایع انفورماتیک،دارویی،مخابراتی،حمل ونقل دریای شمال و غذایی­های زیر ظرفیت دارای پتانسیل صادرات می­توانند رشد کنند. صنعت برق هم در ابتدای آزادسازی قیمت­ها و صادرات به بازارهای همسایه است وامکان رشد را دارد.

در صورت گشایش روابط، کیفیت و قدرت سود اکثر شرکت­ها به تدریج بهبود پیدا می­کند. مدیریت سود شرکت­ها و قدرت رسانه­ای تهییج­کننده رفتار هیجانی باب دل سفته­بازان را هم بیاد داشته باشیم که در این بازار کم عمق به راحتی جواب خواهد داد.

صحبت­های جناب آقای کرمعلیان:

دولت بین ۲ شاخص مهم اقتصادییعنی تورم و رونق (اشتغال) فعلاً کنترل تورم را در اولویت قرار داده است و این کنترل به بدترین شکل یعنی سیاست­های پولی که اثرگذاری سریع­تری دارند دنبال می­شود. تنها نقطه امید دولت حل مسأله هسته­ای و بهبود فضای کسب و کار در شرایط بدون تحریم است که متأسفانه تاکنون توفیق زیادی نیز نداشته است.

در خصوص بازار سرمایه باید دید رشد سال­های ۹۱ و ۹۲ بازار به واسطه بهبود تکنولوزی, افزایش کارایی شرکت ها، افزایش تولید و یا اجرای طرح­های توسعه بود یااین که افزایش قیمت­ها زاییده شرایط تورمی موجود در این سال­ها و افزایش حاشیه سود شرکت­ها به واسطه افزایش نرخ دلار و تورم موجود بوده است.

مطمئناً نرخ بالای سود بانکی و افزایش بازدهی بدون ریسک در ایجاد شرایط فعلی بازار نقش کلیدی و اساسی دارداما متأسفانه علی­رغم تأکید مکرر، مسئولین بانک­ها و موسسات مالی نه تنها کاهش نرخ سود نداشته­اند بلکه با ترفندهای مختلف حتی سودهای روزشمار ۲۷% هم می­دهند. همچنین در شرایط رکود داخلی فعلی، ریزش قیمت در بازار کالاهای جهانی هم سبب بروز مشکلاتی شده است.

در ۵/۱ سال گذشته تنها سیاستی از دولت که در خصوص بهبود فضای کسب و کار مشاهده شده است در زمینه بهبود اوضاع سیاسی و کاهش تحریم­ها و بالتبع افزایش سرمایه­گذاری خارجی و کاهش هزینه مبادله می­باشد.

آقای کرمعلیان در مورد وضعیت فعلی قیمت­های بازار معتقدند که با اطلاعات فعلی برخی از صنایع و گروه­ها در کف قیمتی هستنداما پتانسیل رشد زیادی هم در بازار وجود ندارد و در برخی از سهام­ها جای ریزش بیشتر وجود دارد. بطورکلی بیش از ۶۰% سهام های بازار با اطلاعات فعلی امکان ریزش بیشتر ندارند مگر اینکه رکود فعلی همچنان ادامه دار باشد و این امر سود و نهایتاp/e شرکت­ها را تحت تأثیر قرار دهد.

به نظر ایشان اولین عامل و شاید مهمترین عامل رکود فعلی بازار، نرخ بازدهی بدون ریسک وکاهش انتظارات تورمی است.چیزی که باعث می شود پول­ها به سمت بازار پول برود نه بازار سرمایه. در صورت تثبیت نرخ سود بانکی در محدوده فعلی و عدم رشد قیمت دلار، کلیت بازار در وضعیت فعلی درجا خواهد زد و تنها برخی گروه­ها و تک سهام­ها به واسطه ارزندگی و برخی به دلیل حرکت­های سفته­بازانه رشد خواهند داشت. البته بازار بورس ما بازار بسیار کوچکی است و دولت با اندک سیاستی قادر به حرکت ان استولیکن الان عزمی از جانب دولت برای حرکت بازار سرمایه دیده نمی­شود.

صحبت­های جناب آقای دکتر شمس:

اگر به قیمت سهام به عنوان بازتاب سودهای تنزیلی آتی شرکت­ها نگاه شود و با در نظر گرفتن عامل فرانشیز برای محاسبه P/Eتارگت اکنون اکثر سهام بازار در کف قیمت هستند. البته کف قیمت سهم پایین­تر هم می­تواند باشد اما برای سرمایه­گذاری­های میان­مدت و بلندمدت­تر افق اقتصاد کلان کشور در تلفیق با عامل فرانشیز و محاسبه عوامل سود شرکت ها و DDM نقطه ورود مناسبی در این سطوح قیمتی ایجاد شده است. از دید فعالان بزرگ بازار بلندمدت یعنی خرید با دید مجمع که این امر به وضوح در شرکت­های سرمایه­گذاری با سرمایه بیشتر از ١٠٠ میلیارد تومان دیده می­شود هرچند ممکن است به اهداف قیمت در مدت یک ماه برسند و از سهم خارج شوند.

به نظر بنده به صورت کلی نمی­توان نظر داد هر سهم و هر صنعت شرایط خاص خود را دارد. با این وضعیت مثلاً شرکت ملی مس ایران مجمع خوبی ندارد اما با همین وضع شرکت فولاد مبارکه مشکل جدی نخواهد داشت و در این قیمت گران نیست. خودرو با این قیمت و این وضعیت ارزندست و ...

اگر دید سرمایه­گذار حفظ ارزش زمانی پول با توجه به تورم و ترخ بازده بدون ریسک باشد شش ما هه دوم سال با دید حصول توافق از بازارهای موازی بسیار جذاب تر است.

1393/07/22 از نهایت‌نگر
0
/
1
یک دقیقه وقت دارید؟
شما تنها یک قدم با به اشتراک گذاشتن اولین ایده خود فاصله دارید. برای انتشار مطالب خود در ارشن، لطفا ثبت‌نام خود را تکمیل کرده و شماره‌ی همراه خود را فعال نمایید.
تکمیل پروفایل
نمایش {{content.commentsTotal - content.comments.length}} نظر قبلی
علت امتیاز منفی

×
بله
خیر
تغییرات شاخص
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
وضعیت بازار : {{closedTitle(tepix.isClosed)}}
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
فرابورس
{{absValueChange(tepix.faraBourseChange)}}
{{tepix.faraBourseIndex}}
شاخص 50 شرکت
{{absValueChange(tepix.companyFiftyChange)}}
{{tepix.companyFiftyIndex}}
شاخص آزاد شناور
{{absValueChange(tepix.freeFloatChange)}}
{{tepix.freeFloatIndex}}
شاخص مالی
{{absValueChange(tepix.financialChange)}}
{{tepix.financialIndex}}
شاخص صنعت
{{absValueChange(tepix.indastryChange)}}
{{tepix.indastryIndex}}
2222
33333