رسانه اجتماعی - تحلیلی بازار سرمایه

GDP چگونه محاسبه می‌شود؟
نوع تحلیل : گزارش   |   نظر کارشناس : بدون تغییر

125

: تولید ناخالص داخلی به عنوان مهم‌ترين شاخص عملكرد اقتصادي، در تجزیه و تحلیل‌های بورسی کاربرد فراوانی دارد. سودآوری بنگاه‌هایی که در یک اقتصاد حضور دارند عامل جلو برنده رشد اقتصادی است لذا پیش‌بینی رشد اقتصاد، به نوعی پیش‌بینی وضعیت آینده بنگاه‌های اقتصادی و سودآوری‌شان است. در مطلب زیر تلاش شده مفهوم تولید ناخالص داخلی با زبانی ساده تعریف شود.

تولید ناخالص داخلی Gross Domestic Product - GDP

کل ارزش ریالی محصولات نهایی تولیدشده توسط واحدهای اقتصادی مقیم کشور در دوره زمانی معین (سالانه یا فصلی) را تولید ناخالص داخلی می نامند. برخی کالاها و خدمات مانند قاچاق یا تجارت مشروبات الکلی با وجود اینکه از مکانیسم بازار عبور می کنند در محاسبه تولید ناخالص داخلی لحاظ نمی شوند. در عین حال کالاها و خدماتی نیز وجود دارند که بدون عبور از مجرای بازار در تولید ناخالص داخلی محاسبه می شوند. به عنوان مثال اشخاص بابت منزلی که خود صاحب آن هستند و در آن سکونت دارند، اجاره ای نمی پردازند در حالی که این اجاره در تولید ناخالص داخلی لحاظ می شود. یا مثلاً سپرده گذاران کارمزدی بابت سپرده های جاری نمی پردازند در حالی که در این کارمزد در حساب های ملی وارد می شود.

هریک از محصولات تولید شده در اقتصاد به منظور تبدیل به محصول نهایی چندین مرحله را طی می کنند. مثلاً نان، به عنوان یک محصول نهایی که مستقیماً به مصرف می رسد، از مراحلی مانند تولید گندم و آرد می گذرد. روشن است که در محصولات پیچیده صنعتی تعداد مراحل تبدیل یا فراوری بیشتر است. بهرحال در برآورد تولید ناخالص داخلی باید ارزش محصول نهایی ( نان ) را مورد استفاده قرار داد، زیرا ارزش آرد در آن مستتر است، چنانکه ارزش گندم بطور ضمنی در آرد وجود دارد. اگر ارزش هر یک از این مراحل را جداگانه در تولید ناخالص داخلی منظور کنیم در واقع ارزش محصولات تولید شده در اقتصاد را بیشتر از میزان واقعی برآورد کرده ایم. به همین دلیل در تعریف بالا بر کلمه نهایی تاکید شده است.

در عمل می توان ارزش محصول تولیدی در هر مرحله را منظور کرد به شرطی که در هر مرحله تنها ارزش جدید تولید شده را به ارزش مرحله قبل اضافه نمود. در مثال نان، در صورتی که ارزش گندم و آرد تولید شده برای تولید یک قرص نان به ترتیب برابر ۱۰ و ۱۵ ریال بوده و ارزش یک قرص نان نیز ۲۰ ریال باشد، در آن صورت میزان ارزش جدید ایجاد شده در هر مرحله برابر با ۱۰ ، ۵ (=۱۰-۱۵) و ۵ (=۱۵-۲۰) ریال خواهد بود که جمع آن ۲۰ ریال و برابر با ارزش محصول نهایی ( نان ) می باشد. با این مثال روشن می شود که جمع ارزش های جدید ایجاد شده در هر مرحله، معادل ارزش محصول نهایی است.

مطابق با مثال بالا، گندم در تولید آرد و آرد در تولید نان مورد استفاده قرار می گیرد. آرد و نان ستانده های هر مرحله از تولید هستند. از طرف دیگر به محصولی که خود به منظور تولید محصول دیگر مورد استفاده قرار گرفته و در فرایند تولید کلاً به مصرف می رسد، محصول واسطه و به این فرایند مصرف واسطه گویند. تفاضل ارزش ستانده و مصرف واسطه همان ارزش جدید ایجاد شده یا ارزش افزوده است. به منظور محاسبه تولید ناخالص داخلی ارزش افزوده هر فعالیت بر اساس روش فوق استخراج شده و در نهایت از جمع ارزش افزوده های کل اقتصاد، تولید ناخالص داخلی بدست می آید.

در صورتیکه در یک اقتصاد فرضی دو نوع کالای نهایی ( نان و گوشت ) تولید شود، ارزش تولید ناخالص داخلی برابر خواهد بود با ارزش واحد دو محصول مذکور در مقدار تولیدی آنها. به بیان دیگر اگر در همان اقتصاد فرضی ۱۰۰۰ قرص نان و ۵۰۰ کیلو گوشت به ارزش واحد ۲۰ و ۴۰ ریال تولید شود، ارزش تولید ناخالص داخلی عبارتست از:

۴۰۰۰۰ = (۴۰*۵۰۰) + (۲۰*۱۰۰۰)

به عبارت دیگر ارزش تولید ناخالص داخلی به قیمت های جاری ۴۰۰۰۰ ریال می باشد ، زیرا قیمت نان و گوشت، قیمت دوره یا سال جاری است. اگر در سال بعد ۱۰۰۰ قرص نان و ۵۰۰ کیلو گوشت به قیمت های ۲۵ و ۵۰ ریال تولید شود، ارزش تولید ناخالص داخلی برابر خواهد بود:

۵۰۰۰۰ = (۵۰*۵۰۰) + (۲۵*۱۰۰۰)

مقدار بدست آمده نسبت به سال قبل از رشدی معادل ۲۵ درصد برخوردار می باشد. با این وجود رشد فوق حاصل افزایش مقدار تولید محصولات نبوده، بلکه حاصل افزایش قیمت محصولات است. اگر بخواهیم اثر افزایش قیمت را از محاسبات سال بعد حذف کنیم باید مقدار تولید محصولات را در قیمت های معیار یا قیمت های پایه (در این مثال قیمت های سال قبل) ضرب کنیم. در اینصورت به همان رقم ۴۰۰۰۰ ریال می رسیم که گویای این است که تولید واقعی اقتصاد صفر درصد رشد داشته یا اصلاً رشدی نداشته است. به فرایند حذف اثر تغییرات قیمت محصولات از نتایج محاسبات ملی، محاسبات به قیمت های ثابت می گویند. آنچه که در ادبیات اقتصادی به رشد اقتصادی یا رشد تولید ناخالص داخلی موسوم است، بر محاسبات به قیمت های ثابت استوار است. بنابراین وقتی گفته می شود در برنامه پنجساله توسعه اقتصادی رشد متوسط تولید ناخالص داخلی ۸ درصد هدف گذاری شده است منظور رشد ۸ درصدی بر اساس محاسبات به قیمت های ثابت است.

به روش محاسبه یا برآورد تولید ناخالص داخلی که توضیح ساده آن ارائه گردید، روش تولید گفته می شود. در حسابهای ملی ایران روش تولید (جمع ارزش افزوده ها) به عنوان روش اصلی محاسبه تولید ناخالص داخلی مورد استفاده قرار می گیرد.

علاوه بر روش تولید، روش های هزینه نهایی و سهم عوامل تولید دو روش شناخته شده دیگر در برآورد تولید ناخالص داخلی می باشند. در روش هزینه نهایی، با جمع هزینه های نهایی واحدهای اقتصادی، تولید ناخالص داخلی برآورد می گردد. در واقع می توان فرض کرد که محصولات تولید شده در داخل (تولید ناخالص داخلی) به صورت های مختلف به مصرف می رسد. بطور مشخص، این محصولات یا به مصرف نهایی خانوار و دولت می رسند، یا سرمایه گذاری (ثابت و درگردش) می شوند، یا صرف صادرات به دیگر کشورها می گردند. از آنجا که در مصرف، سرمایه گذاری و حتی صادرات، کالاهای وارداتی نیز یافت می شود، با کسر کردن کل رقم واردات از جمع اقلام مذکور، تولید ناخالص داخلی بدست می آید که باید معادل تولید ناخالص داخلی محاسبه شده از روش تولید باشد. به طور خلاصه در روش هزینه نهایی تولید ناخالص داخلی از رابطه زیر بدست می آید:

Y=CP+CG+I+(X-M)

در رابطه فوق Y تولید ناخالص داخلی، CP مصرف خصوصی، CG مصرف دولت، I تشکیل سرمایه ناخالص (سرمایه گذاری ناخالص)، X صادرات و M واردات می باشد.

ذکر این نکته لازم است که تولید ناخالص داخلی بدست آمده از روش هزینه نهایی به قیمت بازار بوده و به اندازه خالص مالیات های غیرمستقیم با تولید ناخالص داخلی به قیمت پایه که از روش تولید بدست می آید متفاوت است. به عبارت دیگر:

خالص مالیات های غیرمستقیم + تولید ناخالص داخلی به قیمت پایه = تولید ناخالص داخلی به قیمت بازار

روش سهم یا درآمد عوامل تولید، سهمی است که هریک از عوامل دخیل در فرایند تولید کسب می کنند. در این روش با جمع جبران خدمات پرداختی و مازاد عملیاتی (شامل سود عملیاتی، خالص بهره پرداختی و اجاره منابع طبیعی) تولید ناخالص داخلی محاسبه می گردد.

اقلامی مانند تولید ناخالص سرانه، تولید (درآمد) ناخالص ملی، درآمد (خالص) ملی و درآمد سرانه از مشتقات تولید ناخالص داخلی می باشند که روابط محاسباتی مربوط به هریک عبارتند از:

خالص درآمد عوامل تولید از خارج + تولید ناخالص داخلی به قیمت بازار = تولید (درآمد) ناخالص ملی

استهلاک - درآمد ناخالص ملی = درآمد خالص ملی

یادآور می گردد که همه اقلام سرانه حاصل تقسیم رقم اصلی به جمعیت کشور می باشند.

گردآورنده: پانیذ نوربخش

منبع: cbi



: تولید ناخالص داخلی به عنوان مهم‌ترين شاخص عملكرد اقتصادي، در تجزیه و تحلیل‌های بورسی کاربرد فراوانی دارد. سودآوری بنگاه‌هایی که در یک اقتصاد حضور دارند عامل جلو برنده رشد اقتصادی است لذا پیش‌بینی رشد اقتصاد، به نوعی پیش‌بینی وضعیت آینده بنگاه‌های اقتصادی و سودآوری‌شان است. در مطلب زیر تلاش شده مفهوم تولید ناخالص داخلی با زبانی ساده تعریف شود.

تولید ناخالص داخلی Gross Domestic Product - GDP

کل ارزش ریالی محصولات نهایی تولیدشده توسط واحدهای اقتصادی مقیم کشور در دوره زمانی معین (سالانه یا فصلی) را تولید ناخالص داخلی می نامند. برخی کالاها و خدمات مانند قاچاق یا تجارت مشروبات الکلی با وجود اینکه از مکانیسم بازار عبور می کنند در محاسبه تولید ناخالص داخلی لحاظ نمی شوند. در عین حال کالاها و خدماتی نیز وجود دارند که بدون عبور از مجرای بازار در تولید ناخالص داخلی محاسبه می شوند. به عنوان مثال اشخاص بابت منزلی که خود صاحب آن هستند و در آن سکونت دارند، اجاره ای نمی پردازند در حالی که این اجاره در تولید ناخالص داخلی لحاظ می شود. یا مثلاً سپرده گذاران کارمزدی بابت سپرده های جاری نمی پردازند در حالی که در این کارمزد در حساب های ملی وارد می شود.

هریک از محصولات تولید شده در اقتصاد به منظور تبدیل به محصول نهایی چندین مرحله را طی می کنند. مثلاً نان، به عنوان یک محصول نهایی که مستقیماً به مصرف می رسد، از مراحلی مانند تولید گندم و آرد می گذرد. روشن است که در محصولات پیچیده صنعتی تعداد مراحل تبدیل یا فراوری بیشتر است. بهرحال در برآورد تولید ناخالص داخلی باید ارزش محصول نهایی ( نان ) را مورد استفاده قرار داد، زیرا ارزش آرد در آن مستتر است، چنانکه ارزش گندم بطور ضمنی در آرد وجود دارد. اگر ارزش هر یک از این مراحل را جداگانه در تولید ناخالص داخلی منظور کنیم در واقع ارزش محصولات تولید شده در اقتصاد را بیشتر از میزان واقعی برآورد کرده ایم. به همین دلیل در تعریف بالا بر کلمه نهایی تاکید شده است.

در عمل می توان ارزش محصول تولیدی در هر مرحله را منظور کرد به شرطی که در هر مرحله تنها ارزش جدید تولید شده را به ارزش مرحله قبل اضافه نمود. در مثال نان، در صورتی که ارزش گندم و آرد تولید شده برای تولید یک قرص نان به ترتیب برابر ۱۰ و ۱۵ ریال بوده و ارزش یک قرص نان نیز ۲۰ ریال باشد، در آن صورت میزان ارزش جدید ایجاد شده در هر مرحله برابر با ۱۰ ، ۵ (=۱۰-۱۵) و ۵ (=۱۵-۲۰) ریال خواهد بود که جمع آن ۲۰ ریال و برابر با ارزش محصول نهایی ( نان ) می باشد. با این مثال روشن می شود که جمع ارزش های جدید ایجاد شده در هر مرحله، معادل ارزش محصول نهایی است.

مطابق با مثال بالا، گندم در تولید آرد و آرد در تولید نان مورد استفاده قرار می گیرد. آرد و نان ستانده های هر مرحله از تولید هستند. از طرف دیگر به محصولی که خود به منظور تولید محصول دیگر مورد استفاده قرار گرفته و در فرایند تولید کلاً به مصرف می رسد، محصول واسطه و به این فرایند مصرف واسطه گویند. تفاضل ارزش ستانده و مصرف واسطه همان ارزش جدید ایجاد شده یا ارزش افزوده است. به منظور محاسبه تولید ناخالص داخلی ارزش افزوده هر فعالیت بر اساس روش فوق استخراج شده و در نهایت از جمع ارزش افزوده های کل اقتصاد، تولید ناخالص داخلی بدست می آید.

در صورتیکه در یک اقتصاد فرضی دو نوع کالای نهایی ( نان و گوشت ) تولید شود، ارزش تولید ناخالص داخلی برابر خواهد بود با ارزش واحد دو محصول مذکور در مقدار تولیدی آنها. به بیان دیگر اگر در همان اقتصاد فرضی ۱۰۰۰ قرص نان و ۵۰۰ کیلو گوشت به ارزش واحد ۲۰ و ۴۰ ریال تولید شود، ارزش تولید ناخالص داخلی عبارتست از:

۴۰۰۰۰ = (۴۰*۵۰۰) + (۲۰*۱۰۰۰)

به عبارت دیگر ارزش تولید ناخالص داخلی به قیمت های جاری ۴۰۰۰۰ ریال می باشد ، زیرا قیمت نان و گوشت، قیمت دوره یا سال جاری است. اگر در سال بعد ۱۰۰۰ قرص نان و ۵۰۰ کیلو گوشت به قیمت های ۲۵ و ۵۰ ریال تولید شود، ارزش تولید ناخالص داخلی برابر خواهد بود:

۵۰۰۰۰ = (۵۰*۵۰۰) + (۲۵*۱۰۰۰)

مقدار بدست آمده نسبت به سال قبل از رشدی معادل ۲۵ درصد برخوردار می باشد. با این وجود رشد فوق حاصل افزایش مقدار تولید محصولات نبوده، بلکه حاصل افزایش قیمت محصولات است. اگر بخواهیم اثر افزایش قیمت را از محاسبات سال بعد حذف کنیم باید مقدار تولید محصولات را در قیمت های معیار یا قیمت های پایه (در این مثال قیمت های سال قبل) ضرب کنیم. در اینصورت به همان رقم ۴۰۰۰۰ ریال می رسیم که گویای این است که تولید واقعی اقتصاد صفر درصد رشد داشته یا اصلاً رشدی نداشته است. به فرایند حذف اثر تغییرات قیمت محصولات از نتایج محاسبات ملی، محاسبات به قیمت های ثابت می گویند. آنچه که در ادبیات اقتصادی به رشد اقتصادی یا رشد تولید ناخالص داخلی موسوم است، بر محاسبات به قیمت های ثابت استوار است. بنابراین وقتی گفته می شود در برنامه پنجساله توسعه اقتصادی رشد متوسط تولید ناخالص داخلی ۸ درصد هدف گذاری شده است منظور رشد ۸ درصدی بر اساس محاسبات به قیمت های ثابت است.

به روش محاسبه یا برآورد تولید ناخالص داخلی که توضیح ساده آن ارائه گردید، روش تولید گفته می شود. در حسابهای ملی ایران روش تولید (جمع ارزش افزوده ها) به عنوان روش اصلی محاسبه تولید ناخالص داخلی مورد استفاده قرار می گیرد.

علاوه بر روش تولید، روش های هزینه نهایی و سهم عوامل تولید دو روش شناخته شده دیگر در برآورد تولید ناخالص داخلی می باشند. در روش هزینه نهایی، با جمع هزینه های نهایی واحدهای اقتصادی، تولید ناخالص داخلی برآورد می گردد. در واقع می توان فرض کرد که محصولات تولید شده در داخل (تولید ناخالص داخلی) به صورت های مختلف به مصرف می رسد. بطور مشخص، این محصولات یا به مصرف نهایی خانوار و دولت می رسند، یا سرمایه گذاری (ثابت و درگردش) می شوند، یا صرف صادرات به دیگر کشورها می گردند. از آنجا که در مصرف، سرمایه گذاری و حتی صادرات، کالاهای وارداتی نیز یافت می شود، با کسر کردن کل رقم واردات از جمع اقلام مذکور، تولید ناخالص داخلی بدست می آید که باید معادل تولید ناخالص داخلی محاسبه شده از روش تولید باشد. به طور خلاصه در روش هزینه نهایی تولید ناخالص داخلی از رابطه زیر بدست می آید:

Y=CP+CG+I+(X-M)

در رابطه فوق Y تولید ناخالص داخلی، CP مصرف خصوصی، CG مصرف دولت، I تشکیل سرمایه ناخالص (سرمایه گذاری ناخالص)، X صادرات و M واردات می باشد.

ذکر این نکته لازم است که تولید ناخالص داخلی بدست آمده از روش هزینه نهایی به قیمت بازار بوده و به اندازه خالص مالیات های غیرمستقیم با تولید ناخالص داخلی به قیمت پایه که از روش تولید بدست می آید متفاوت است. به عبارت دیگر:

خالص مالیات های غیرمستقیم + تولید ناخالص داخلی به قیمت پایه = تولید ناخالص داخلی به قیمت بازار

روش سهم یا درآمد عوامل تولید، سهمی است که هریک از عوامل دخیل در فرایند تولید کسب می کنند. در این روش با جمع جبران خدمات پرداختی و مازاد عملیاتی (شامل سود عملیاتی، خالص بهره پرداختی و اجاره منابع طبیعی) تولید ناخالص داخلی محاسبه می گردد.

اقلامی مانند تولید ناخالص سرانه، تولید (درآمد) ناخالص ملی، درآمد (خالص) ملی و درآمد سرانه از مشتقات تولید ناخالص داخلی می باشند که روابط محاسباتی مربوط به هریک عبارتند از:

خالص درآمد عوامل تولید از خارج + تولید ناخالص داخلی به قیمت بازار = تولید (درآمد) ناخالص ملی

استهلاک - درآمد ناخالص ملی = درآمد خالص ملی

یادآور می گردد که همه اقلام سرانه حاصل تقسیم رقم اصلی به جمعیت کشور می باشند.

گردآورنده: پانیذ نوربخش

منبع: cbi


44 روز پیش
0
/
10
یک دقیقه وقت دارید؟
شما تنها یک قدم با به اشتراک گذاشتن اولین ایده خود فاصله دارید. برای انتشار مطالب خود در ارشن، لطفا ثبت‌نام خود را تکمیل کرده و شماره‌ی همراه خود را فعال نمایید.
تکمیل پروفایل
نمایش {{content.commentsTotal - content.comments.length}} نظر قبلی
علت امتیاز منفی

×
بله
خیر
تغییرات شاخص
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
وضعیت بازار : {{closedTitle(tepix.isClosed)}}
شاخص کل
{{tepix.change}}
{{tepix.index}}
فرابورس
{{absValueChange(tepix.faraBourseChange)}}
{{tepix.faraBourseIndex}}
شاخص 50 شرکت
{{absValueChange(tepix.companyFiftyChange)}}
{{tepix.companyFiftyIndex}}
شاخص آزاد شناور
{{absValueChange(tepix.freeFloatChange)}}
{{tepix.freeFloatIndex}}
شاخص مالی
{{absValueChange(tepix.financialChange)}}
{{tepix.financialIndex}}
شاخص صنعت
{{absValueChange(tepix.indastryChange)}}
{{tepix.indastryIndex}}
2222
33333